 اسناد صحیح از پیامبر(ص) نقل کرده که فرمود: «من کنتُ مولاه فعلیٌّ مولاه ».(9) 
امّا اضافه بر آن بخش از روایت، این قسمت که می‭گوید :«اللّهمّ والِ من والاهُ و عادِ من عاداه »: (خدایا دوست بدار کسی را که او را دوست می‌دارد، و دشمن بدار کسی را که او را دشمن می‌دارد) بعضی از علما صحیح دانسته‏اند، ولی رأی صحیح آن است که صحیح نیستند. امّا در باره‭ی عبارت: «خدایا یاری کن کسی را که او را یاری می‌کند، و خوار کن کسی را که او را خوار می‌کند، و حق را به هر جایی که می‌رود، قرین او ساز»! ، باید گفت که‭ به دروغ به پیامبر(ص) نسبت داده شده است(10) . 
ایراد خطبه و سخنرانی پیامبر(ص) در غدیر خُم سبب و علّت موجّهی داشت، چون بریده بن حصیب(رض) روایت می‏کند که پیامبر(ص) علی(رض) را بسوی خالد بن ولید در یمن فرستاد تا غنایم را به پنج قسمت تقسیم کند، در میان غنایم کنیزی بود که بهترین اسیران بشمار می‌رفت! و در خمس سهم (علی) قرار گرفت، سپس علی در حالی بیرون آمد سرش را پوشانده بود و غسل کرده بود. در این باره از او سؤال کردند، در پاسخ خبر داد که آن کنیز که در میان غنایم بوده، به سهم او درآمده و او را به کنیز خود در آورده است. برخی کار او را نپسندیدند و برید بن حصیب نامه‌ای از طرف خالد را به سوی پیامبر(ص) آورد. او از جمله کسانی بود که علی را دوست نمی‏داشت. علی(رض) نامه‭ی خالد را که حاوی گزارش کار علی بود، تأیید کرد. پیامبر(ص) در این مورد باری دیگر از بریده سؤال کرد و فرمود: «او را مورد بغض قرار مده! » چرا که او سهم بیشتری از آن خمس دارد(11) . هنگام (حجة‌‌الوداع) علی(رض) از یمن بازگشت تا همراه رسول خدا (ص) حج کند و شترهای قربانی را با او به پیش براند(12) . و علی برای ملاقات با پیامبر(ص) عجله کرد و یکی از یارانش را بعنوان جانشین خود منصوب کرد، سپس آن مرد از لباسهای غنایم بر تن سربازان کرد، وقتی که آن سپاه به مکّه نزدیک شد، علی به استقبال آنها رفت و ناگهان متوجه شد که آنها از جامه‌های اموال غنیمت پوشیده‏اند. به جانشین خود گفت: وای بر تو این چیست؟! گفت: این جامه‌ها را به سربازان داده‌ام تا وقتی که به میان مردم می‌آیند، زیبا و خوش‌قیافه باشند! حضرت علی گفت: وای بر تو! آنها را از تنشان درآور قبل از آنکه خدمت رسول(ص) برسیم. جامه‌ها را از آنها باز ستاند و به غنیمتها بازگرداند. سپس آن سپاه، بخاطر کاری که علی با آنها کرده بود، شکوا و گلایه‭ی خود را ظاهر کردند(13) . وقتی که آنها از حضرت علی زبان به گلایه گشودند، در آن موقع پیامبر(ص) درمیان مردم به سخنرانی پرداخت.
ابن کثیر گوید: سر و صدای سربازان بلند شد و زبان به شکایت گشودند که چرا نگذاشته‏اند از شتر زکاتی استفاده کنیم و چرا جامه‌ها و لباس‌هایی که نائب علی(رض) در اختیار ما گذاشته بود، از ما باز پس گرفت و خداوند متعال داناتر است. 
وقتی که پیامبر(ص) بعد از ادای مناسک از حج بازگشت، در مسیر مدینه از منطقه‌ای بنام «غدیر خم» عبور کرد، آنجا به‭ایراد سخنرانی برخاست، و ساحت علی(ع) را تبرئه کرد و قدر و ارزش او را بالا برد، به فضیلت و برتری وی اذعان کرد، تا آن شک و تردید و ناراحتی‌هایی را که در دل بسیاری از مردم نسبت به علی جای گرفته بود برطرف شود.(14) 
پیامبر(ص) سخن گفتن در این باره را تا وقتی که به مدینه رسید به تأخیرانداخت و در مکه و در حج و روز عرفه چیزی در این باره نفرمود، بلکه مسأله را به وقت بازگشت به مدینه موکول کرد، این نشان می‌دهد که‭این مسأله تنها مربوط به اهل مدینه بود، زیرا کسانی که درباره‭ی علی(رض) سخن گفته و اعتراض نمودند از اهالی مدینه بودند، یعنی همان کسانی که با علی(رض) در غزوه بودند. غدیر خُم در جحفه است و جحفه تقریبا ً(250) کیلومتر از مکّه فاصله دارد. این گفته نادرست است که می‏گویند غدیر خم در تقاطع از هم جدا شدن حاجیان قرار دارد، زیرا اجتماع حاجیان در مکه است، هرگز تقاطع حاجیان نمی‌تواند (250) کیلومتر از مکه دور باشد، زیرا اهل مکه در مکّه باقی می‌مانند، اهل طائف به طائف باز می‌گردند، اهل یمن بسوی یمن و اهل عراق بسوی عراق، و بدینسان بعد از اتمام حج به سرزمین خود باز می‌گردد. بدینصورت قبایل عرب به چادرهای بزرگ خود باز می‌گردند، پس فقط اهل مدینه و کسانی که بر سر راه مدینه (سکونت داشتند) همراه رسول خدا(ص) بوده‏اند. آنها همان کسانی هستند که پیامبر(ص) در میان آنها به‭ایراد خطبه پرداخت. اختلاف میان اهل سنّت و شیعه در مورد مفهوم سخن پیامبر(ص) است نه در وجود آن، رافضی‌ها می‌گویند: روایت «من کنُت مولاهُ فعلیٌّ مولاه»: (یعنی هر کس که من والی او هستم، پس علی هم والی و امیر اوست) و اهل سنّت می‌گویند: مفهوم «مَولی» در این سخن پیامبر(ص) موالات و یاری کردن و محبت و مهروزی است و عکس آن معادات و دشمنی کردن است، به چندین دلیل :
الف- به خاطر زیاده‭ای که بعد از این روایت وارد شده که بعضی از علماء آن را صحیح دانسته‏اند، که پیامبر(ص) است در ادامه فرموده: «اللّهمّ وال من والاه و عادِ من عاداه»: (خدایا دوست بدار کسی را که او را دوست می‌دارد، و دشمن بدار کسی را که او را دشمن می‌دارد! »(15) ، بنابراین موالات یعنی محبت و مهرورزی مسلمانان به علی بن ابی‌طالب(رض)، چون در مقابل آن دشمنی ذکر شده است.
ب- کلمه‭ی «مولی» بر معانی متعددی دلالت دارد، ابن اثیر گفته است: مولی به رب، مالک، نعمت دهنده، یاری دهنده، دوست دار، همپیمان، بنده، آزاد کننده‭ی بنده، پسرعمو و داماد گفته می‌شود (16) . اعراب همه ‭اینها را بر کلمه‭ی «مولی» اطلاق می‌کنند.
ج- این حدیث دلالت بر امامت ندارد، زیرا اگر پیامبر(ص) منظورش از مولی خلیفه بود - آنگونه که شیعه ادعا می‭کنند- هرگز آن را با کلمه‭ای بیان نمی‭کرد که دارای معانی متعدد باشد، - همانگونه که ابن اثیر می‭گوید- چرا که پیامبر(ص) بلیغ‌ترین و فصیح‌ترین عرب است و می‭توانست با صراحت بگوید: علی جانشین یا امام بعد از من است، یا اگر من از دنیا رفتم از علی بن ابی‌طالب اطاعت کنید و... امّا پیامبر(ص) با این کلمه‭ی جداکننده و قاطع که به همه اختلافات برای همیشه پایان می‌دهد، چنین مقصودی را بیان نکرد، بلکه فرمود :«هر کس که من مولا و یاور او هستم، علی هم مولا و یاور اوست.»(17) 
د- خداوند متعال فرموده است:(مَأْوَاکُمُ النَّارُ هِيَ مَوْلَاکُمْ وَبِئْسَ الْمَصِيرُ) (حدید / 15): (دوزخ سرپرستتان است (و پناهگاهي جز آن نداريد) و چه بد سرنوشتي و چه بد جايگاهي است! )
خداوند متعال منزلگاه آتش را «مولی» و یاور نام گذاشته، بخاطر شدت پیوند و چسبیدگی و هم‌ پیوندی و اتحاد با کفار. پناه بر خدا. 
ه‍ - موالات و دوست داشتنی بودن یک صفت پایدار و ثابت برای علی(رض) در دوران حیات پیامبر(ص) و بعد از وفات ایشان و بعد از وفات خود علی(رض) می‌باشد. بنابراین بعد از وفات پیامبر(ص) حضرت علی(رض) مولای مؤمنان بوده و بعد از وفات خودش(رض) هم مولای مؤمنان می‌باشد. پس او اکنون هم مولای ما می‌باشد همانگونه که خداو