ن تبعیت کنند، تکفیر می‏کنم و گمان نمی‏کنم که آنان به نادرستی ازدواج کرده‭اند، چه جای تعجب دارد. چگونه‭این در عقل یک انسان عاقل وارد می‏شود؟ آیا می‭گوید این مسلمان، یا کافر، یا عارف و یا دیوانه است؟ تا این که می‭گوید: و اما تکفیر: من کسی را که دین اسلام را بشناسد سپس بعد از شناخت دین اسلام آن را ناسزا و توهین کند و مردم را از آن نهی کرده و با هر کس که به آن بپردازد، دشمنی و مبارزه کند، تکفیر می‏کنم، این کسی است که من او را تکفیر می‏کنم و شکر خدا اکثر امت این گونه نیستند(21) . 
اینها قواعد و اصول مهمی ‏هستند که قبل از پرداختن به مسئله تکفیر باید مورد توجه واقع شوند و علما بر آنها اتفاق نظر داشته و در احکام خود به حساب آورده‏اند، از این رو است که آنان را درافتادن در لغزش گاهها و قرار گرفتن در پرتگاه تکفیر محفوظ داشته و آنان را بر صراط مستقیم و راه راست و استوار که هیچ کجی و انحراف درآن نیست، استوار نموده است.
هر کس بخواهد در این مسئله بیشتر از این بحث و بررسی کند، به کتاب منهاج ابن تیمیه(رح) فی مسئلة التکفیر اثر دکتر عبدالمجید مشعبی و ظاهرة التکفیر، اثر امین حاج محمد احمد و ظاهرة الغلو فی الدین فی العصر الحدیث اثر محمد عبدالحکیم حامد، و الغلو فی الدین فی حیاة المسلیمن المعاصرة، اثر عبد الرحمن بن معلا لویحق و شبهات الکفر الاسلامی‏ المعاصر و الحکم و قضیة التکفیر المسلم، اثر سالم بهنساوی، مراجعه کند.
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) ظاهرة الغلو فی الدین، ص (231-237).
2) مسلم (1/209) شماره (233).
3) مسلم (1/82) شماره (66).
4) مدارج السالکین (1/253).
5) بخاری شماره (2697).
6) بخاری شماره (7277).
7) ظاهرة الغلو فی الدین، ص (265-267).
8) ظاهرة الغلو فی الدین، ص (267).
9) البخاری، شماره (3478).
10) الفتاوی (12/491). الفصل فی الملل و النحل، این حزم (3/296).
11) ظاهرة الغلو فی الدین، ص (270).
12) مسلم شماره (173)، (806).
13) سنن ابن ماجه شماره (2043). ألبانی در صحیح ابن ماجه آن را صحیح دانسته است. (1/347).
14) الفتاوی (3/229).
15) ظاهرة الغلو فی الدین ص (247).
16) منهج ابن تیمیة فی مسألة التکفیر (2/230- 266).
17) ظاهرة الغلو فی الدین، ص (281-284).
18) الفتاوی (20/254، 255).
19) الفتاوی (12/486).
20) مصباح الظلام، عبداللطیف بن عبدالرحمن آل الشیخ، ص (43).
21) همان منبع، ص (43)<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="folder" href="w:html:620.xml">اوّل: شیعه در لغت و اصطلاح، و رفض در لغت و اصطلاح</a><a class="text" href="w:text:627.txt">دوّم: نشأت و پیدایش رافضه و بیان نقش یهود در ایجاد آنها</a><a class="folder" href="w:html:628.xml">سوم: مراحلی که شیعه رافضه پشت سر گذاشته است</a></body></html>علي(رض) ساكن مكّه بود و در آن جامعه بي سواد، خواندن و نوشتن را آموخته بود. اين نشانه‌اي واضح است بر علاقه‌ی شدید او از كودكي به علم و دانش و خداوند او را توفيق داد كه ‌از اوان كودكي و در خانه‌ي رسول خدا (ص) زندگي كند و با دست مبارك رسول ‎الله (ص) تربيّت شود، بعد از مسلمان شدن رسول ‎الله (ص) به او بيشتر توجّه مي‌كرد و حامی‌و پشتیبان بسیار با قدرتی بود كه در شخصيت او تأثير گذاشته بود و تواناییهایش را صيقل داده، استعدا‌هايش را شكوفا و فعّال كرده، قلب و روانش را پاك، عقل و اندیشه‌اش را منوّر و روحش را زنده كرده بود. علي(رض) در مكّه و مدينه همراه و ملازم رسول‎ الله (ص) بود و به شاگردي در خدمت رسول‎ الله (ص) كه‌اصحابش را طبق برنامه‌هاي قرآن تربيت مي‌كرد، حريص و شيفته بود. قرآن سرچشمه جوشاني بود كه علي (رض) در علم و تربيّت و فرهنگش از آن كمك مي‌گرفت و آيات قرآن بتدريج و بر حسب حوادث و وقايع بر رسول‎ الله (ص) نازل مي‌شد و آنها را بر اصحابش كه مفاهيم قرآن‌ياد مي‌گرفتند و در فهم آن به تدبّر و تعمّق مي‌پرداختند و تحت تأثير مبادي و اصول آن قرار می‌گرفتند، تلاوت مي‌كرد. قرآن ژرفترين تأثير را بر جآنها، عقلها، دلها و روحشان گذاشت و علي (رض)‌يكي از كساني بود كه تحت تأثير تربيت قرآن بوسيله رسول ‎الله (ص) تعاليم و توجيهات نبوي را آموخته بود. علي (رض) از همان آغاز اسلام به حفظ، فهم و تدبر قرآن، اهميّت می‌داد و همواره ملازم و همدم رسول ‎الله (ص) بود و هر آنچه را بر او نازل می‌شد به خوبی‌ياد مي‌گرفت، تا آنجا كه تمام آيات و سوره‌هاي قرآن را حفظ كرد و از بركت همراهي رسول‎ الله (ص) و تربيت او خير فراواني به دست آورد، بعداً یکی از خلفاي راشدين شد و شيفته‌ي تبحّر و مهارت در شيوه‌هاي نبوي در جنگها و صلحها بود، لذا علم و معلوماتی وسیع و شناختي فراگير از سنّت رسول الله (ص) داشت و از رسول‎ الله، علم، تربيّت و معرفت مقاصد اين دين بزرگ را آموخته بود و بين رسول خدا و علي رابطه‌ي دوستي محکم و استوار ايجاد شده بود که این رابطه تأثیر بسزایی در فراهم نمودن شرايط و فضای علمی‌و آموزشي ممتاز بین معلّم و شاگرد دارد و نتايج علمی‌و فرهنگي بسيار خوبي در پي خواهد داشت، علي (ع) رسول خدا (ص) را بسيار دوست مي‌داشت و قلبش وابسته به او بود و جانش را فدای رسول خدا (ص) می‌کرد، حاضر بود در راه نشر و گسترش دعوتش جانش را ببخشد.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:621.txt">1- شیعه در لغت</a><a class="text" href="w:text:622.txt">2- تعریف شیعه در اصطلاح</a><a class="text" href="w:text:623.txt">3- رفض در لغت</a><a class="text" href="w:text:624.txt">4- رافضه در اصطلاح</a><a class="text" href="w:text:625.txt">5- علت نامگذاری مدعیان ولایت علی به رافضه</a><a class="text" href="w:text:626.txt">6- رافضه‌ي امروز</a></body></html>شیعه‭ی هر کس: یعنی پیروان و یاران او، و گفته می‌شود (شایَعَهُ) یعنی از او پیروی کرد. همانگونه که گفته می‌شود: والاه (از مادة وَلِیَ) یعنی پشتیبان و طرفدار او شد. و تشیَّع الرَّجُل: یعنی آن مرد ادعای شیعه‌گری کرد. و تشایع القوم، یعنی آن جماعت به گروه‌هایی تبدیل گشتند، و هر جماعتی که بر چیزی اجتماع کنند و در آن مشترک باشند و بعضی از آنها از بعضی دیگر پیروی کنند شیعه گفته می‏شوند، و أشیاع در آیه‭ی ذیل بمعنی امثال است آنجا که می‭فرماید: 
(وَحِيلَ بَيْنَهُمْ وَبَيْنَ مَا يَشْتَهُونَ کَمَا فُعِلَ بِأَشْيَاعِهِم مِّن قَبْلُ) (سبأ / 54)
یعنی: ميان ايشان و آنچه آرزو دارند (كه پذيرش ايمان ايشان و نجات از عذاب است) جدائي افكنده مي‌شود، همان گونه كه با گروههاي همسان و همكيش آنان قبلاً چنين عمل شده است.
در (مصباح‌ المنیر) آمده است: شیعه ‭یعنی پیروان و یاران و هر جماعتی که بر سر مسأله‌ای به توافق برسند و جمع شوند، شیعه هستند، سپس شیعه به صفت جماعت مخصوصی تبدیل گشت و جمع آن شِیَع است، مانند: سدره و سِدَر. و اشیاع جمع الجمع است. و شیَّعْتُ رمضانَ بستٍّ من شوّال یعنی: بدنبال رمضان شش روز ماه شوال را روزه گرفتم.(1)  
پس شیعه به لحاظ معنای لغوی یعنی جماعت‌گرایی، همراهی، پیروان و یاران. در حقیقت این معنی در بعضی از آیات قرآن کریم ذکر شده است، مانند این آیه :
(وَدَخَلَ الْمَدِينَةَ عَلَى حِينِ غَفْلَةٍ مِّنْ أَهْلِهَا فَوَجَدَ فِيهَا رَجُلَيْنِ يَقْتَتِ