قیب به مانند برادر سر آب می‏روند و همه آب می‏خورند و در اطراف آب ازدحام می‭کنند و از آن آب بر می‏دارند اما با این وجود کسی دیگری را آزار نمی‏رساند(1)  و هنگامی‏که جنگ متوقف می‏شود چنان برادرانی با هم روزگار می‏گذرانند. یکی از حاضران می‭گوید: وقتی که دست از جنگ می‏کشیدیم دو گروه وارد اردوگاه همدیگر می‭شدند و با هم سخن می‏گفتیم(2)  و به مانند افراد یک قبیله بودند و هر کدام اجتهاد خاص خود را داشتند اما در عین حال با هم به سختی می‏جنگیدند(3)  و هر یک خود را بر حق می‏دانستند و هر کدام آمادگی این را داشتند که به خاطر باور خود کشته شوند. گاه دو مرد آن قدر با هم می‏جنگیدند که ضعیف و ناتوان می‭شدند و به‭این خاطر می‏نشستند و استراحت می‭کردند و با هم برای مدت زیادی سخن می‏گفتند و سپس بر می‏خاستند و به مانند سابق با هم می‏جنگیدند.(4)  هر دو از دین واحدی بودند و این دین نزد آن دو دوست داشتنی تر از جانشان بود و هنگامی‏که وقت نماز فرا می‏رسید برای ادای نماز دست از جنگ بر می‏داشتند(5)  و وقتی که عمار بن یاسر کشته شد دو طرف بر جنازه او نماز خواندند.(6)  یکی از حاضران در نبرد صفین می‭گوید: در سرزمین صفین فرود آمدیم و چند روز با هم جنگیدیم و تعداد زیادی از دو طرف کشته شدند به طوری که اسبها پی شدند. پس علی کسی را نزد عمرو بن عاص فرستاد و به او گفت تعداد زیادی کشته شده‏اند، پس مدتی دست نگه دار تا کشته شدگان دفن شوند. عمرو درخواست وی را قبول کرد. پس مردم با هم اختلاط یافتند و چنین شدند- راوی انگشتان دستانش را برای بیان درهم شدن مردم در هم فرو کرد. از افراد علی کسانی بودند که به طرف مقابل حمله می‏بردند و در داخل اردوگاه معاویه به قتل می‏رسیدند و سپس از آنجا بیرون آورده می‭شدند. یاران علی به‭ یکی از یاران مقتول خود در مقابل عمرو رسیدند. وقتی که علی او را دید گریست و گفت: در راه خدا زندگی سخت و پر تلاشی داشت.(7)  آنان حتی در چنین مواقعی در نهی هم از امور منکر شتاب می‭کردند. در این نبرد عده‭ای از افراد بودند که قراء نامیده می‭شدند و از شاگردان عبدالله بن مسعود و از اهالی شام بودند و نه به علی پیوستند و نه به معاویه بن أبوسفیان، و به علی گفتند: اما همراه با شما می‏آئیم اما در اردوگاه شما فرود نمی‏آئیم، بلکه خود جداگانه در جایی اردو می‏زنیم و در کار شما و مردم شام نظر می‏کنیم و اگر دیدیم کسی قصد انجام چیزی را دارد که حلال نیست، یا اینکه ستمی‏از او دیده شد، علیه او عمل می‏کنیم. پس علی به آنان گفت: خوش آمدید، این همان دانش و فقاهت در دین و علم به سنت است و اگر کسی به‭این راضی نباشد ستمگر و خائن است.(8) 
حقیقت این است که‭این موضع گیریها برخاسته از اقناعات درونی و اجتهاداتی است که در تصمیم خود بر آنها اعتماد کردند و بر اساس آن جنگیدند.(9) 
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) تاریخ طبری5/610.
2) سیر أعلام النبلاء2/41؛ مرویات أبی مخنف، ص296.
3) البدایة و النهایة7/270؛ دراسات فی عهد النبوة، ص423.
4) تاریخ طبری به نقل از دراسات فی عهد النبوة، ص424.
5) تاریخ دمشق18/2239؛ دراسات فی عهد النبوة، ص424.
6) أنساب الأشراف6/56سند آن حسن و منتهی به عتبه است؛ خلافة علی بن أبی طالب، عبدالحمید، ص241.
7) همانجاها.
8) صفین، ص115؛ دراسات فی عهد النبوة، ص424.
9) دراسات فی عهد النبوة، ص424.برخورد نیکو با اسرا و اکرام آنان در صفین، از امور بدیهی می‏باشد. قبلاً هم در مورد برخورد و رفتار نیکو در اثنای جنگ سخن به میان آمد. اسلام روش برخورد با اسیران را بیان کرده است و رسول خدا بر احترام به اسیران و دادن بهترین غذاها به آنان توصیه و تشویق کرده است. البته‭این حکم در مورد اسرای غیر مسلمان است، پس اگر اسرا مسلمان باشند برخورد چگونه خواهد بود؟! شکی نیست که اکرام و احترام به اسیر مسلمان و نیکی به او اولی است، لکن اسیری که در میدان نبرد باشد به خاطر اختلافی که با طرف مقابل دارد، یک گروه و یک نیرو به حساب می‏آید.(1)  به همین دلیل علی امر کرد که اسرا را در حبس کنند و اگر بیعت کردند آنان را رها کنند و اگر ابا ورزیدند سلاح و مرکب آنان را می‏گرفت یا اینکه سلاح و مرکب او را به کسی هبه می‭کرد که آنان را اسیر کرده بود و او را سوگند می‏داد که جنگ نکند. در روایت دیگری آمده است که چهار درهم به آنان می‏داد.(2)  هدف خلیفه از این کار روشن است و آن ضعیف ساختن جانب باغیان می‏باشد. در روز صفین اسیری را آوردند و اسیر گفت: مرا به اسارت نکش. علی گفت: من تو را به اسارت نمی‏کشم، من از خدا، پروردگار جهانیان می‏ترسم. پس او را رها کرد و سپس گفت: آیا در تو خیری سراغ می‏رود که بیعت کنی؟(3) 
از این روایات چنین برداشت می‏شود که رفتار و برخورد علی با اسرا به شکل زیر بود:
o	اکرام و احترام به اسیر و نیکی به او؛
o	بیعت و دخول در اطاعت بر وی عرضه می‏شود، پس اگر بیعت کرد رها می‏شود؛
o	اگر از بیعت ابا می‭کرد سلاح او را می‏گرفت و سوگندش می‏داد که دیگر جنگ نکند و سپس او را رها می‏ساخت؛
o	اگر اسیر جز جنگ کردن چیز دیگری را نمی‏پذیرفت او را در اسارت نگاه می‏داشت و او را به اسارت نمی‏کشت.(4)  یک بار پانزده اسیر را نزد علی آوردند- و به نظر زخمی‏بوده‭اند- و کسانی از آنان را که مردند غسل داد و کفن پوشاند و بر جنازه آنان نماز خواند.(5) 
محب الدین خطیب در تعلیقی بر این جنگ می‏نویسد: با این وجود، این جنگ الگوی جنگ انسانی در تاریخ است که در آن دو طرف نبرد بر اساس مبانی فضائلی عمل کردند که حکمای جهان آرزوی این را دارند که ‭ای کاش بتوانند در جنگهایشان گرچه در قرن بیست و یکم باشد به آنها عمل شود و اگر این جنگ نبود بسیاری از قواعد اسلامی‏مربوط به جنگ دانسته نشده و مدون نمی‏گشت و خدا در هر امری حکمتی دارد.(6) 
ابن عدیم می‭گوید: گفتم: اینها همه احکام مربوط به اهل بغی است. به همین دلیل ابوحنیفه می‭گوید: اگر علی در مورد آنان حکم نمی‭کرد، کسی نمی‏دانست که روش برخورد با مسلمانان- در جنگها- چگونه است.(7) 
---------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) بخش «قتال أهل البغی» از کتاب الحاوی الکبیر، ص133-134.
2) خلافة علی بن أبی طالب، عبدالحمید، ص243.
3) الأم، شافعی4/224، 8/256.
4) خلافة علی بن أبی طالب، عبدالحمید، ص243.
5) تاریخ دمشق، تحقیق المنجد1/331؛ خلافة علی بن أبی طالب، عبدالحمید، ص243.
6) العواصم من القواصم، ص168-169 برگرفته از تعلیق خطیب بر حاشیه آن.
7) بغیة الطلب فی تاریخ حلب1/309؛ خلافة علی، ص245.اقوال علما در مورد تعداد کشته شدگان با هم اختلاف دارد. ابن أبی خیثمه بیان کرده تعداد کشته شدگان صفین به هفتاد هزار نفر می‏رسید که بیست و پنج هزار نفر از سپاه عراق و چهل و پنج هزار نفر از سپاه شام بودند.(1)  ابن قیم می‭گوید: در صفین هفتاد هزار نفر یا تعدای بیش از این کشته شدند.(2)  شکی نیست که‭این آمار دقیق نمی‏باشد و صرفاً عددهای خیالی هستند، زیرا جنگ واقعی سه روز ادامه داشت و شبها نیز