 و چه چیز شایسته نیست و چه چیزی توانایی‏اش را دارند و چه چیز در حد توانایی‏شان نیست. به ‭این حالت اقدام به امر به معروف و نهی از منکر می‭کنند(1)  و اعتقاد دارند که در این زمینه از خدا و رسولش اطاعت می‭کنند درحالی که حدود خود تجاوز می‏نمایند. بنابراین به ناچار باید نسبت به معروف و منکر علم حاصل گردد و آن دو از هم متمایز شوند و باید به حال و شرایط امر شونده و نهی شونده علم حاصل شود. صلاح در این است که به راه و روش مستقیم، امر و نهی شود و این نزدیک ترین راه به حاصل شدن هدف مورد نظر است و باید در این زمینه با ملایمت برخورد شود و فرد امر و نهی کننده باید در برابر سختی و اذیت بردبار و صبور باشد چون چاره‭ای از آن اذیت و سختی برای او نیست و اگر بردبار و صبور نباشد، بیشتر از آنچه که خیر و صلاح ایجاد کند فساد به بار می‭آورد. بنابراین برای این امر این سه مورد باید در نظر گرفته شود: علم، ملایمت و صبر، علم قبل از امر و نهی و ملایمت همراه با آن و صبر و شکیبایی بعد از آن. این سه مورد باید همراه با این حالات باشد. قاضی ابویعلی ذکر کرده است: امر به معروف و نهی از منکر نمی‏کند مگر کسی که به آن چه امر می‏کند و آنچه که نهی می‏کند فقیه و آگاه باشد(2) .
این نمونه‏ها برخی از امور فقه امر به معروف و نهی از منکر هستند که جهل نسبت به آنها و عدم مراعات آنها منجر به رفتن به راه تندی و خشونت در دعوت می‏شود.
برخی از جوانان در ارشاد و راهنمایی مردم و گفتگو با آنان و دعوت شان برای دست کشیدن از آن چه که مخالف شرع است، از روش تندی و خشونت بهره می‏گیرند. گمان می‭کنند که روش تند و خشونت، کارساز و بازدارنده است و غافل از این هستند که روش ملاطفت و نرم خویی اصل است و این روش نباید کنار گذاشته شود مگر این که سودمند و کارساز نباشد، چون این روش سودمند وتأثیر گذار است. اما خشونت و تندی در بیشتر مواقع موجب گریز و تنفّر می‏شود و مخالف را به اصرار بر مخالفت سوق می‏دهد. مطلب مورد تعجب این است که آنان بین مخالف با علم و نادانی که متوجه نیست و بین دعوت‏گر به بدعت و قربانی گمراه و فریب خورده و بین عمل منکر مورد اختلاف نظر و منکر مورد توافق، فرقی قائل نیستند. یکی از روشها و راهکارهای خشونت آمیزی که برخی از آنان در پیش می‏گیرند: خشونت در رفتار با والدین است و احترامی‏ هم برای آنان نمی‏گذارند، به آنان کمک نمی‭کنند و برایشان خدمت نمی‭کنند. آنان فراموش کرده‭اند که والدین نسبت به سایر مردم به ویژه در دعوت و ارشاد آنان، دارای خصوصیاتی هستند و این به معنی عدول کردن از پایبندی و تمسک به امری از امور دین و یا ارتکاب به معصیت برای راضی کردن آنان نیست.... هرگز... هرگز.، هدف و منظور ما فقط ادب در رفتار و ملایمت در گفتار و معاشرت نیکو و صبر و شکیبایی در برابر آنان و دلسوزی و مهربانی نسبت به آنان است. خداوند متعال می‭فرماید:
(وَوَصَّيْنَا الْإِنسَانَ بِوَالِدَيْهِ حَمَلَتْهُ أُمُّهُ وَهْنًا عَلَى وَهْنٍ وَفِصَالُهُ فِي عَامَيْنِ أَنِ اشْکُرْ لِي وَلِوَالِدَيْکَ إِلَيَّ الْمَصِيرُ(14) وَإِن جَاهَدَاکَ عَلى أَن تُشْرِکَ بِي مَا لَيْسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ فَلَا تُطِعْهُمَا وَصَاحِبْهُمَا فِي الدُّنْيَا مَعْرُوفًا وَاتَّبِعْ سَبِيلَ مَنْ أَنَابَ إِلَيَّ ثُمَّ إِلَيَّ مَرْجِعُکُمْ فَأُنَبِّئُکُم بِمَا کُنتُمْ تَعْمَلُونَ(15)) لقمان: ١٤ – ١٥
‏ما به انسان درباره پدر و مادرش سفارش كرده‌ايم (كه در حق ايشان نيك باشد و نيكي كند، به ويژه مادر، چرا كه) مادرش بدو حامله شده است و هر دم به ضعف و سستي تازه‌اي دچار آمده است. پايان دوران شيرخوارگي او دو سال است (و در اين دو سال نيز، كودك شير، يعني شيره جان مادر را مي‌نوشد. مادر در اين مدّت 33 ماهه حمل و شيرخوارگي، مهمترين خدمات و بزرگترين فداكاري را مبذول مي‌دارد. لذا به انسان توصيه ما اين است) كه هم سپاسگزار من و هم سپاسگزار پدر و مادرت باش و (بدان كه سرانجام) بازگشت به سوي من است (و نيكان را جزا و بدان را سزا مي‌دهم).
‏هر گاه آن دو، تلاش و كوشش كنند كه چيزي را شريك من قرار دهي كه كمترين آگاهي از بودن آن و (كوچكترين دليل بر اثباتآن) سراغ نداري، از ايشان فرمانبرداري مكن. (چرا كه در مسأله عقائد و كفر و ايمان همگامي و همراهي جائز نيست و رابطه با خدا، مقدّم بر رابطه انسان با پدر و مادر است، اعتقاد مكتبي برتر از عواطف خويشاوندي است ولي در عين حال) با ايشان در دنيا به طرز شايسته و به گونه بايسته‌اي رفتار كن و راه كساني را در پيش گير كه به جانب من (با يكتاپرستي و طاعت و عبادت) رو كرده‏اند. بعد هم همه به سوي من برمي‌گرديد و من شما را از آنچه (در دنيا) مي‌كرده‌ايد آگاه مي‌سازم (و بر طبق اعمالتان پاداش و كيفرتان مي‌دهم). 
ما می‏بینیم که برخی از جوانان راضی به کمک کردن به مردمی‏که هم عمل صالح وهم عمل ناشایست داشته‏اند و هر دو را به هم آمیخته‏اند، نمی‏شوند. این عده از مردم در نظر آنان مستحق هیچ خدمت و هیچ سخن نیک و مساعدت سودمند نیستند. برای این جوانان مفهوم دوستی و برائت، و حدود هر یک از اینها روشن نشده است در نزد آنان برائت بر ولایت و دوستی غلبه پیدا کرده است و فراموش کرده‭اند که خدمات اجتماعی یکی از وسایل و ابزار موفقیت آمیز دعوت هستند چون این خدمات عملی هستند و بیشتر از سخن در مردم تأثیر می‏گذارند. آنان فراموش کرده‭اند که خشونت آنان در رفتار و شانه خالی کردن از مساعدت و کمک، شکاف موجود در را بین آنان بیشتر می‏کند و دشمنان دین آن دسته از مردم را به صف منحرفان می‏کشانند.
یکی از نشانه‏های خشونت شدید اقدام برخی از آنان در تجاوز کردن از خشونت با سخن به قتل و ریختن خون علما، سربازان بی گناه ‭یا همشهریان بی دفاع است. در نهایت از این امر هم تعجب نکن اگر بدانی که طرفداران این خشونتها در بسیاری از مواقع با زبان و گاهی دست به جان همدیگر می‏افتند و این امر غریب و ناآشنا نیست اگر انسان اندکی به مطالعه احوال فرقی بپردازد که کتاب خدا و سنت رسول او(ص) و راه گذشتگان صالح را کنار گذاشته‏اند. این فرقه‏ها به دشمنی با همدیگر پرداخته و همدیگر را گمراه خواندند و یکدیگر را تکفیر نموده‏اند این گونه است سرنوشت کسی که، روشی را که خاتم پیامبران(ص) آورده است، رها کند. موضع اسلام درباره خشونت و تندی در دعوت و برخورد با مردم صریح و روشن است. خداوند متعال به موسی و برادرش هارون دستور می‏دهد و می‭فرماید:
(اذْهَبَا إِلَى فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغَى(43) فَقُولَا لَهُ قَوْلًا لَّيِّنًا لَّعَلَّهُ يَتَذَکَّرُ أَوْ يَخْشَى(44))  طه: ٤٣ - ٤٤
«به سوی فرعون بروید که او به سرکشی برخاسته و با او سخنی نرم گویید شاید که پند پذیرد یا بترسد». 
اینها سفارشات و توصیه‏های پروردگار عزیز و بزرگوار ما به موسی وهارونﻹ در هنگام دعوت فرعون طغیانگر است. سخن نرم در بیان حق چون این روش مفیدتر و به قبول پند و ایجاد ترس نز