مام همدیگر را تکیفر، لعن و نفرین می‌کردند(25) . سپس شیعه‭ی امامیه نظریه‭ی حصر امامت در دوازده ‌امام را تثبیت کردند، (نکته‭ی جالب توجه‭اینکه) در دوران پیامبر(ص) و ابوبکر و عمر و عثمان و علی (رض) کسی از افراد بنی‭هاشم در مورد امامت چیزی نگفت، بلکه بعد از وفات حسن عسکری، اعتقاد به دوازده‌ امام شناخته و مرسوم شد.(26) 
حصر ائمه در عددی معین و از پیش تعیین شده، عقیده‌ای بی‌پایه و بی‌اساس است و حضرت علی و فرزندان و نوه‌هایش از آن بری می‌باشند، در کتاب‌های معتبر شیعه و نهج‌البلاغه از علی روایت شده که گفت: کاری به من نداشته باشید، و غیر مرا بجوئید! زیرا در اینصورت از چیزی استقبال کرده‏ام که دارای صورت‌ها و رنگ‌های مختلفی است و قلب‌ها آن را نمی‌پذیرند و عقل‌ها بر سر آن ثابت نمی‌مانند. (یارای صبر و پذیرش آن را ندارند) اُفق‌ها را مه (غلیظی) فرا گرفته است و آن راه مستقیم و صحیح دیگر ناشناخته مانده است. بدانید که اگر من به درخواست شما تن دهم، طبق دانسته‌های خودم با شما رفتار خواهم کرد و به قیل و قال‌ها و سرزنش‌ها توجهی نخواهم کرد. اگر دست از سر من بردارید، من هم مانند شما هستم و بسا که در برابر کسی که او را متولی امر خود ساخته‌اید، از شما شنواتر و مطیع‌تر باشم. اگر من وزیر و معاون شما باشم برای شما بهتر است از آنکه امیر و استاندار باشم.(27) 
اگر امامت علی از طرف خداوند متعال امری بیان شده بود، تحت هیچ شرایطی برای علی(رض) جایز نبود که بگوید: «کاری به من نداشته باشید و غیر مرا بجوئید» یا بگوید: «اگر من وزیر شما باشم، برای شما بهتر است از آنکه امیر و استاندار باشم.» چگونه می‌توانند آن وصیّت یا فرمان را زیر پا بگذارد در حالیکه مردم خواهانند او را به خلیفه و امام منصوب کنند و آمده‏اند تا با او بیعت کنند.(28) . او در نهج‌البلاغه سخنی بس صریح‌تر و روشن‌تر دارد، آنجا که می‌گوید: آن جماعتی که با ابوبکر، عمر و عثمان بیعت کردند، بر اساس آنچه که با آنها بیعت کردند با من هم بیعت کرده‏اند. لذا کسی که حاضر و شاهد است حق انتخاب و گزینش ندارد، و کسی که در اینجا نیست و غائب است، حق ندارد که‭این بیعت را رد کند و شورا فقط به مهاجرین و انصار اختصاص دارد، اگر آنها بر سر منصوب کردن کسی به توافق رسیدند و او را امام نامیدند، این موجب رضایت خداوند متعال است و چنانچه کسی با تهمت زدن، یا بدعت کردن از فرمان آنها خارج شد، وی را به آنچه که از آن خارج شده باز می‌گردانند، اگر بازهم امتناع کرد به خاطر آنکه راه غیر مؤمنین را در پیش گرفته و خدا آن چیز را در پی او قرار داده، امّا او آن را نپذیرفته، او را خواهند کُشت.(29) 
--------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) امامت و نص، فیصل نور، ص 8.
2) اصول الشّیعة الامامیة 2/800
3) اصول کافی (2/17/16).
4) بخاری، شماره (147، کتاب الوصایا).
5) بذل المجهود فی اثبات مشابهة الرافضة للیهود (1/190).
6) بخاری، کتاب المغازی شماره (4447).
7) بخاری، کتاب حدود شماره (683).
8) الامامة والرد علی الرافضة، تحقیق علی ناصر فقیهی ص 228.
9) مسلم (3/1517) شماره (1978).
10) البدایة والنهایة (5/221).
11) شرح صحیح مسلم (13/151).
12) اعتقاد، ص 184، و بیهقی در دلائل نبوت گفته است: سندش حسن است.
13) اعتقاد، ص 184، سندش عالی است. 
14) عقیده اهل سنت درباره صحابه (2/620).
15) خلافت علی بن ابی طالب، عبدالحمید، ص 65.
16) منهاج (8/362) الفصل، (4/161).
17) منهاج‌السنة (7/50).
18) اصول شیعة الامامیة(2/811). 
19) رجال کشی، ص 186.
20) مجله فتح ص 5، شماره 862، سال 1367 ه‍. 
21) اصول شیعة الامامیة(2/703).
22) بحار‌الانوار (100/259)، اصول شیعة الامامیة(2/805).
23) اصول شیعة الامامیة(2/806).
24) مختصرالتحفة ص 193.
25) منهاج‌السنة (2/11).
26) اصول شیعة الامامیة(2/808).
27) نهج‌البلاغه خطبه شماره 92، ص 236.
28) ثمّ أبصرت الحقیقة، ص 161.
29) نهج‌البلاغه، نامه‌ای به معاویه شماره 6، ص 526.امیرالمؤمنین با این بیانات به حقایق قابل توجهی اشاره نموده است زیرا: 
الف- در میان اصحاب رسول خدا(ص)، شوری را به مهاجرین و انصار اختصاص داده و گره‌گشایی را به دست آنها سپرده است. 
ب- اگر مهاجرین و انصار بر انتخاب شخصی توافق حاصل کنند، این امر موجب خشنودی خداوند متعال است و نشان می‌دهد که خداوند با این انتخاب آنها موافق است. 
ج- در زمانی که مهاجرین و انصار حضور دارند، بدون آنها و بدون انتخاب آنها امامت منعقد نمی‌شود...
د- کسی نمی‭تواند سخنان مهاجرین و انصار را رد ‌کن، و از حکمشان خارج ‌شود، جز انسان یاغی که از غیر راه مؤمنان پیروی می‌کند.
اکنون این تصریحات وبیانات علی(رض) کجا و ادعای شیعه کجا(1) ؟! از یک سو مسأله‭ی نص مزبور با هیچ شکلی و صورتی ثابت نمی‌شود و از سوی دیگر، ادعای قضیه‭ی حصر ائمه به تعدادی مشخص توسط کتاب و سنّت مردود است، همانگونه که عقل سالم و منطق درست آن را نمی‌پذیرد، آیا بعد از پایان یافتن آن عدد مشخص شده، امّت اسلام باید بدون امام و رهبر باقی بمانند و رها ‏شوند؟! ، حال آنکه آن تعداد ائمه که امامیه تعیین کرده‏بودند دو قرن و نیم ظاهر شدند و یکی پس از دیگری زندگی را بدرود گفتند.
شیعه برای خلاصی از این چالش بزرگ که بر اثر منحصر کردن امامت در دوازده نفر بوجود آمده بود، به مسأله‭ی نیابت مجتهد از امام متوسل شده‏اند. البته درباره‭ی حد و مرز آن نیابت و جانشینی با هم به اختلاف و کشمکش پرداختند.(2) 
و بالاخره در این عصر، شیعه مجبور شدند که برای همیشه از این اصل که زیربنای دین امامیه است خارج شوند، لذا، تصویب کرده‏اند که بایستی ریاست حکومت از طریق انتخابات تعیین شود، امّا آنها از مسأله‭ی حصر عدد، به حصر نوع انتقال یافته و ریاست حکومت را به فقیه شیعه منحصر کرده‏اند(3) .
--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) ثمّ أبصرت الحقیقة، ص 161.
2) حکومت اسلامی، خمینی، ص 68، اصول شیعه (2/814).
3) حکومت اسلامی، خمینی 248، اصول شیعه (2/814).الف - جابربن سلمه روایت می‏کند که دوازده امیر و رهبر خواهند آمد، سپس کلمه‌ای گفت که من آن را نشنیدم، پدرم گفت: فرمود: «همگی آنها از قریش خواهند بود.»(1)  .
ب- در صحیح مسلم از جابر نقل است که گفت: از پیامبر شنیدم که فرمود: «اسلام همچنان قدرتمند و با عزت باقی خواهد ماند تا دوازده خلیفه»، سپس کلمه‌ای گفت که من آن را نفهمیدم. از پدرم در مورد آن کلمه سؤال کردم؟ پاسخ داد که فرموده: «همگی آنها از قریش خواهند بود» و در لفظ دیگر روایت: «این دین همواره عزیز و با قدرت خواهد بود تا دوازده خلیفه».(2)  در لفظی دیگر: «تا زمانی که دوازده نفر متولی امور مسلمانان می‌شوند، امورشان جلو خواهد رفت.»(3)  در سنن ابی‌داود آمده است: «این دین همچنان پابرجا و استوار خواهد بود تا زمانی که دوازده خلیفه بر شما امارت کنند و همه مورد اتفاق امّت من هستند.(4)  ابوداود از طریق اسود بن سعید، از جابر آن حدیث را به شیوه‭ی مزبور روایت کرده و این مطلب را اضافه کرده است: وقتی که او به منزلش بازگشت، قریش نزد ا