-------------------
1) الخوارج، ناصرالعقل، ص (129).
2) الخوارج، ناصرالعقل، ص (129).یکی از نشانه‏های برجسته اهل غلو در عصر حاضر، تعصب نسبت به رأی و عدم توجه و اعتنا به رأی دیگران و انکار حق از جانب آنان مادامی‏که همفکر و هم رأی نباشد و از جمله عللی که باعث ایجاد این تعصب به رأی و میل به آن می‏شوند، عبارتند از: علم اندک، ارائه رأی با ذهن خالی، خود پسندی و خود رأی و پیرو هوی و هوس بودن.
آفت خود پسندی و خود رأی بودن و تعصب به آن صاحبان خود را در زمانهای قبل از ما به مهلکه‏های خطرناک و بزرگی کشانده است آنچه ذوالخویصره نادان را متزلزل کرد. ابن جوزی می‭گوید: آفت او این بود که او به رأی خود راضی شد و اگر درنگ می‭کرد می‏دانست که هیچ رأی و اندیشه‭ای فراتر از رأی رسول‭الله(ص) نیست(1) . و آنچه که‭یاران ذوالخویصرة را منحرف کرد این بود که آنان به رأی و نظر خود راضی شدند و نسبت به دیگران سوءظن داشتند. خوارج اهل عبادت بودند اما این اعتقاد را داشتند که از علی(رض) عالم تر هستند و این یک مرض سختی است(2) ، که آنان را در مهلکه قرار داد. این بیچارگان و درماندگان اسیر الفاظی شدند که خوب آنها را نمی‏فهمیدند و به کسی که آنها را برای آنان روشن می‭کرد و به آنان می‏فهماند گوش ندادند چون فکر می‭کردند نظر درست رأی و نظر آنان است و غیر از آن اشتباه و نادرست است.
محمد ابوزهره می‭گوید: الفاظ ایمان، لا حکم الا لله و دوری جستن از ظالمان بر ذهن آنان چیره شد و آنان به اسم این الفاظ خون مسلمانان را مباح کردند و سرزمینهای اسلامی ‏را با خونهای پر رنگ آغشته کرده و به هر جایی هجوم بردند(3)  این تعصب منفور آنان را از پاسخگویی به حق بعد از روشن شدن آن بازداشت. امیرالمؤمنین‎علی(رض) با آنان مناظره کرد و ابن‏عباس(رض) با آنان مناظره کرد و بهانه‏های آنان را بر طرف کردند و شبهات شان را رفع نمودند و دلایل و استدلالهایی قاطع در برابر آنان ارائه کردند و با برهانهایی روشن زبان آنان را بستند اما جز برخی از آنان جواب ندادند و بسیاری از آنان به مباح کردن خون مسلمانان پرداختند. این تعصب نسبت به رأی و جاهل خواندن دیگران با اصول مهمی‏در اسلام همچون مشورت، نصیحت و خیرخواهی منافات دارد.
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) تلبیس ابلیس، ص (90).
2) همان منبع، ص (91).
3) تاریخ المذاهب الاسلامیة، محمد زهرة، ص (61).عصر ما شاهد هجوم‏غریب و پدیده‭ی عجیب تعدّی و تجاوز به حرمت علمای درستکار و ضربه زدن به آنان با خنجرهای انحراف و گمراهی است، روزنامه‏ها، مجلات، کتابها، مقاله‏ها، حلقه و سالنهای درس نمونه‏های زیادی از این جملات و هجومها را به خود دیده‏اند و این حالت شدیدترین ضررها را به امت اسلامی‏وارد نموده و اجتماع پراکنده آنان را پراکنده‏تر و جمع متفرق آنان را متفرق‏تر کرد و عمیق و ریشه‭ای شد. بدون شک تخریب و بدگویی از علما دلایل متعددی دارد که برخی از آنها عبارتند از: علم آموزی بدون معلم، فهم نادرست از برخی عبارتهای علما، پیروی از هوسها و حسادت. برخی از جوانان به اسلوب ناشایستی روی آورده‏اند که همان دنبال کردن عیبها و لغزشهای علما و گرفتن سخنان و آراء شاذ و نادر آنان و تحریف کردن سخنان آنان از منظور اصلی شان است. آیا این کارها را به‭این علت انجام می‭دهند که هجوم همه جانبه خود در توهین و تخریب علمای قدیم و جدید که با افکارشان مخالف هستند و روشهای به دور از اعتدال آنان را تائید نمی‭کنند، توجیه نمایند؟ کارهای آنان به ضرر و زیان اسلام و موجب چشم روشنی دشمنان اسلام ازجمله صهیونیستها و بت پرستان شده است. علما از این عمل و روش زشت و ناپسند که نشان دهنده جهل و مرض و کینه صاحب آن است، به خاطر خطر آن بر مسلمانان برحذر داشته‏اند چون آن عمل در واقع اجرای برنامه‏های دشمنان دین و تحقق یافتن بدون رنج و زحمت اغراض آنان است(1) . ابن تیمیه در حالی که از روایت اقوال ضعیف به نقل از امامان و علما نهی می‏کند، می‭گوید: این چنین مسأله ضعیفی را نباید کسی به نقل از یکی از امامان و بزرگان مسلمانان چه به قصد عیب و ایراد گرفتن بر او و چه به قصد تبعیت از او، ذکر کند. چرا که‭این یک نوع خرده گرفتن بر بزرگان و پیروی از سخنان ضعیف است. و وزیر تاتارها به‭این طریق بین مذاهب اهل سنت فتنه‭ایجاد می‭کرد و حتی آنان را به خروج از سنت و جماعت فرا می‏خواند و آنان را به مذهب رافضیها و اهل بی دینی گرفتار می‏نمود(2) . 
کسانی که علمای درستکار امت را تخریب و بدنام می‭کنند، به برنامه‏های یهودیان، مسیحیان، طاغوتیان و برنامه‏های جاسوسی آنان خدمت می‭کنند خواه متوجه‭این امر باشند و یا نباشند و کسانی که همواره با این کار خود به بدنام کردن و تخریب چهره علمای امت می‏پردازند، از روش و شیوه اهل سنت وجماعت دور می‏شوند، روشی که در آن گفته می‏شود: علماء پیشین گذشتگان و علمای تابعین بعد ار آنان اهل خیر و نیکویی و اهل فهم و درک و نظر هستند و جز به نیکی یاد نمی‏شوند و هر کس از آنان به بدی یاد کند، بر این راه نیست(3) . کسانی که به تخریب چهره علمای درستکار امت می‏پردازند باید بدانند، گوشت این علما مسموم و روش خدا درباره هتک حرمت بدنام کنندگان آنان معلوم و مشخص است. و این کسی که ادعای علم دارد نمی‏داند که اعتبار حکم دادن درباره‭اشخاص بر اساس کثرت فضیلتهای آنان است. ابن‎قیم(رح) می‭گوید: هر کس دارای علمی‏در شرع باشد و در واقع به طور قطع معلوم شود که‭این فرد بزرگواری که در اسلام گامهای خیر و آثار نیک داشته و برای اسلام و اهل آن در جایگاهی قرار گرفته که اگر گاهی مرتکب خطا و لغزش شود، معذور است و بلکه به دلیل اجتهاد خود اجر می‏برد بنابراین در این صورت جایز نیست که در آن مورد از او تبعیت شود و جایز نیست که جایگاه و امامت و پیشوایی او در دل مسلمانان تباه گردد(4) . اگر علمای امت اسلامی‏بد نام شوند، چه کسی برای آنان باقی می‏ماند؟ جوانانی کم سن و سال و کم تجربه باقی بمانند که خوب تلاوت نمی‭کنند، زبانی را به خوبی بلد نیستند و توانایی آن چنانی در بسیاری از علوم شرعی ندارند؟
این روش تخریب شخصیت علما مایه چشم روشنی دشمنان اسلام است چرا که‭این روش یک نسل بدون رهبر را ایجاد می‏کند و آیا دیده‭اید که‭یک نسل بدون رهبر به رستگاری برسد؟
در میان امتهای گذشته بدترین چیز، علما و بزرگانشان بوده‭اند بنابراین در میان آنان تعداد گمراهان و گمراه کنندگان فراوان شد. خداوند متعال می‭فرماید:
(يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ إِنَّ کَثِيرًا مِّنَ الأَحْبَارِ وَالرُّهْبَانِ لَيَأْکُلُونَ أَمْوَالَ النَّاسِ بِالْبَاطِلِ وَيَصُدُّونَ عَن سَبِيلِ اللّهِ) التوبة: ٣٤
 «ای کسانی که‭ایمان آورده‭اید بسیاری از دانشمندان یهود و راهبان، اموال مردم را به ناروا می‏خورند و آنان را از راه خدا باز می‏دارند»
بهترین افراد در اسلام علمای ربانی و درستکارش هستند، شعبی می