د مسلمان از آن شریعت و منشوری که پيامبر(ص) آورده و بدان مبعوث شده پيروي و به سنّتش اقتدا كند. احاديث پيامبر(ص) در اين زمينه ‌امّت را توجيه می‌کند و ارشادهايی با شکوه‌ كرده كه ‌اگر به ‌آنها عمل و پايبندي كنند، سعادت و نیك بختي دنيا و آخرت برايشان محقق خواهد شد و به ياري خداوند موفق و سربلند مي‌شوند، احاديثی که در اين زمینه ذکر شده‌اند از ویژگی كثرت و تعدّد و تنوع عبارت و اسلوب متفاوت برخوردار است و برخي روايات در قالب مثال براي امّت بیان شده ‌است.
تردیدی نیست که‌از ويژگيهاي مخصوصي كه بر تأكيد و شرح و توضيح اين امر بيشتر مي‌افزايد، به گونه‌اي كه براي کسانی كه آيات و روايات را با هواهاي نفساني خويش، تأويل و تحريف می‌كنند، مجال و فرصتي باقي نمي‌گذارد كه با نظريه‌ي فاسدشان معنا و مفهوم اين روايت را عوض كنند، اين احاديث عليرغم عبارت و تعدد اسلوبها همه ‌از ‌يك معنا و مفهوم بحث می‌كنند و آن اين كه‌ اطاعت از رسول ‎الله (ص) واجب و پيروي از شریعت و برنامه‌ای که ‌آورده، لازم و ضروري می‌باشد و تشويق به ‌اين امر تأكيدي است بر تحذير از مخالفت با پيامبر(ص)، علاوه بر اينكه نافرماني از دستورات و اوامر او حرام است و تهدید و وعده وعيدهای شدید در مورد کسی که ‌او را نافرماني مي‌كند.
از جمله‌ی این احاديث فرموده‌ی رسول‎ الله (ص) است که می‌فرمايد: «كل أمتى‌يدخلون الجنّة إلا من أبى»
تمام امت من وارد بهشت می‌شود بجز كسي كه‌ انكار مي‌كند. پرسيدند: اي رسول خدا چه كسي انكار مي‌كند؟ فرمود: «من اطاعني دخل الجنّة و من عصاني فقد أبي» یعنی: (هركس از من اطاعت كند وارد بهشت می‌شود و هر كس از من نافرماني كند از ورود به بهشت سرباز می‌زند) .(2)
اطاعت از رسول‎ لله (ص) اين است كه به سنّتش ايمان آوريم و بدون چون و چرا قبول کرده و به آن‌ عمل كنيم. هر كس از مسائل ديني چيزي برخلاف سنّت بیان کرد، بدون حيله و نيرنگ براي رد سنّتها با تأويلات بی پایه و خودساخته‌اي كه واقعاً باطلند، رد كنيم.(3) 
امير مؤمنان از حريص‌ترين و پايبند‌ترين افراد صحابه به سنّت رسول‎ الله بوده و می‌فرمايد: «من هرگز سنّت پيامبر را به خاطر قول كسي دیگر ترك نكردم»(4)   ونيز می‌فرمايد: «بدانيد! كه من پيامبر نيستم و به من وحي نمي‌شود، امّا به كتاب خدا و سنّت محمّد(ص) هر چه در توان داشته باشم عمل مي‌كنم» و علي(رض) الگويي جاويد است كه به سنّت رسول‎الله (ص) پايبند بوده و مردم را به ‌آن دعوت داده‌است.(5) 
همين عقيده و تصوّر واضح نسبت به اهميّت اطاعت از رسول خدا(ص) و پيروي از سنّت او است كه تمام رفتار علي(رض) مطابق سنّت بوده و آنهمه در عمل به سنّت پايبند بود. درنقل و روايت سنّت تلاش و دقّت مي‌كرده و فرموده: «هر گاه به شما از رسول‎ الله (ص) حديث روايت كردم، بدانيد كه ‌اگر از آسمان واژگون بيافتم برايم محبوبتر است از اين كه به نام او دروغ بگويم.» .(6)
فرمود: «هرگاه ‌از رسول ‎الله (ص) حديثي می‌شنيدم، هر چه خواست خدا بود از آن نفع می‌بردم و هرگاه‌ از كسي ديگر می‌شنيدم او را سوگند می‌دادم، بعد از اين كه قسم می‌خورد، او را تصديق می‌كردم» .(7)
امير مؤمنان علي(رض) با هر چه مخالف پيروي از پيامبر(ص) بود مبارزه مي‌كرد و مي‌فرمود: «اگر دين به رأي مي‌بود، مسح زیر خُف از بالای آن شايسته‌تر بود».
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) حقوق النبي علي امته 74/1.
2) بخاري ش/7280.
3) صحيح ابن حبان153/1.
4) فتح الباري421/3.
5) الشفا قاضي عياض 556/2
6) فتح الباري 158/6.
7) سنن ابن ماجه ش/1395.گفته‏اند: امت اسلامی‏نیازمند مدیر و رئیس معصوم تا بتواند ثابت قدم و استوار باشند، چون اگر آن رئیس معصوم نباشد و مرتکب خطا و اشتباه شود لازم است کسی دیگر به تصحیح کارهایش بپردازد، در این صورت ضرورت تسلسل پیش می‌آید و در اینصورت ناچاریم بگوییم: امام معصوم است، چون در دیدگاه شیعه ثقه و اعتماد به امامت است نه به امّت اسلامی‏. گفته‏اند: امام نگهبان و حافظ شرع است و بدون آن نمی‌توان به کتاب، سنّت و اجماع... اعتماد کرد.(1) 
بدون شک این یاوه سرایی و تئوری‌بافی شیعه فرسنگ‌ها با حق و حقیقت فاصله دارد، چون امّت اسلامی‏در پرتو قرآن و سنّت پیامبرش مورد حفاظت و صیانت قرار گرفته است و امّت اسلام بر ضلالت و گمراهی جمع نمی‌شود و عصمت امّت اسلامی‏از گمراهی عمومی، ما را از عصمت امام بی‌نیاز می‌سازد، و این چیزی است که علماء در بیان حکمت و فلسفه عصمت امّت اسلامی ‏گفته‏اند، آنها می‌گویند: امت‌های قبل از ما هر وقت دینشان را تغییر می‌دادند، خداوند متعال پیامبری را برایشان ارسال می‭کرد تا حق را برای آنها بیان نماید، ولی امّت ما که دیگر پیامبری بعد از محمّد(ص) برایشان مبعوث نخواهد شد، عصمتش در جای نبوّت است، لذا کسی از ما نمی‌تواند چیزی از دین را تغییر دهد، چون خداوند متعال کسی را مأمور تبیین خطای او در این تغییر و تبدیل می‌نماید. به همین خاطر خداوند متعال راه مؤمنان را همراه و مقارن با اطاعت از پیامبر(ص) قرار داده و می‏فرماید:
(وَمَن يُشَاقِقِ الرَّسُولَ مِن بَعْدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُ الْهُدَى وَيَتَّبِعْ غَيْرَ سَبِيلِ الْمُؤْمِنِينَ نُوَلِّهِ مَا تَوَلَّى وَنُصْلِهِ جَهَنَّمَ وَسَاءتْ مَصِيرًا) (نساء / 115).
كسي كه با پيغمبر دشمنانگي كند، بعد از آنكه (راه) هدايت (از راه ضلالت براي او) روشن شده است و (راهي) جز راه مؤمنان در پيش گيرد، او را به همان جهتي كه (به دوزخ منتهي مي‌شود و) دوستش داشته است رهنمود مي‌گردانيم (و با همان كافراني همدم مي‌نمائيم كه ايشان را به دوستي گرفته است) و به دوزخش داخل مي‌گردانيم و با آن مي‌سوزانيم، و دوزخ چه بد جايگاهي است! .
بنابراین عصمت و حفاظت و پاسداشت امّت اسلامی‏دچار شدن به گمراهی بشود - همانگونه که نصوص شرعی بیان کرده‭اند - کاملاً مخالف این دیدگاه است که می‭گوید: باید یک نفر معصوم در میان مسلمانان باشد تا همه آنها توسط او از گمراه شدن در امان باشند و برای همه امّت اسلامی‏در صورت عدم وجود معصوم خطا را واجب می‏دانند.(2)  
همه آن قلم‌فرسایی‌ها و یاوه سرایی را که با ذکر دلایل عقلی برای اثبات نیاز به معصوم کرده‏اند، پیامبر(ص) آن نیازها را برطرف ساخته، (وجود امام معصوم را منتفی کرده است)، به همین خاطر وقتی که مسلمانان دچار اختلاف و تنازع شدند، به ارمغان پیامبر(ص) که همان کتاب و سنّت است مراجعه می‌کنند نه به امام، همانگونه که خداوند متعال فرمود: 
(فَإِن تَنَازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللّهِ وَالرَّسُولِ) (نساء / 59)
و اگر در چيزي اختلاف داشتيد (و در امري از امور كشمكش پيدا كرديد) آن را به خدا (با عرضه به قرآن) و پيغمبر او (با رجوع به سنّت نبوي) برگردانيد.
علماء فرموده‏اند: بعد از وفات رسول خدا(ص)، مسلمانان به سنّت ایشان مراجعه می‭کنند، بنابر این، امّت اسلام با رهنمود قرآن و سنّت بر سر گمراهی