د مورد قبول نمی‏باشد، پس حال که در این کتاب بدون ذکر سند این مطالب را جمع آورده است چه وضعیتی دارد؟ کسی که در نگاه محدثان متهم می‏باشد برادرش علی است.(1)  علما در مورد نهج البلاغه سخن گفته‏اند، از جمله:
•	ابن خلکان در شرح حال شریف مرتضی می‭گوید: علما در مورد کتاب نهج البلاغه که گردآوری سخنان امام علی بن أبی طالب است با هم اختلاف دارند که‭ایا وی آن را گردآوری کرده است یا اینکه برادرش رضی آن را گردآورده است؟ گفته‏اند: این کلام علی نیست، بلکه کسی که آن را جمع آورده و به علی منسوب کرده است همان کسی است که آن را جعل کرده است. و الله أعلم.(2) 
•	ذهبی می‭گوید: هر کس نهج البلاغه را مطالعه نماید در می‏یابد که مطالب این کتاب به دروغ به أمیرالمؤمنین علی نسبت داده شده است، زیرا در آن به‭ آشکارا ناسزاگویی شده و منزلت ابوبکر و عمر پایین آورده شده است. همچنین در آن تناقض و چیزهای رکیک و عباراتی وجود دارد که هر کس به صحابه قریشی و غیر قریشی از متأخران بعد از آنان شناخت داشته باشد یقین می‏یابد که اکثر آن باطل است.(3) 
•	ابن تیمیه می‭گوید: علما می‏دانند که بیشتر خطبه‏های این کتاب به دروغ به علی منسوب شده است. به همین دلیل غالب مطالب آن در کتابهای قدیمی‏تر از آن به چشم نمی‏خورد و مطالب آن سند معروف و شناخته شده‭ای ندارند.(4) 
•	ابن حجر شریف مرتضی را به جعل متهم می‏کند و می‭گوید: هر کس این کتاب را مطالعه کند یقین می‏یابد که به دروغ به علی نسبت داده شده و اکثر آن باطل است.(5) 
با استناد به‭این اخبار و اخباری دیگر تعدادی از پژوهشگران به بحث در مورد این موضوع پرداخته‏اند و قائل به عدم صحت نسبت این سخنان و مطالب به امام علی شده‏اند.(6) 
می‭توان مهم ترین مواردی را که علمای قدیم و جدید در تشکیک به صحت انتساب نهج البلاغه به امام علی بیان کردند در موارد زیر خلاصه کرد:
•	نداشتن سندهایی مؤید که نسبت کلام به گوینده آن را از حیث متن و سند و روایت استحکام بخشیده و تقویت کند.
•	خطبه‏های زیاد و طولانی، زیرا با کثرت و طولانی بودن خطبه‏ها، حفظ و ضبط آن خطبه‏ها قبل از عصر تدوین دشوار می‏باشد، زیرا خطبه‏های رسول خدا با وجود شدت اهتمام و توجهی که به آنها بوده است به صورت کامل و سالم بدست ما نرسیده است.
•	تعدادی از اقوال و خطبه‏ها که در نهج البلاغه به علی بن أبی طالب منسوب شده است در منابع معتبر به افرادی غیر از علی بن أبی طالب منسوب شده است و افرادی که به روش و سبک آن افراد آشنایی دارند این اقوال و خطبه‏ها را برای آن افراد تأیید می‭کنند.
•	در این کتاب از زبان علی بن أبی طالب چیزهایی در مورد ابوبکر، عمر و عثمان ذکر شده است که نه در شأن علی است و نه در شأن آن سه نفر. نیز با احترامی‏که علی برای آنان قائل بود منافات دارد، مانند خطبه معروف به «شقشقیه» که در آن علی تمایل زیاد خود به خلافت را آشکار می‏کند و این درست بر خلاف پرهیزکاری و زهدی است که علی به آنها مشهور شده است.
•	در نهج البلاغه سجع به صورت زیادی دیده می‏شود، زیرا تعدادی از ادیبان معتقدند که‭این کثرت سجع با عدم تکلف عصر امام علی در سخن گفتن- گرچه سجع غیر ارادی و زیبا از روح و مبنای آن روزگار به دور نمی‏باشد- سازگار نیست.
•	کلام آکنده از صناعتهای ادبی که در آن آرایه‏های ادبیی به چشم می‏خورد که از نوع پیرایه‏ها و تزئینات ادبی عصر عباسی است، مانند آنچه که در این کتاب در وصف طاووس و خفاش و زنبور و مورچه و کشت و زرع و ابر و امثال آن گفته شده است.
•	استفاده از عبارات فلسفی و کلامی‏که در لابلای نهج البلاغه وارد شده است و فقط در قرن سوم نزد مسلمانان شناخته شد و رواج یافت، یعنی در زمانی که کتابهای یونانی و فارسی و هندی به عربی ترجمه شدند و بیشتر شبیه کلام منطق دانان و متکلمین می‏باشد تا کلام خلفای راشدین.(7) 
در هنگام بحث از صحابه و رویدادهای میان آنان و میان امیر المؤمنین علی باید از این کتاب پرهیز شود و نصوص آن بر قرآن و سنت عرضه شود و آنچه از آن که موافق قرآن و سنت بود اشکالی نیست که مورد استفاده قرار گیرد و آنچه از آن که مخالف قرآن و سنت باشد مورد توجه و استفاده قرار نگیرد.
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) الأدب الإسلامی، نایف معروف، ص53.
2) الوفیات3/124.
3) میزان الإعتدال3/124.
4) منهاج السنة4/24.
5) لسان المیزان4/223.
6) الأدب الإسلامی، نائف معروف، ص53.
7) الأدب الإسلامی، ص54-55.از اميرمؤمنان پرسيدند منظور آيه‌ي:(الْأَخِلَّاء يَوْمَئِذٍ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ إِلَّا الْمُتَّقِينَ) (زخرف/67)»: یعنی: (دوستان، در آن روز، دشمنان‌يكديگر خواهند شد، مگر پرهيزگاران) چيست؟ گفت: منظور دو دوست مؤمن و دو دوست کافرند که ‌یکی ازآن دو دوست مؤمن از دنیا می‌رود، وقتی به بهشت مژده داده می‌شود، به ياد برادر مؤمنش می‌افتد و می‌گويد: پروردگارا! فلان دوستم مرا به كارهاي خير امر می‌كرد و از كارهاي منكر نهي می‌كرد، به من دستور مي‌داد كه‌از تو و پيامبرت اطاعت كنم و مرا از ملاقات با تو آگاه ساخت، پس خدایا بعد از من او را گمراه نكن و او را همانند من هدايت، اكرام و احترام كن و بعد از اينكه می‌ميرد هر دو را با هم در بهشت جمع مي‌كند و در آنجا به آنها گفته می‌شود: هر‌يك از شما‌ يكديگر را ستايش كند، دوست دیگر در تمجید و ستایش دوستش می‌گوید: پروردگارا، مرا به خير امر و از شر نهي می‌كرد، دستور مي‌داد، از تو و پيامبرت اطاعت كنم و به من گفت كه با تو الله تعالی ملاقات خواهیم نمود، لذا برادر، دوست و رفيق بسيار خوبي بوده ‌است. 
ولی هرگاه‌ يكي از دو دوست كافر به هلاکت می‌رسد و او را به آتش جهنّم مژده می‌دهند، در آنجا به ياد دوستش می‌افتد و می‌گويد: پروردگارا! فلان دوستم مرا به شرارت و بزهکاری دستور می‌داد و از انجام خير و نیکی نهي می‌كرد و دستور می‌داد كه‌از دستورات تو و رسولت نافرماني كنم و می‌گفت قیامت کجاست و ملاقات با خدا چیست؟ پس پروردگارا او را گمراه كن همانطور كه گمراهم كرد؛ وقتي دوستش می‌ميرد هر دو در جهنّّم با هم جمع می‌شوند و به آنها گفته مي‌شود:‌ يكديگر را توصيف كنيد. می‌گويد: پروردگارا! مرا به شرارت و بدی امر و از خير نهي می‌كرد و دستور می‌داد كه تو و رسولت را نافرماني كنم و به من گفته بود هرگز تو را ملاقات نخواهم كرد، لذا برادر و دوست و رفيق بسیار بدي بوده‌است.کتاب الأغانی تألیف ابوالفرج اصفهانی کتابی در موضوع ادب، سمر و غزل به حساب می‏آید و کتابی علمی‏و تاریخی و فقهی نیست و در نزد اهالی ادب و تاریخ دارای انعکاس است. اما این سخن به‭این معنی نیست در مورد شعوبیه- ملی گرایی- و دسیسه چینی و کذب فضیح و طعن و معایب موجود در آن سکوت شود. شاعر و استاد بزرگ عراقی، ولید أعظمی‏کتابی ارزشمند را نوشته و آن را «السیف الیمانی فی نحر الأصفهانی صاحب الأغانی» نام نهاده است. وی در این کتاب آستین همت را بالا زده تا 