 کرده است.(6) 
در مورد سبب نزول این آیه از دیدگاه شیعه گفته‏اند: وقتی که خداوند متعال به پیامبرش(ص) وحی کرد که علی را برای مردم بعنوان امام معرفی کند، معاذ بن جبل به او نفوذ کرد و گفت: در ولایت علی، اولی و دومی‏(منظورش ابوبکر و عمر است) را شریک کن! تا مردم با این سخن تو آرامش بیابند و تو را تأیید کنند، وقتی که خداوند متعال این آیه را نازل فرمود:(يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَيْکَ مِن رَّبِّکَ) (مائده / 67)
اي فرستاده (خدا، محمّد مصطفي! ) هر آنچه از سوي پروردگارت بر تو نازل شده است (به تمام و كمال و بدون هيچ گونه خوف و هراسي، به مردم) برسان.
وقتی این آیه نازل فرمود، پیامبر(ص) به جبرئیل شکایت کرد و گفت: مردم مرا تکذیب می‌کنند، و از من نمی‌پذیرند. آنگاه خداوند متعال این آیه را نازل فرمود: 
(وَلَقَدْ أُوحِيَ إِلَيْکَ وَإِلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِکَ لَئِنْ أَشْرَکْتَ لَيَحْبَطَنَّ عَمَلُکَ وَلَتَکُونَنَّ مِنَ الْخَاسِرِينَ) (زمر / 65).
و برای اینکه خواننده بخوبی درک کند که شیعه تا چه ‏اندازه ‭ایات را دستخوش تحریف و تبدیل قرار می‌دهند، و حاضرند برای تغییر معنای این آیه و آیات قبل و بعد از این دسیسه‌چینی کنند، معنی این آیه را توضیح می‌دهیم. خداوند متعال فرمود: 
(قُلْ أَفَغَيْرَ اللَّهِ تَأْمُرُونِّي أَعْبُدُ أَيُّهَا الْجَاهِلُونَ(64) وَلَقَدْ أُوحِيَ إِلَيْکَ وَإِلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِکَ لَئِنْ أَشْرَکْتَ لَيَحْبَطَنَّ عَمَلُکَ وَلَتَکُونَنَّ مِنَ الْخَاسِرِينَ(65)) (زمر/ 64-65).
بگو: اي نادانان! آيا به من دستور مي‌دهيد كه غير خدا را پرستش كنم‌؟! به تو و به يكايك پيغمبران پيش از تو وحي شده است كه اگر شرك ‌ورزي كردارت (باطل و بي‌پاداش مي‌گردد و) هيچ و نابود مي‌شود، و از زيانكاران خواهي بود.
همانگونه که از روند آیه معلوم است؛ این آیه متعلق است به توحید خداوند متعال، امّا آنها این مسأله را تغییر داده ‌و چنین برداشت کرده‏اند که ‭این آیه به علی مربوط می‌باشد، در حالیکه اصلاً ذکر و یادی از او در این آیه نشده است. گویی آنها علی را با لفظ جلاله‭ی «الله» تعبير داده و «عبادت» مذکور را همان ولایت قرار داده‏اند، در حالی که معنای آیه کاملاً واضح و دلالتش روشن است و میان معنای آن و تأویل مذکور شیعه کمترین پیوند و ارتباطی وجود ندارد.(7) 
اهل علم در تفسیر آن آیه گفته‏اند: وقتی که مشرکان پیامبر(ص) را به بازگشت به بت‌پرستی فرا خواندند، خداوند متعال به پیامبرش(ص) فرمان داد که‭این مطلب را به مشرکان بگوید. آنها گفتند: این دین پدرانت است(8) ! و معنای آن چنین است: ای پیامبر(ص) به مشرکان قومت بگو: ای جاهلان! آیا مرا به عبادت غیر خداوند متعال دعوت می‌کنید؟ در حالیکه به غیر از خداوند متعال هیچ چیز و هیچ کسی شایسته‭ی عبادت و بندگی نیست. چون فرمان دادن به عبادت غیر خداوند متعال فقط از طرف شخصی گمراه و احمق و جاهل صادر می‌شود، خداوند متعال آنها را با وصفی که متقضی آنست، ندا داد و فرمود:(أَيُّهَا الْجَاهِلُونَ)(ای جاهلان! ) (زمر/64)، سپس خداوند متعال بیان فرمود که او به پیامبران و رسولان قبل از او وحی فرستاده است که اگر برای خدا شریک قایل شوی، عملت نابود می‌شود. این امر در راستای تبیین خطر شرک و پلیدی آن می‌باشد. وقتی خداوند خطاب به کسی که هرگز مرتکب شرک نخواهد شد چنین تهدید سختی را بیان فرمود، پس در رابطه با غیر او (عامة مسلمانان) چگونه باید باشد؟! سپس خداوند متعال فرمود: «بلکه خدا را عبادت کن! » یعنی آنچه را که مشرکان به تو دستور داده‏اند، عبادت و بندگی مکن! بلکه فقط خداوند متعال را خالصانه و بجای همه خدایان دروغین و بت‌ها عبادت و بندگی نما! (9) 
همانگونه که ملاحظه می‌کنید، این معنی کاملاً واضح است و فقط برای کسی گنگ و مبهم می‌نمایاند که هواپرست، کینه‌توز و مغرض باشد، چون چنین کسی هوا و هوسش او را از دیدن حق نابینا ساخته است. این گروه که ‭این روایت‌ها را جعل و وضع کرده‏اند، نهایت دغدغه و هدفشان این است که برای تئوری خودشان یعنی «امامت» در قرآن کریم دلیل و سندی بیابند، حتی اگر این کار به قیمت تحریف آیات قرآن هم تمام شود! ! باری، این دسته در این راستا کورکورانه گام برداشته‏اند و در زمینه‭ی استدلال و استناد جویی خود به اصلی لغوی یا عقلانی متکی نیستند، چه رسد به اصل شرعی و دینی. چنانکه ‭این مسأله در روایتی که به ساحت مقدس پیامبر(ص) بی‌ادبی و بی‌احترامی‏می‌کند کاملاً نمایان است. در آن روایت، پیامبر(ص) بعنوان شخصی ترسناک و هراسیده از قومش ترسیم می‌شود که نمی‌داند آیا دستور خدایش را اجرا کند یا اجرا ننماید؟! تا جایی که وقتی این شک و تردید را وانهاد که با تهدید خداوند مبنی بر نابودی اعمالش مواجه شد.(10) 
------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) اصول کافی (1/427) شماره 76.
2) تفسیر قمی‏(2/251).
3) البرهان (4/83) و تفسیر صافی (4/228).
4) این لفظی کلینی در کافی است، اصول شیعه (2/519).
5) اصول شیعة الامامیة(2/520).
6) البرهان (4/83) اصول شیعه (2/519).
7) اصول شیعة الامامیة(2/520).
8) تفسیر ابن کثیر (4/67) تفسیر نجومی‏(4/284).
9) تفسیر طبرسی (24، 24) تفسیر طبرسی (15/276، 277) فتح القدیر (4/474) روح المعانی آلوسی (24/24/23).
10) اصول شیعة الامامیة(21/522).شیعه گفته‏اند: خداوند متعال علی(رض) را بعنوان جانشین و پیشوا میان خود و میان انسانها قرار داده است و هر کس که او را بشناسند مؤمن و هر کس او را انکار کند، کافر می‌باشد، هر کس نسبت به او جاهل باشد، گمراه خواهد بود و هر کس چیزی را همراه با او مدنظر قرار دهد، مشرک است، هر کس ولایت او را داشته باشد، وارد بهشت می‌شود(1) . گفته‏اند: هر کس ولایت ما را بپذیرد و از دنیا برود، نماز، روزه، زکات، و حج او مورد قبول واقع خواهد شد، و کسی که به ولایت ‌ما در حضور خداوند اقرار نکند، خداوند متعال هیچ یک از اعمالش را قبول نخواهد کرد.(2)  همچنین به گمان و ادعای شیعه جبرئیل بر پیامبر(ص) نازل شد و گفت: ای محمد سلام بر تو باد، پروردگارت بر تو سلام می‌فرستد و می‭فرماید: آسمان‌های هفتگانه و موجودات آنها، و هفت زمین و موجودات روی آنها را آفریدم، و هیچ جایی را برتر از رکن کعبه و مقام ابراهیم نیافریدم. و اگر بنده‌ای از روزی که آسمانها و زمینها را آفریده‌ام، با من به راز و نیاز بپردازد، امّا در حالیکه ولایت علی را انکار نموده باشد، پیش من بیاید، او را در دوزخ می‌اندازم.
روایت‌ها در این باره فراوان هستند و هیچ یک از آنها صحیح نمی‌باشند(3) . هیچکدام از این روایت‌ها در اسلام دارای ارزش نیستند، زیرا کتاب خداوند متعال در دسترش و مقابل ما قرار دارد که هیچ یک از ادعاهای آنها در آن وجود ندارد. قرآن داور نهایی است و در همه اختلافات ترجیح دهنده‭ی اوّل است. قرآن کریم در بیان اصل قبول اعمال همان توحید و یکتاپرستی را ذکر کرده و علّت محرومیت را شرک ورزیدن به خداوند معرفی می‏کن