) فتح الباری13/86.
16) سیر أعلام النبلاء3/140.
17) مرویات أبی مخنف فی تاریخ الطبری، ص409.
18) الفصل فی الملل و النحل4/160.
19) تحقیق مواقف الصحابة فی الفتنة2/225.
20) الأحکام السلطانیة، ماوردی؛ الأحکام السلطانیة، ابویعلی، ص20؛ غیاث الأمم، ص79 به بعد.
21) غیاث الأمم، ص128؛ مرویات ابی مخنف، ص410.
22) الفصل فی الملل و الأهواء و النحل4/238. 
23) مرویات ابی مخنف، ص411.
24) وی فردی ثقه و امام بود، التقریب.
25) تهذیب التهذیب4/60.
26) تاریخ طبری6/76.
27) همان.
28) البدایة و النهایة8/16.
29) الفتاوی35/73.
30) صحیح مسلم3/1480.
31) سنن البیهقی8/144.
32) مرویات ابی مخنف، ص412.
33) صحیح البخاری5/48.
34) فتح الباری7/466.
35) مرویات أبی مخنف.
36) تحقیق مواقف الصحابة فی الفتنة2/134.
37) أعلام النصر المبین فی المفاضلة بین أهل صفین، ص177.
38) در غرب شهر جوف در شمال جزیرة العرب.
39) شهری در اطراف شام از توابع شراط در ناحیه بلقاء.
40) تاریخ خلیفة بن خیاط، ص191-192.
41) خلافة علی بن أبی طالب، عبدالحمید، ص267.
42) غیلان بن عقبه که در سال117ﻫ وفات یافت. سیر أعلام النبلاء5/267.
43) عامر بن أبوموسی أشعری. تهذیب تاریخ دمشق3/321.
44) دیوان ذی الرمة، ص361-362 به نقل از خلافت علی، ص273.
45) خلافة علی بن أبی طالب، ص272.
46) المسند1/168. أحمد شاکر می‭گوید: سند آن صحیح است3/26؛ خلافة علی بن أبی طالب، سلمی، ص107.می‭توان از ماجرای حکمیت برای از بین بردن منازعات میان دولتهای اسلامی‏ بهره برد، بدین صورت که همه رهبران سرزمینهای اسلامی‏و در ورای آنان، امت اسلامیی که بر آن حکومت می‭کنند فشار جدی و صادقانه بر طرفین درگیر بیاورند تا جنگ میان خود را متوقف سازند و به حکمیت شرعی در اسلام روی بیاورند و هر دو طرف نماینده‭ای از جانب خود بفرستند تا به اختلاف موجود پایان دهند. این امر در پرتو موارد زیر صورت می‏گیرد:
1.	مشخص کردن صلاحیتهای داوران در صدور احکامی‏که جهت حل مشکلاتی که سبب این نزاع می‏باشند، لازم هستند و چاره‭ای از آنها وجود ندارد.
2.	منابع قانونگذاری اسلامی‏به عنوان یگانه منبع برای صدور آن احکام و راه حلهایی قرار داده شوند که موجب پایان دادن به منازعات می‏شوند.
3.	گرفتن تعهد از طرفین نزاع و گرفتن تعهد از رهبران سرزمینهای اسلامی‏در مورد اینکه احکام و راه‏حلهای مشروعی را که داوران جهت پایان دادن نزاع صادر می‭کنند قبول نمایند، مشروط بر اینکه اجرای این احکام و راه حلها بر اساس حکم اسلام واجب بوده و خروج بر آنها یا رضایت به آن خروج، شرعا گناه در پی داشته باشد.
4.	اگر داوران احکام و راه حلهای مورد توافق خود را صادر کردند و طرفین نزاع آن را پذیرفتند امر پایان یافته و مؤمنان از جنگ بی نیاز می‏شوند.
5.	اگر یکی از طرفین یا هر دو پذیرش حکم داوران را رد کردند، طرفی که حکم را رد کرده است باغی به حساب می‏آید، خواه عدم پذیرش از هر دو طرف بوده باشد یا از یکی از آنان؛ و بر نیروهای اسلامی‏مستقر در نقاط دیگر شرعاً واجب است که مطیع دستورات نظامی ‏داوران قرار دهند تا برای پایان دادن به نزاع از زور استفاده نمایند، البته به نحوی که‭این دخالت نظامی‏ضررها و خطراتی بیشتر از نزاع موجود نداشته باشد.
6.	به اتفاق یکی از صلاحیتهای حکمین این است که احکامی‏را صادر کنند که در مورد نحوه حرکت نیروهای مسلح در دیگر سرزمینهای اسلامی‏جهت حل نزاع موجود و در پرتو مواردی است که قبلاً ذکر شد.(1)  
شاید استفاده از این روش برای حل منازعات میان سرزمینهای اسلامی، ضامن این باشد که راه را بر دخالت نیروهای بیگانه در منازعات مسلمانان به بهانه ‭اینکه‭ یکی از طرفهای درگیر او را به‭این دخالت فراخوانده است، ببندد و بدین طریق فرصت را برای دسیسه چینی علیه مسلمانان غنیمت شمارد و برای بالابردن این منازعات تلاش نماید و راه حلهای را ارائه دهد که فقط به مذاق خودش خوش باشد و فقط مصلحت خودش در آن باشد و مسلمانان بعداً از آثار آن راه حل چنان رنج ببرند که از فتنه موجود میان خود به آن اندازه در رنج نبودند. پس این رنج بردن برای او اهمیتی ندارد و حتی این رنج بردن مسلمانان از جمله تلاشهایی است که به خاطر ایجاد آنها این راه حل ناگوار را ارائه داده است. گفتیم شاید استفاده از الگوی حکمیت به صورتی که قبلاً بیان شد راه بر آن نیروهای خارجی ببندد که در صفوف مسلمانان به دنبال فساد هستند. این صفت الزامی ‏شرعی برای حل منازعات از طریق حکمیت- که بیان شد- مستند به اجماع صحابه می‏باشد، زیرا همه صحابه در زمان اختلاف موجود میان علی و معاویه اعتقاد داشتند که باید برای حل این منازعه از حکمیت استفاده شود و قبول این راه حل، مورد اتفاق صحابه همراه علی و صحابه همراه معاویه و آن دسته از صحابه چون سعد بن أبی وقاص و عبدالله بن عمر و عده‭ای دیگر بود که از فتنه کناره گرفته بودند.(2) 
------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) الجهاد و القتال فی السیاسة الشرعیة3/1665.
2) همان.موضع اهل سنت و جماعت در قبال جنگهای میان صحابه، عدم سخن گفتن در مورد آن مشاجرات است مگر به صورتی که در شأن صحابه باشد، زیرا غور و فرو رفتن در آن، ایجاد دشمنی و کینه و بغض نسبت به‭یکی از دو طرف می‏شود و می‏گویند: بر هر مسلمانی واجب است همه را دوست داشته و از آنان راضی و خشنود باشد و بر آنان رحمت بفرستد و به فضائل و سوابق آنان اقرار داشته باشد و مناقب آنان را منتشر گرداند و چنین اعتقاد داشته باشد که‭این جنگ که از آنان سر زده است از روی اجتهاد بوده است و همه در اجتهاد خود به صواب یا به خطا رفته باشند ثواب و پاداش دارند، با این تفاوت که کسی که به صواب رفته است دو برابر کسی که به خطا رفته است ثواب می‏برد و قاتل و مقتول صحابه در این جنگها در بهشت هستند. اهل سنت جایز ندانسته‏اند که در مورد مشاجرات آنان غور و تفصیل نگری شود. قبل از اینکه به بخشی از اقوال اهل سنت در مورد موضع آنان نسبت به مشاجرات میان صحابه‭اشاره نمایم، نصوصی را بیان می‏کنم که به حوادث میان صحابه و صفات آنان در این جنگها اشاره دارند می‏پردازم. این نصوص عبارتند از:(1) 
1- خدای متعال می‭فرماید: 
(وَإِن طَائِفَتَانِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمَا فَإِن بَغَتْ إِحْدَاهُمَا عَلَى الْأُخْرَى فَقَاتِلُوا الَّتِي تَبْغِي حَتَّى تَفِيءَ إِلَى أَمْرِ اللَّهِ فَإِن فَاءَتْ فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمَا بِالْعَدْلِ وَأَقْسِطُوا إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ) (الحجرات: ٩). 
در این آیه خدای متعال فرمان داده که اگر میان مؤمنان جنگی روی داد میان آنان صلح و سازش برقرار شود، زیرا آنان با هم برادر هستند و این جنگ آنان را از صفت مؤمن بودن خارج نمی‏کند، زیرا خدای متعال آنان را مؤمن نامیده و امر کرده که میان آنان صلح و سازش برقرار شود. پس اگر نزاع میان عامه مؤمنان روی دهد و آنان به‭این خاطر از مؤمن بودن خارج نشوند، پس صحابه رسول خدا که در نبرد جمل و جنگهای بعد از آن با هم جنگیدند اولی به‭این 