را در میان گیرد»، یعنی گناه عامل خود رادر میان بگیرد و هیچ را ه نفوذی را برای او باقی نگذارد. این نوع گناه جز شرک نمی‭تواند باشد و هر کس ایمان داشته باشد، گناهش او را در میان نمی‏گیرد، و آنان (مشرکان) اهل آتشند و در آن ماندگار خواهند بود» خوارج برای تکفیر صاحب گناه به‭این آیه استدلال می‭کنند و همان گونه که دیدید این آیه علیه آنان است و این آشکارا بر شرک دلالت می‏کند و اینگونه است که هر اهل باطلی به‭یک آیه و یا حدیث صحیح برای قول باطل خود استدلال می‭کنند و به ناچار هر آن چه که به آن استدلال می‭کنند علیه خودشان است(3) . سایر دلایل آنان که علمای اهل سنت و جماعت به هر یک از آنان در جای خود پاسخ گفته‏اند.
می‭توان پاسخ به ادعای خوارج در مورد تکفیر صاحب گناه کبیره را به اجمال از چندین وجه ارائه کرد :
الف- مرتکب شونده به گناه کبیره اگر کافر شود حکمش مانند حکم کسی است که بعد از ایمان آوردن، کافر می‏شود: و حکم مرتد این است که باید کشته شود چون رسول الله (ص) فرمود: «هر کس را که دینش را تغییر داد، به قتل برسانید»(4) ، و همچنین می‭فرماید: خون یک فرد مسلمانی که شهادت بدهد که هیچ معبودی جز خدا نیست و محمد رسول خداست، جز با یکی از این سه راه حلال نمی‭شود: قصاص نفس در برابر نفس، زناکار همسردار و کسی که دین خود را ترک کند و از جماعت جدا شود(5) . این دو حدیث و سایر دلایل درباره حکم مرتد، این معنا را می‏رسانند که هر کس بعد از ایمان آوردنش کافر شود حکمش قتل است. اما نصوص کتاب و سنت دلالت بر این امر دارند که زناکار، دزد و دشنام دهنده، به قتل نمی‏رسند، بلکه بر آنان حد جاری می‏شود. همان گونه که خداوند متعال می‭فرماید: 
(الزَّانِيَةُ وَالزَّانِي فَاجْلِدُوا کُلَّ وَاحِدٍ مِّنْهُمَا مِئَةَ جَلْدَةٍ وَلَا تَأْخُذْکُم بِهِمَا رَأْفَةٌ فِي دِينِ اللَّهِ إِن کُنتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَلْيَشْهَدْ عَذَابَهُمَا طَائِفَةٌ مِّنَ الْمُؤْمِنِينَ) النور: ٢ 
«هر زن زناکار و هر مرد زناکاری را صد تازیانه بزنید و اگر به خدا و روز بازپسین ایمان دارید در دین خدا نسبت به آن دو دلسوزی نکنید و باید گروهی از مؤمنان در کیفر آن دو حضور یابند».
همچنین خداوند درباره حکم سارق می‭فرماید:
(وَالسَّارِقُ وَالسَّارِقَةُ فَاقْطَعُواْ أَيْدِيَهُمَا جَزَاء بِمَا کَسَبَا نَکَالاً مِّنَ اللّهِ وَاللّهُ عَزِيزٌ حَکِيمٌ) المائدة: ٣٨ «مرد و زن دزد را به سزای آن چه کرده‭اند، دستشان را به عنوان کیفری از جانب خدا ببرید و خداوند توانا و حکیم است».
درباره حکم شراب خوار از عمربن خطاب(رض) روایت شده است که مردی در دوره پیامبر(ص) عبدالله نام داشت لقبش حمار بود و رسول‭الله(ص) را می‏خنداند و پیامبر(ص) به خاطر شراب خواری به او تازیانه زد. روزی او را آوردند و پیامبر(ص) دستور داد که او را تازیانه بزنند، یک نفر از حاضران گفت: خداوندا او را لعنت کن او چه فراوان شراب می‏خورد. پیامبر(ص) فرمود: «او را لعن نکنید به خدا قسم من چیزی از او نمی‏دانم مگر این که او خدا و رسولش را دوست دارد.»(6) . پیامبر(ص) دستور می‏دهد شارب خمر را تازیانه بزنند اما اورا به قتل نرسانند و حتی از لعن کردن او نیز نهی کرد و برای این مرد شهادت داد که او خدا و رسولش را دوست می‏دارد با وجود این که او بارها اقدام به شراب خواری کرده بود. اما برای او و دزد و زناکار حکم به تکفیر و قطع رابطه آنان با مسلمانان را نداد، برای آنان طلب استغفار می‏نمود و می‏گفت، علیه برادرتان، یاران شیطان نباشید(7) . صحابه و تابعین نیز بر این امر اجماع نظر دارند مگر افراد نادر که سخنشان اعتباری ندارد. همچنین اگر صاحب گناه کبیره کافر شود باید از همسر خود جدا شود و همچنین نمی‭تواند از یک مسلمان ارث ببرد و مسلمان هم از او ارث نمی‏برد، اما پیامبر(ص) صاحب گناه کبیره را از همسرش جدا نکرد و او را از میراث متعلق به خود محروم نکرد و صحابه و تابعین نیز چنین کردند بنابراین به طور یقین ثابت می‏شود که صاحب گناه کبیره کافر نمی‭شود(8) .
ب: خداوند متعال، صاحبان گناهان کبیره را با وجود این که مرتکب گناه شده‎اند، مؤمن می‏نامد و می‭فرماید: 
(وَإِن طَائِفَتَانِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمَا فَإِن بَغَتْ إِحْدَاهُمَا عَلَى الْأُخْرَى فَقَاتِلُوا الَّتِي تَبْغِي حَتَّى تَفِيءَ إِلَى أَمْرِ اللَّهِ فَإِن فَاءَتْ فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمَا بِالْعَدْلِ وَأَقْسِطُوا إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ(9) إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُوا بَيْنَ أَخَوَيْکُمْ وَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّکُمْ تُرْحَمُونَ(10)) الحجرات: ٩ – ١٠
«و اگر دو طایفه از مومنان با هم بجنگند میان آن دو را اصلاح دهید و اگر باز یکی از آن دو بر دیگری تعدّی کرد، با آنکه تعدّی می‏کند بجنگید تا به فرمان خدا بازگردد پس اگر بازگشت میان آنها دادگرانه سازش دهید و از خدا پروا بدارید امید که مورد رحمت قرار گیرید.» 
ابن کثیر(رح) اهل کبیره را مؤمن می‏نامد ولی می‭گوید در عین حال باید با آنان جنگید و امام بخاری و دیگران به همین دیدگاه استدلال می‏نمایند و می‏گویند: مرتکب گناه از دین خارج نمی‭شود اگرچه گناهش بزرگ هم باشد، پس آنگونه نیست که خوارج و پیروانشان اعم از معتزله و امثال آنان می‏پندارند.(9) این آیه نیز همانند آیه فوق می‏باشد که می‭فرماید:
(يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ کُتِبَ عَلَيْکُمُ الْقِصَاصُ فِي الْقَتْلَى الْحُرُّ بِالْحُرِّ وَالْعَبْدُ بِالْعَبْدِ وَالأُنثَى بِالأُنثَى فَمَنْ عُفِيَ لَهُ مِنْ أَخِيهِ شَيْءٌ فَاتِّبَاعٌ بِالْمَعْرُوفِ وَأَدَاء إِلَيْهِ بِإِحْسَانٍ ذَلِکَ تَخْفِيفٌ مِّن رَّبِّکُمْ وَرَحْمَةٌ فَمَنِ اعْتَدَى بَعْدَ ذَلِکَ فَلَهُ عَذَابٌ أَلِيمٌ) البقرة: ١٧٨
اي كساني كه ايمان آورده‌ايد! درباره كشتگان، (قانون مساوات و دادگري) قصاص برشما فرض شده است (و بايد در آن كسي را به گناه ديگري نگرفت، بلكه): آزاد در برابر آزاد، برده در برابر برده و زن در برابر زن است. پس اگر كسي (از جنايتش) از ناحيه برادر (ديني) خود، گذشتي شد (و يكي از صاحبان خون‌بها كشنده را بخشيد، و يا حكم قصاص تبديل به خون‌بها گرديد، از سوي عفو كننده) بايد نيك رفتاري شود و (سختگيري و بدرفتاري نشود، و از سوي قاتل نيز به ولي مقتول) پرداخت (ديه) با نيكي انجام گيرد (و در آن كم و كاست و سهل‌انگاري نباشد). اين (گذشت از قاتل و اكتفاء به ديه مناسب) تخفيف و رحمتي است از سوي پروردگارتان. پس اگر كسي بعد از آن (گذشت و خوشنودي از ديه) تجاوز كند (و از قاتل انتقام بگيرد) او را عذاب دردناكي خواهد بود. ‏
ابن حزم(رح) می‭گوید: خداوند عزیز و بزرگوار ابتدا اهل ایمان را که در میان شان قاتل یا مقتول وجود دارد، مورد خطاب قرار می‏دهد و خداوند متعال به صراحت بیان می‏کند که قاتل ق