تماد خود را نسبت به آنان نیز از دست می‭دهند و هر عالم سختکوشی که در موردی با رأی و نظر مورد توجه آنان، مخالفت کند، نسبت به او بی اعتماد می‏شوند و ازاو روی بر می‏گردانند. در اینجاست که خطر کمین کرده و تفرقه و پراکندگی به وجود می‏آید یکی از علمایی که در دیدارش با جوانان گفتگو می‭کرد، گفت: آن چه که من از آن ترس دارم این است که بی اعتماد شدن نسبت به علما، شما را به‭یکی از این دو امر و یا هر دو با هم سوق خواهد داد، که عبارتند از: اجتهاد کردن بدون آمادگی و توانایی کافی و شناخت شایستگی برای این کار و یا مراجعه به کتابها و دریافت از آنها بدون کمک گرفتن از کسی؛ که در هر دو این موارد خطرهای زیادی وجود دارد.
یکی از جوانان گفت: ما هم زمان در هر دو این حالتها قرار گرفته‭ایم(1) .
ب: زیاده روی و غلو در نکوهش تقلید کردن: قرآن کریم تقلید و اهل آن را سرزنش کرده و گذشتگان را از این روش بر حذر داشته است. خداوند متعال می‭فرماید:
(وَإِذَا قِيلَ لَهُمُ اتَّبِعُوا مَا أَنزَلَ اللّهُ قَالُواْ بَلْ نَتَّبِعُ مَا أَلْفَيْنَا عَلَيْهِ آبَاءنَا أَوَلَوْ کَانَ آبَاؤُهُمْ لاَ يَعْقِلُونَ شَيْئاً وَلاَ يَهْتَدُونَ) البقرة: ١٧٠
«چون به آنان گفته شود: از آن چه خدا نازل کرده است، پیروی کنید، می‏گویند: نه، بلکه از چیزی که پدران خود را بر آن یافته‭ایم، پیروی می‏کنیم، آیا هر چند پدرانشان چیزی را درک نمی‭کرده و به راه صواب نمی‏رفته‏اند؟»
از میان اقوال امامان در این باره قول امام شافعی است، که می‭گوید: کسی که علم را بدون استدلال و دلیل فرا گیرد همانند کسی است که در تاریکی شب هیزم جمع می‏کند و پشته هیزم را حمل می‏کند در حالی که در آن یک مار افعی قرار دارد و او را نیش می‏زند ولی خودش متوجه نیست(2) . احمد می‭گوید: از من تقلید نکنید و از مالک، ثوری و اوزاعی تقلید نکنید، بلکه از جایی که آنان دریافت کرده‭اند، علم را به دست آورید(3) . ابو یوسف می‭گوید: بر کسی حلال نیست که حرف و نظر ما را بگوید مگر این که بداند ما آن را از کجا گفته‭ایم(4) . جوانان این مطالب را می‏خوانند و می‏خوانند که تقلید کننده در نزد عالم همچون کودک در آغوش مادر است و فرقی بین تقلید کننده و حیوان نیست(5) . بنابراین از تقلید از علما دوری می‭کنند و در دوری کردن از تقلید و مذمت آن مبالغه می‭کنند و گمان می‭کنند که هدایت یافتن به واسطه صحابه اولین، تابعین، علمای صادق و استفاده از روشهای آنان و راهنمایی با فتواهای تقویت شده با دلیل و استدلال آنان، جزء تقلید نکوهیده است بنابراین صدور فتوی را برای خود جایز می‏دانند در حالیکه برای آن آمادگی ندارند و به کتابها روی می‏آورند تا از آنها احکام استخراج کنند و آراء و نظرات عجیبی را استنباط می‭کنند و در این میدان غور می‭کنند در حالی که اهل آن نیستند بنابراین دچار سستی و جور می‏شوند و از حدود تجاوز می‭کنند. این جوانان نتوانستند به خوبی امور را تشخیص داده و مسائل را باز کنند و سخنان صحیح را از سخنان ضعیف و نادرست بشناسند و نصوص را به خوبی در محل نزول خود قرار ندادند و در جایی که تعمیم جایی نداشت، تعمیم دادند. در جایی که باید روی می‭آوردند، روی بر گرداندند و در جایی که باید باز می‏ایستادند، اقدام کردند. بنابراین نصوصی که تقلید را مذمت می‭کنند عام نیستند بلکه آنها در حالتهایی خاص صدق می‭کنند(6) . ابن عبدالبر بعد از این که روایات و احادیث نقل شده در مذمت تقلید را ذکر می‏کند در انتهای این باب می‭گوید: همه ‭اینها برای غیر از عامه مردم هستند و عامه مردم در مسأله‭ای که پیش آمده حتماً باید از علمای خود تقلید کنند چون آن مسأله با استدلال قابل تبیین نیست و بدون داشتن علم آن قابل قبول نمی‏باشد. چون علم درجاتی دارد که رسیدن به اوج آن جز با کسب پائین ترین سطح آن امکان پذیر نیست و این یک مانع بین عامه مردم و استدلال و دلیل خواستن است. «والله اعلم». در سخنان علما درباره‭این که عامه مردم باید از علمای خود تقلید کنند، اختلاف نظری وجود ندارد. آنان این آیه را مد نظر دارند که خداوند بزرگ می‭فرماید:
(فَاسْأَلُواْ أَهْلَ الذِّکْرِ إِن کُنتُمْ لاَ تَعْلَمُونَ) الأنبياء: ٧
«اگر نمی‏دانید از پژوهندگان کتابهای آسمانی بپرسید».
بنابراین کسی که علم و بینشی نسبت به دین ندارد باید از عالم آن تقلید کند و همچنین علما دراین مورد که عامه مردم نباید فتوا دهند، اختلاف نظر ندارند چون - البته خدا بهتر می‏داند - آنان نسبت به معانی که بر اساس آنها حلال و حرام کردن و رسیدن به علم، امکان پذیر می‏شود، نا آشنا و بی اطلاع هستند(7) . عموم این جوانان درباره علوم شرعی و لوازم و مقدمات آنها بی اطلاع هستند و از سوال کردن از علما و کمک گرفتن از آنان در تفسیر دوری می‭کنند و نتیجه‭این کار در اثر اضطراب و آشوب فکری، تلخ و ناگوار می‏شود.
ج: مطابقت دادن سخنان نادرست، بر سخن حق و درست: این یک آفت بزرگ است و هر کس از آن دوری کند نجات می‏یابد بنابراین مشکل کسانی که امروز و دیروز در غلو خوارج گرفتار آمده‏اند، در استدلال شان نیست بلکه در مطابقت دادن آن چیزی است که به واقعیت و مراد آن استدلال می‭کنند. وقتی که خوارج علیه امیرالمؤمنین علی شوریدند و او را متهم به کفر کردند... و گفتند: لا حکم الّا لله، حکم جز برای خدا نیست، علی گفت: سخن حقی است که باطل از آن برداشت می‏شود(8) . برخی از معاصران نیز در آن چه که دیگران گرفتار شده‏اند، واقع شده‏اند، چون در مطابقت دادن سخنان درست و عادلانه، اشتباه می‭کنند و نتیجه آن جسارت پیدا کردن علیه احکام و ارائه آرائی منحرف و نامتعادل می‏شود. از جمله‭این سخنان به عنوان مثال اینها هستند:
تقلید نکوهیده است:
این سخن حقی است که قرآن و سنت بر آن دلالت می‭کنند و امامان عالم و فاضل از تقلید کردن نهی کرده‭اند در اینجا چندین مطلب مهم وجود دارد که برای این که‭ این سخن در جای درست و مورد نظر خودش قرار گیرد، باید آنها را اعلام و بیان نمود :
تقلید باطل و نکوهیده قبول بدون دلیل و حجت سخن دیگران است(9) .
تقلید برای کسی که قادر به اجتهاد باشد، نکوهیده و برای کسی که در اجتهاد کردن عاجز باشد، جایز است(10) .
خواندن کتابهای علمای قدیم و استفاده بدون تعصب از آراء و نظرات آنان، تقلید نکوهیده به حساب نمی‏آید بلکه جوینده علم بهتر است که آنچه را که گذشتگان درباره آن مسأله گفته‏اند، قبل از حکم کردن درباه آن، بداند تا به‭ این ترتیب با آراء و فهم و درک آنان از مسأله، ارشاد گردد(11) .
عطاء(رح) می‭گوید: شایسته نیست کسی برای مردم فتوا صادر کند مگر این که به اختلاف مردم علم داشته باشد. اگر اینگونه نباشد آن علمی ‏که موثق‏تر از علم موجود در نزد اوست را رد می‏کند(12) . قتاده می‭گوید: هر کس اختلافات میان مردم را نشناسد، شمه‭ای از فقه را به دست نخواهد آورد(13) . یحیی بن سلام می‭گوید: کسی که نسبت به اختلافات شناخت ندارد، شایسته