رضوان

قل خير قول في صحابة أحمد
		وامدح جميع الآل والنسوان

دع ما جرى بين الصحابة في الوغى
		بسيوفهم‌يوم التقى الجمعان

فقتيلهم منهم وقاتلهم لهم
		وكلاهما في الحشر مرحومان

والله‌يوم الحشر‌ينزع كل ما
		تحوى صدورهم من الأضغان

لا تركنن إلى الروافض إنهم
		شتموا الصحابة دون ما برهان

لعنوا كما بغضوا صحابة أحمد
		وودادهم فرض على الإنسان

حب الصحابة والقرابة سنة
		ألقى بها ربى إذا أحياني
یعنی:
طلحه، زبیر و سعد و سعید و عبدالرحمن را محترم شمار، ابو عبیده‌ی دیندار و با تقوا و تمام آنانی که در بیعت رضوان حضور داشتند، را مدح کن.
در حق صحابه‎ی احمد(ص) چیزی جز سخن نیکو نگوئید. 
و آل بیت و همسران پیامبر را به خوبی یاد کن.
و آنچه را بین صحابه در فتنه‌ها اتّفاق افتاده رها کن، 
که در جنگ، دو گروه با شمشیرهایشان در برابر یکدیگر قرار گرفته بودند. 
و کشته‌گان از خودشان بودند و قاتلان هم خودی بودند
 ان شاءالله هر دو گروه در قیامت مورد لطف و رحمت الهی قرار خواهند گرفت.
و الله در روز حشر تمام آنچه‌از کینه و بغض در دلهایشان بوده، بیرون خواهد کشید.
هرگز به روافض کوچکترین تمایلی نداشته باش، که‌انان اصحاب پیامبر را بدون دلیل و برهان دشنام می‌دهند!؟
و اصحاب پیامبر (ص) را لعنت می‌کنند و نسبت به آانان بغض و کینه دارند! 
در حالی که دوست داشتن اصحاب پیامبر بر همگان واجب است.
تا این که می‌گوید:
إن الروافض شر من وطئ الحصى
		من كل إنس ناطق أو جان

مدحوا النبي وخونوا أصحابه
		ورموهم بالظلم والعدوان

حبوا قرابته وسبوا صحبه
		جدلان عند الله منتقصان

فكأنما آل النبي وصحبه
		روح‌يضم جميعها جسدان

فئتان عقدهما شريعة أحمد
		بأبى وأمی‌ذانك الفئتان

فئتان سالكتان في سبيل الهدى
		وهما بدين الله قائمتان
یعنی:
دوست داشتن اصحاب و آل بیت پیامبر سنتی است که خداوند از آغاز زندگی در قلبم قرار داده‌است! 
 درباره عقیده روافض چنین سروده‌است:
(روافض) پیامبر را ستودند، ولی به اصحابش خیانت کردند و آنان را به ظلم و دشمنی متّهم کردند!؟ ادعا می‌کنند که‌ آل بیت را دوست دارند و اصحاب پیامبر را دشنام می‌دهند.
دو بحث و جدال بوجود آوردند که نزد خداوند متضاد است! 
(در حقیقت) آل پیامبر(ص) و اصحاب او یک روحند که در جسدهای متعدد متبلور شده‌اند.
آن دو گروه‌اند که به شریعت احمد پایبند بوده‌اند، 
پدر و مادرم فدایشان، آنان فقط به ظاهر دو دسته‌اند. دو گروه هستند که عمرشان را در راههای هدایت گذراندند 
و هر دو گروه به دین خداوند پایبند بوده‌اند.
در ادامه جنگ صفین و عواملی که موجب شد معاویه(رض) بیعت نکند، نامه‌هایی که بین او و علی رد وبدل شد، تلاشهایی که برای صلح صورت گرفت، اسباب شروع جنگ، قضیه‌ی حکمیّت، کشته شدن عمار بن یاسر، تأثیر آن بر روحیه‌ی مسلمانان، رفتار محترمانه‌ی طرفین در مدّت رویارویی، معاوضه‌ی اسیران، تعداد کشته‌ها، ترحّم و دلسوزی و اظهار تأسف علی(رض) بر کشته‌های طرفین، ممانعتش از دشنام دادن به معاویه و لعنت کردن اهل شام بحث نمودیم و به مناسبت قضیه‌ی حکمیّت زندگی ابوموسی اشعری و عمرو بن عاص را مورد بررسی قرار دادیم، از بی اساس بودن داستانهایی که به موضوع حکمیّت نسبت می‌دهند پرده برداشتیم، بطلان آنها را ثابت کردیم و به روش استفاده ‌از داستان حکمیّت در دفع اختلافات و بحرانهای داخلی دولت‌های اسلامی‌در تاریخ، اشاره کردیم.
همچنین موضوع عقیده‌ی اهل سنّت در مورد آن جنگ‌ها را توضیح دادیم، خوانندگان را از اعتماد به کتاب‌های تاریخی که بر اساس دشمنی با صحابه و لکه دار جلوه دادن چهره‌ی شاگردان و یاران پیامبر(ص) نوشته شده برحذر داشتیم، کتاب‌هایی مانند: «الامامة و السّیاسة»، که به دروغ به «ابن قتیبه» نسبت داده‌اند و کتاب «الاغانی» اصفهانی، تاریخ یعقوبی، تاریخ مسعودی و دیگر کتابهایی که بدون رعایت امانت داری علمی‌نوشته شده و از حق منحرف اند، در مورد نقش مستشرقین در تحریف تاریخ اسلام و گنجاندن دروغها و نسبتهای ناروا و شیوه‌ی سوء استفاده‌ایشان از کتابهای شیعه‌ی رافضی، تأسیس جبهه‌ی مخالفت داخلی جهت منحرف نمودن افکار و تحریف نابودی حقایق، گستراندن نقطه‌های سیاه در تاریخ ما، همراه با مبالغه و بزرگنمایی حوادث با شعارهای درخشنده‌ای همچون: بحث علمی‌آزاد، تحقیق واقعی و پژوهش تخصّصی و... را شرح دادیم.
آری! دشمنان اسلام به این صورت توانستند با افکار منحرف و مخرّب، عده‌ای از فرزندان مسلمان را تربیت کنند و بنیانگذاران افکار منحرف، این بار کسانی بودند که به اسلام منتسب بودند بدون این که فهم درستی از اسلام داشته باشند، بدون اینکه ‌از اسلام دفاع کنند و حتّی بدون اینکه به اسلام عمل کنند. اینها به دام کسانی افتادند که خودشان برای آلوده کردن تاریخ و فرهنگ اسلام در تلاش بودند، همان تاریخ و فرهنگی که دین بزرگ اسلام به ارمغان آورده بود.علی(رض) در مورد آیات ذیل که می‌فرماید: 
(يَوْمَ لَا يَنفَعُ مَالٌ وَلَا بَنُونَ(88) إِلَّا مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ(89))(شعراء/88-89)
چنین گفت: مال و فرزندان كاشت دنياست و نتيجه‌ي عمل صالح در آخرت به دست می‌آيد كه خداوند هر دو را با هم به كساني از بندگانش داده ‌است.(1) 
------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) تفسير امير المؤمنين علي، عبدالعزيز فاضل 661/2 رساله دانشگاهي كه تا بحال منتشر نشد.الف: پیامبر(ص) فرمود: این امر (امامت) در میان قریش است و هر کس آن را از آنان دور کند، مادامی‏که دین را به پا کنند، خداوند او را در آتش جهنم بر زمین خواهد زد(1) .
ب: پیامبر(ص) فرمود: «این امر همواره در میان قریش خواهد بود تا زمانی که دو نفر از آنان باقی باشند»(2) . در روایتی از مسلم آمده است: مادامی‏که دو نفر از مردم باقی بمانند(3) .
ج: پیامبر(ص) فرمود: مردم تابع و پیرو قریش هستند(4) .
د: اجماع بر این امر که چندین نفر از علما آن را نقل کرده‭اند، از جمله آنان نووی است که در شرح این حدیث می‭گوید: «مردم پیرو قریش هستند»... الی آخر.
این احادیث و احادیث دیگر شبیه به آنها دلیل آشکاری هستند بر این امر که خلافت مختص قریش است و نباید آن را بر عهده کسی غیر از آنان قرار داد و در زمان صحابه و تابعین بر این اساس اجماع شده است و بعد از آنان نیز بر اساس احادیث صحیح به ‭این روش عمل کرده‭اند(5) . از جمله آنان قاضی عیاض است که نووی از او نقل کرده و می‭گوید: شرط آن است که امام قریشی باشد و این مذهب همه علما است. می‭گوید: ابوبکر و عمر(رض)در روز سقیفه بر این اساس برای انصار استدلال آوردند و کسی از آنان منکر آن نشد. قاضی می‭گوید: علما این امر را جز موارد مورد اجماع به حساب آورده‏اند و از هیچ کس از گذشتگان سخن و یا عملی نقل نشده است که مخالف آنچه ذکر کردیم باشد، و همچنین کسانی که بعد از آن و در همه دوره‏ها آمده‏اند مخالفتی نداشته‏اند، می‭گوید: سخن نظّام، خوارج و اهل بدعت موافق او که امامت 