 بیشترین تأثیر را در تحریف تاریخ اسلامی‏داشته است، شیعه رافضی با طوائف و فرق مختلف آن است. اینها از قدیمی‏ترین فرقه‏هایی هستند که سربرآوردند و دارای سازمانی سیاسی و فلسفه‭ای عقیدتی و روشی فکری- اما منحرف- می‏باشند. این گروه بیشترین دروغها را علیه دشمنان خود سرهم کرده‭اند. آنان بیشترین دشمنی را با صحابه دارند- این موضوع ذکر خواهد شد- و ناسزاگویی به صحابه و تکفیر آنان از بنیانها و ارکان عقیده آنان می‏باشد و خصوصاً با ابوبکر و عمر دشمنی جداگانه‭ای دارند و آنان را جبت و طاغوت می‏نامند.(1)  شیعیان تعداد زیادی راوی و اخباری دارند که نشر اکاذیب و بهتانهای آنان و تدوین این موارد در کتابها و رساله‏هایی در مورد وقائع تاریخ اسلامی، خصوصاً وقائع داخلی را برعهده دارند. همچنین ملی گرایی و تعصبات در جعل اخبار تاریخی و حکایات و قصصی که هدف آنها تحریف تاریخ اسلامی‏و اعتلا دادن به‭یک طائفه بر طائفه دیگر یا اهل یک سرزمین بر اهل سرزمین دیگر یا یک جنس بر جنس دیگر و کنار نهادن معیار شرعی برتری یعنی معیار تقوا- (إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَاکُمْ) الحجرات: ١٣ 
(بي‌گمان گرامي‌ترين شما در نزد خدا متقي‌ترين شما است) تأثیر داشته است. همچنین فرقه‏های منحرف از جعل قصه گویان و انتشار آنها و جهل بیشتر این افراد و کمی‏شناخت آنان از سنت و انحراف گروهی از آنان که به دنبال کسب و کار می‏باشد، بهره برده‏اند و اکاذیب و حکایات و قصص جعلی را در میان آنان منتشر ساخته‏اند و این قصه سرایان آنها را بدون آگاهی و ادراک قبول کرده‭اند و میان عامه منتشر ساخته‏اند. از طریق این افراد صدها حدیث دروغین و منسوب به صحابه و تابعین و علمای اسلام منتشر شده که موجب اسائه ادب به آنان و تحریف تاریخ و سیره آنان می‏شود. اما فضل و توفیق الهی گروهی از علمای ناقد را روانه کرده که تلاشهای بزرگ و موفقی را در نقد راویان و مرویات آنها به انجام رسانده و احادیث صحیح را از غیر صحیح جدا کرده و از عقیده و تاریخ امت دفاع کرده‭اند. علمای سنی در بیان احادیث جعلی به وسیله نص بر آنها و بیان راویان ضعیف و افراد متهم و اهل هوی و هوس و ایجاد روشی برای نقد و قبول روایات تلاشهای زیادی را به انجام رسانده‏اند. از بارزترین افرادی که به روشن سازی غلط گوییهای تاریخی و ردّ روایات جعلی و دروغین همت کرده‭اند، می‭توان به افراد زیر اشاره کرد: قاضی ابن العربی در کتاب «العواصم من القواصم» شیخ الإسلام ابن تیمیه در بسیاری از کتب و رساله‏های خود، خصوصاً کتاب ارزشمند «منهاج السنة النبویة فی نقض کلام الشیعة و القدریة» حافظ نثاد ذهبی در بسیاری از تألیفات تاریخی خود مانند کتاب «سیر أعلام النبلاء» «تاریخ الإسلام» «میزان الإعتدال فی نقد الرجال» حافظ ابن کثیر، مفسر و مورخ در کتاب «البدایة و النهایة» و حافظ ابن حجر عسقلانی در کتاب «فتح الباری فی شرح صحیح البخاری» «لسان المیزان» «تهذیب التهذیب» و «الإصابة فی معرفة الصحابة».
وسائلی که برای تحریف وقائع تاریخی و مدر ساختن سیره رجال صدر اول صحابه و تابعین بکار گرفته شده‏اند، زیاد هستند، از جمله آنها می‭توان به موارد زیر اشاره کرد:
•	جعل و کذب
•	خبر یا حادثه صحیحی را ذکر می‭کنند و سپس چیزی را بر آن می‏افزایند یا اینکه چیزی را از آن کم می‭کنند به طوری که آن خبر یا حادثه از شکل افتاده و از اصلش خارج شود.
•	جعل خبر در غیر سیاق آن تا از معنا و مقصود آن منحرف گردد و تأویل و تفسیر باطل از حوادق و رویدادها
•	ابراز نقائص و خطاها و مخفی ساختن حقیقتهای مستقیم
•	استفاده از صنائع شعری و سرقت ادبی جهت تأیید حوادث تاریخی مورد ادعا، زیرا شعر عربی به عنوان یک سند تاریخی مورد توجه قرار گرفته و به عنوان مستندی مورد استفاده واقع می‏شود که به موثق ساختن خبر و تأیید آن کمک می‏کند.
وضع نامه‏ها و رساله‏های مجعول و کذب و منتسب ساختن آن به علما و شخصیتهای مشهور، آنچنان که رافضیان کتاب «الإمامة و السیاسة» را ساخته و به ابومحمد عبدالله بن مسلم بن قتیبه دینوری به دلیل شهرتش در نزد اهل سنت و اعتماد آنان به وی، منتسب ساخته‏اند.
در قرن گذشته علما و نویسندگان غربی از خاورشناسان و فراماسونها- در ضمن جنگ خود علیه سرزمینهای اسلامی‏و استعمار آنها- این اکاذیب و تحریفات را قاپیده و گمشده خود را در آنها پیدا کرده‭اند و برای بارز کردن آنها و تکیه و تمرکز بر آنها تلاش کرده‭اند و – از روی تعصب و کراهت خود از مسلمانان- از جانب خود چیزهایی دروغین را بر آنها افزوده‏اند، مانند ابداع رویدادهای که هیچ اصلی ندارند، یا تفسیر مغرضانه رویدادهای تاریخی به قصد تحریف، یا تفسیر اشتباه آنها حسب پندار و اعتقاد و باور خود. سپس گروهی اندک از شاگردان مستشرقان در سرزمینهای عربی و اسلامی‏از این افراد پیروی کرده و طریقه و روش آنان را در بحث و فکر و پندارها در تحلیل و تفسیر تاریخ در پی گرفتند و بعد از رفتن آن خاورشناسان از سرزمینهای اسلامی، پرچم آنان را بدست گرفتند. ضرری که‭این افراد ایجاد می‭کنند بیشتر و بدتر از ضرر استادان خاورشناس آنان و اسلاف بدعتگر و گمراهشان می‏باشد، زیرا اینان- به مانند استادان خود- ادعای تبعیت از روح علمی‏صرف و روش علمی‏در بحث را دارند، اما حقیقت این است که آنان فقط از اعتقاد خود جدا و مجرد گشته‏اند، اما تجرد به معنای اخلاص در برابر حق و پیمودن روش علمی‏درست در اثبات رویدادهای تاریخی، مانند مقایسه میان روایات و شناخت ارزش منابع مورد استفاده و میزان امانتداری ناقلان و راویان و ضبط روایت و قیاس اخبار و مورد توجه قرار دادن آنها بر اساس وضعیت فرهنگی و تمدنی بشری و طبیعتهای آن، در نزد این افراد مشاهده نمی‭شود.(2)  آنان از روش علمی‏فقط اموری شکلی و ظاهری مانند حواشی و ترتیب منابع و چیزهایی شبیه ‭این را فهمیده‏اند و چه بسا مفهوم روش علمی‏در نزد آنان همین چیزها باشد.(3)  محب الدین خطیب می‭گوید: کسانی که فرهنگ بیگانه را پذیرفته‏اند این توهم بر آنان غلبه ‭یافته است که آنان از این گذشته بیگانه هستند و موضع آنان نسبت به مردان این تاریخ، مانند موضع وکلا نسبت به متهمان است و حتی برخی از آنان تمایل بسیار زیادی دارند که نزد دیگران خود را چنان نشان دهند که با گذشته عربی و اسلامی‏هیچ پیوندی ندارند. آنان این کار را در پیروی از خاورشناسان انجام می‭دهند، چه وقتی که احساس اطمینان می‭کنند شک می‏ورزند و هنگامی‏که حق آنان را به کسب اطمینان فرا‏می‏خواند آنان به هوی و میل خود گرایش می‏یابند و قبل از اینکه دلائلی بر چیزی داشته باشند در مورد قضیه حکم می‭دهند و در مورد آن احساس آسودگی می‭کنند.(4) 
از مهم ترین وسائلی که خاورشناسان و شاگردانشان برای تحریف حقائق تاریخ اسلامی‏به کار برده‏اند، موارد زیر است:
الف- تفسیر اشتباه از رویدادهای تاریخی بر وفق مقتضیات روزگاری که خود در آن ز