ر فرموده‭ی خداوند متعال بدین معنی نیست که حضرت علی - آنگونه که شیعه می‌گوید - خود پیامبر(ص) است، زیرا علماء می‏گویند: عرب در زبان گفتگوی خود در مورد فامیل و پسرعموی نزدیک و دیگر خویشاوندان میتواند بگوید: او خود پسر عمویش است و فامیل خویشاوند همان خویشاوند اوست، شاهد ما فرموده‭ی خداوند متعال است که می‭فرماید:
(وَلَا تَلْمِزُوا أَنفُسَکُمْ وَلَا تَنَابَزُوا بِالْأَلْقَابِ) (حجرات / 11): 
(و یکدیگر را مورد طعن و عیب‌جویی قرار ندهید و با القاب زشت و ناپسند یکدیگر را یاد نکنید).
در این آیه مراد خداوند متعال این است که در پی عیبجویی از برادران مؤمن خود بر نیایید. بنابراین اخوّت دینی را در مجرای اخوت نسبی قرار داده است، پس وقتی که در نظر آنها واژه‭ی «نفس» می‌تواند بر شخصی بیگانه و دور واقع شود، سزاوارتر و اولی‌تر است که بر فامیل نسبی اطلاق شود.
شاعر گفته است: «کأنا یوم قری انمّا نقتل ایاناً» شاعر خواسته که بگوید: گویی ما (در روز قُری) با کشتن برادرانمان خودمان را می‌کشیم. پس وی فامیل‌ها و نزدیکان خود را بجای خود تصور نموده است، بخاطر ارتباط و خویشاوندی و پیوند نژادی و نیز بخاطر اینکه خویشاوند زاده هم خویشاوند است و از پیوند خویشاوندی شجره‭ی خانوادگی بوجود می‏آید. امّا این آیه که می‭فرماید:(فَإِذَا دَخَلْتُم بُيُوتًا فَسَلِّمُوا عَلَى أَنفُسِکُمْ) امکان دارد که بدین گونه استعمال شده باشد. زیرا در تفسیر آمده است: معنی این آیه ‭این است که بر یکدیگرسلام کنید. چون محال است که انسان بر نفس خود سلام کند. زیرا نفس‌های مؤمنان به جای یک نفس در نظر گرفته شده، چون در بستن پیمان دینداری همگرا و متحد هستند و زبان شریعت مقدّس آنها را مشترکاً مورد خطاب قرار داده است، پس اگر یکی از آنها بر برادرش سلام کند، شبیه به آن است که بر خود سلام کرده باشد، چون تفاوت برچیده شده و رشته‏ی نفس‌ها و قلبها با هم گره خوده است.(34)  
بدین ترتیب روشن ‌شد که ادعای شیعه مبنی بر اینکه‭این آیه نص صریح است بر اینکه علی(رض) با پیامبر(ص) هیچ تفاوتی ندارد، فاقد دلیل و مدرک است، چون لفظ (نفس) در زبان عرب، بر خویشاوند دور هم اطلاق می‌شود و در این مقوله، از هیچ طرفی بر امامت دلالتی وجود ندارد.(35) 
ج- مباهله زمانی رغبت و رهبت و احساس به صداقت داعی را فراهم می‌آورد که او خود و اهلش را جمع کند به طبیعت حال قلب مشتاق و شیفته‭ی آنها است، چون قلب مشتاق و طرفدار اشخاص بیگانه و دورتر نیست و اگر در شُرف هلاک قرار گیرند بیش از همه نگران خویشاوندان نزدیک است(36) . پس اینکه پیامبر(ص) نزدیکترین خویشاوندان را به سوی خود فرا ‌خواند، دلیل واضحی است بر صحت نبوّت و رسالت او، از این رو وقتی که مسیحیان نجران این مورد را مشاهد کردند، نسبت به نفس خود ترسیده و از مباهله کردن با او دست کشیدند، امّا رافضه‌های بدعت‌گذار، چون به بیماری حق‌زدایی و عدم تسلیم شدن به آن مبتلا شدند، برداشت و فهمی ‏از آن کردند که آیات خداوند متعال هیچگاه بر آن دلالت نکرده‏اند.(37) 
د- ادعای امامیه مبنی بر اینکه ‭آیه بر اینکه علی(رض) - جز در مقام نبوّت - با پیامبر(ص) مساوی است دلالت می‏کند، به هیچ‌ وجه قابل قبول نیست؛ زیرا هیچ کس، نه علی و نه غیر او در امور دینی با پیامبر(ص) مساوی و همطراز نیست، به عبارت دیگر: مقام پیامبر(ص) و کمال انسانی وی را چگونه می‌توان با سایر انسانها مقایسه کرد؟! 
حتی خود علی(رض) راضی نمی‌شود که شیعه‭ی امامیه درباره‭ی او چنین بگویند. انسان منصف و خردمند با وضوح هرچه تمام‌تر، این مسئله را درک می‌کند.(38)  مقام نبوّت جایگاهی است که نزد علی از اعتبار، هیبت و جایگاه خاص خود برخوردار بود و ما در این کتاب، در این رابطه سخن گفتیم.
برای اثبات مسائل بزرگ اعتقادی، و اصول بنیادی و عظیم دین باید دلایل روشن و قطعی قرآن که بر معنای مورد نظر دلالت کند وجود داشته باشد، مانند این آیه که در رابطه با توحید می‭فرماید:(اللّهُ لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ الْحَيُّ)(بقره / 255).
و در مورد رسالت محمّد (رض) می‭فرماید: (مُّحَمَّدٌ رَّسُولُ اللَّهِ) (فتح / 29).
و مانند: (وَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ)(نور / 56) که بر فرضیت و مشروعیت نماز دلالت دارند، ......(39) 
---------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) منهاج‌السنة (1/59).
2) تلخیص الشافی (2/10) به نقل از اصول مذهب شیعة الامامیة(2/822).
3) مجمع‌البیان (2/128) به نقل از اصول شیعة الامامیة(2/822).
4) عقاید شیعه اثنی‌عشری (1/81/82) اصول مذهب شیعه (2/823).
5) اصول مذهب شیعه (2/823).
6) عقاید امامیه اثنی‌عشری (1/81/82) به نقل از مرجع سابق (2/823).
7) منهاج‌السنة (4/4).
8) اصول مذهب شیعه (2/824).
9) تفسیر ابن کثیر (2/76/177).
10) مختصر تحفة اثنی عشریه ص 141-142 
11) این یک تشبیه ادبی است، یعنی کسی که در سیاهی شب هیزم جمع می‌کند. این در مورد کسی گفته می‌شود که کار بیهوده‌ای انجام می‌دهد. «مترجم»
12) همان منبع قبلی، ص 141-142، عقیده اهل بیت بین افراط و تفریط، ص 473، و نگاه کن به اسباب نزول واحدی، تحقیق ایمان شعبان، ص 163، یهود در سنّت مطهره (1/282)، و آن خبری باقی می‌ماند که ابن اسحاق با سند مرسل روایت کرده که با پیگری‌ها و شواهد تقویت می‌یابد. و نگاه کن به مختصر تفسیر قرآن عظیم که به عمدة‌التفاسیر از حافظ بن کثیر نامگذاری شده، احمد محمد شاکر (1/701) احمد شاکر در باره کسانی که می‌گویند درباره علی نازل شده، می‌گوید: «این بخشی از دروغ‌پراکنی‌های شیعه است که با تأویل قرآن بازی می‌کنند».
13) ابن هشام، در سیره، در رابطه با بنی‌قینقاع (2/49) آن را عبادة بن ولید روایت کرده است. وابن جریر در تفسیرش در تأویل این قول خداوند تعالی (يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ تَتَّخِذُواْ الْيَهُودَ وَالنَّصَارَى أَوْلِيَاء)(مائده/51) آن را روایت کرده است. تفسیر طبری (6/178) و رجال سندش - از طریق ابن جریر - موثق و قابل اعتماد هستند. و ابن اسحاق به حدیث بودن آن از پدرش تصریح کرده است، امامرسل است، چه عبادة بن ولید یک تابعی بزرگوار است از پدر و جدش و غیر آنها روایت کرده است و او ثقه است. تهذیب (5/1114).
14) اصول مذهب شیعه (2/826).
15) تفسیر فخر رازی (12/25).
16) منهاج‌السنة (4/5).
17) منهاج‌السنة (1/208) (4/5).
18) منهاج السنة (4/5) اصول مذهب شیعه (2/825).
19) اصول مذهب شیعه (2/825).
20) حقبة من التاریخ ص 193.
21) اصول مذهب شیعه (2/827).
22) همان منبع (2/827).
23) کشاف زمخشری، (1/624)، تفسیر رازی (12/25).
24) حقبة من التاریخ ص 194.
25) اصول مذهب شیعه ص 825.
26) اصول مذهب شیعة الامامیة(2/821).
27) دکتر علی سالوس اقدام به‭یک رشته تحقیقات درباره ‭آیاتی کرد که به گمان امامیه راجع به امامت هستند و دست آخر به‭این نتیجه رسیده که استدلالات آنها مبنی بر روایت‌های پی در پی و متصل به اسباب نزول و تأویلاتی است که فقط خودشان آنها را گفته‏اند. هیچ‌یک از این و از آن صحیح نیست، (مع الشیعه الاثنی عشری: (1/55 الی 111)).
28) تفسیر تبیان، طوس، (3/485).
29) تاریخ العروس (16/570)، ثمّ أبصرت الحق