 صحنه‏های مختلف با رسول خدا همراه بودند و در رسیدن به فضل بر مردم سبقت گرفتند. خداوند آنان را آمرزیده و به شما فرمان داده که برای آنان طلب آمرزش نمائید و با علاقه و عشق به آنان به خدا تقرب بجویید. خداوند این را بر زبان پیامبرش واجب کرده و او می‏دانست که در آینده چه ماجرایی از جانب آنان روی خواهد داد و می‏دانست که آنان با هم خواهند جنگید و آنان بر دیگر افراد برتری دارند، زیرا حکم خطا و عمد از آنان برداشته شده است و اختلافاتی که میان آنان روی داده است آمرزیده شده است.(16) 
6- قاضی ابوبکر باقلانی می‭گوید: واجب است که دانسته شود که مشاجره و جنگی که میان صحابه رسول خدا روی داد باید از پرداختن به آن خودداری نمود و برای همه طلب رحمت نموده و همه را مورد ستایش قرار دهیم و از خدا بخواهیم که رضوان و امان و رستگاری و بهشت را نصیب آنان کند و معتقد باشیم که علی در این کار خود راه صواب را پیمود و به‭این خاطر دو اجر دارد و اگر کارهای صحابه از روی اجتهاد روی داده باشد به‭این خاطر اجر و ثواب دارند و فاسق و بدعتگر نمی‏شوند، زیرا خدای متعال می‭فرماید:
(لَقَدْ رَضِيَ اللَّهُ عَنِ الْمُؤْمِنِينَ إِذْ يُبَايِعُونَکَ تَحْتَ الشَّجَرَةِ فَعَلِمَ مَا فِي قُلُوبِهِمْ فَأَنزَلَ السَّکِينَةَ عَلَيْهِمْ وَأَثَابَهُمْ فَتْحًا قَرِيبًا) الفتح: ١٨ 
(خداوند از مؤمنان راضي گرديد همان دم كه در زير درخت با تو بيعت كردند. خدا مي‌دانست آنچه را كه در درون دلهايشان (از صداقت و ايمان و اخلاص و وفاداري به اسلام) نهفته بود، لذا اطمينان خاطري به دلهايشان داد، و فتح نزديكي را (گذشته از نعمت سرمدي آخرت) پاداششان كرد). ‏نیز به‭این دلیل که رسول خدا می‭فرماید: « اگر حاکم اجتهاد کرد و به رأی درست دست یافت دو اجر دارد اما اگر به خطا رفت تنها یک اجر دارد». پس اگر حاکم در زمان ما به خاطر اجتهادش دو اجر داشته باشد اجتهاد کسانی که خداوند از آنان راضی بوده و آنان از خدا خشنود بوده‭اند چه حکمی‏خواهند داشت؟! دلیل صحت این قول، سخن رسول خدا در مورد حسن بن علی است که فرمود: این پسر من انسان بزرگی است و بسا که خداوند به وسیله او میان دو گروه بزرگ از مسلمانان صلح برقرار نماید.(17)  پس این حدیث بزرگ بودن و فراوانی دو گروه را بیان کرده و در مورد آنان حکم داده که اسلام آنان صحیح است. خدای متعال به‭این قوم وعده داده که کینه و دشمنی را از دل آنان بیرون می‏کند و می‭فرماید:
(وَنَزَعْنَا مَا فِي صُدُورِهِم مِّنْ غِلٍّ إِخْوَانًا عَلَى سُرُرٍ مُّتَقَابِلِينَ) الحجر: ٤٧ 
(و كينه‌ توزي و دشمنانگي را از سينه‌هايشان بيرون مي‌كشيم، و برادرانه بر تختها روياروي هم مي‌نشينند).
واجب است که از پرداختن به مشاجرات آنان خودداری شده و در مورد آن سکوت شود.(18) 
7- ابن تیمیه در بحث از از عقیده اهل سنت و جماعت در مورد مشاجره میان صحابه می‭گوید: از پرداختن به مشاجره میان صحابه خودداری ورزند و بگویند: این آثار که در مورد کارهای بد آنان روایت شده است برخی چیزهایی به آنها اضافه شده و برخی دیگر چیزهایی از آنها کم شده و برخی دیگر تغییر داده شده‏اند، اما رأی صحیح این است که آنان معذور هستند، زیرا یا مجتهد مصیب هستند و یا مجتهد مخطئ.(19) 
8- ابن کثیر می‭گوید: مشاجراتی که بعد از وفات رسول خدا میان آنان روی داد، برخی از آنان به مانند جنگ جمل بدون قصد و عمد از آنان روی داد و برخی دیگر چون جنگ صفین از روی اجتهاد روی داد و اجتهاد گاهی به خطا می‏رود، لکن چنین مجتهدی معذور بوده و مأجور نیز می‏باشد، اما مجتهدی که مصیب باشد دو اجر دارد.(20) 
9- ابن حجر می‭گوید: اهل سنت اتفاق نظر دارند که نمی‭توان به خاطر این مشاجراتی که میان صحابه روی داد زبان به طعن آنان گشود، گرچه گروه محق از میان آنان شناخته شود، زیرا آنان در آن جنگها فقط از روی اجتهاد جنگیدند و ثابت شده که مجتهد مخطئ یک اجر و مجتهد مصیب دو اجر می‏برد.(21) 
پس اهل سنت اجماع دارند که واجب است در مورد فتنه روی داده در میان صحابه بعد از کشته شدن عثمان سکوت شود و بر آنان رحمت فرستاده شده و به فضائل و سوابق آنان اقرار شده و محاسن آنان منتشر شود. خداوند از آنان راضی باد و خشنودشان گرداند.(22) 
------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) عقیدة أهل السنة و الجماعة فی الصحابة الکرام2/727؛ تنزیه خال أمیرالمؤمنین معاویة بن أبی سفیان من الظلم و الفسق فی مطالبته بدم أمیر المؤمنین عثمان، ص41.
2) العواصم من القواصم، ص169-170؛ أحکام القرآن4/1717.
3) صحیح مسلم2/745.
4) فتح الباری فی شرح صحیح البخاری13/318.
5) صحیح البخاری، شماره7109.
6) الإعتقاد، ص198؛ فتح الباری13/66.
7) در صحیح مسلم2/746 آمده است: در امت من دو گروه خواهند بود.
8) عقیدة أهل السنة فی الصحابة2/746؛ الطبقات5/394.
9) الإنصاف، باقلانی، ص69؛ الطبقات5/394.
10) مناقب الشافعی، ص136.
11) الجامع لأحکام القرآن16/332.
12) همان.
13) الإنصاف، باقلانی، ص69.
14) مناقب الإمام أحمد، ابن جوزی، ص164.
15) رساله مشهور ابوزید قیروانی همراه با شرح آن به نام الثمر الدانی، ص23.
16) الشرح و الإبانة علی أصول السنة و الدیانة، ص268.
17) صحیح البخاری، شماره7109.
18) الإنصاف فیما یجب اعتقاده و لا یجوز الجهل به، ص67-69.
19) همان. ولی این منبع احتمالاً اشتباه ذکر شده است زیرا باقلانی خیلی قدیمی‏تر از ابن تیمیه است.
20) الباعث الحثیث، ص182.
21) فتح الباری13/34.
22) عقیدة أهل السنة2/740.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:568.txt">1- الإمامه و السیاسه منسوب به ابن قتیبه</a><a class="text" href="w:text:569.txt">2- نهج البلاغه</a><a class="text" href="w:text:570.txt">3- الأغانی</a><a class="text" href="w:text:571.txt">4- تاریخ یعقوبی(م290ﻫ)</a><a class="text" href="w:text:572.txt">5- مروج الذهب و معادن الجوهر تألیف مسعودی(م345ﻫ)</a></body></html>از جمله کتابهایی که تاریخ صدر اسلام را تحریف کرده است کتاب الإمامة و السیاسة منسوب به ابن قتیبة می‏باشد. دکتر عبدالله عسیلان در کتاب «الإمامة و السیاسة فی میزان التحقیق العلمی» ادله و براهینی را ذکر کرده که بیانگر این می‏باشد که‭این کتاب به دروغ به امام ابن قتیبه نسبت داده شده است، از جمله‭این ادله موارد زیر است:
•	کسانی که در مورد زندگی نامه ابن قتیبه سخن گفته‏اند و شرح حال او را نوشته‭اند هیچ یک بیان نکرده‭اند که او کتابی با نام «الإمامة و السیاسة» نوشته باشد و در بحث تاریخ فقط کتابی از او سراغ داریم که «المعارف» نام دارد.
•	کسی که‭این کتاب را مطالعه کرده باشد در می‏یابد که ابن قتیبه در دمشق و مغرب اقامت کرده است، حال آنکه ابن قتیبه از بغداد فقط به دینور رفته است.
•	روش و شیوه‭ای که مؤلف در کتاب «الإمامة و السیاسة» در پی گرفته است به صورت کامل با روش ابن‏قتیبه در کتابهای موجود او فرق دارد، زیرا ابن قتیبه برای کتابهای مقدمه‭ای طولانی ذکر می‏کند و در آنها روش و هدف خود از آن تألیف را بیان می‏کند، اما در کتاب «الإمامة و السیاسة» نویسنده مقدمه‭ای بسیا