 هنگام امام واجب الطاعه بود، اما آنان به خلاف آن دعوت می‭کردند، لکن آنان به خاطر تأویلی که به آن رسیده بودند معذور هستند.(5) 
قرطبی می‭گوید: امام ابوالمعالی در کتاب الإرشاد می‭گوید: فصل... علی در ولایتی که بر مسلمانان داشت امام حق بود و کسانی که با او می‏جنگیدند باغی بودند. حسن ظن به آنان مقتضی این است که به آنان قصد خیر شود، گرچه آنان در رسیدن به آن به خطا رفته باشند.(6)  همچنین می‭گوید: علی در جواب سخن معاویه می‭گوید: اگر این سخن معاویه راست باشد، بنابراین اینکه رسول خدا حمزه را به نبرد أحد برد، در واقع او را به قتل رسانده است. این سخن علی در واقع الزام است- یعنی الزام معاویه- و جوابی از جانب او نیست و حجتی است که اعتراضی بر آن وارد نیست. این را امام حافظ ابوالخطاب بن دحیه گفته است.(7) 
ابن کثیر می‭گوید: اینکه معاویه گفت: «کسی عمار را کشت که او را نزد شمشیرهای ما آورد» تأویل بسیار بعیدی است، زیرا اگر چنین باشد امیر سپاه قاتل کسانی خواهد بود که در راه خدا می‏جنگند، زیرا امیر سپاه آنان را به جلوی شمشیرهای دشمنان می‏برد.(8) 
ابن تیمیه می‭گوید: من سراغ ندارم که کسی از اصحاب ائمه اربعه و امثال آنان از اهل سنت به‭این قول قائل شده باشد، لکن بسیاری از مروانیه و موافقانشان به‭این قائل شده‏اند.(9) 
ابن قیم در تعلیقی بر این تأویل می‭گوید: آری، تأویل باطل تأویل مردم شام از سخن رسول خدا در مورد عمار است که فرمود: «گروهی باغی تو را می‏کشند»(10)  و گفتند: ما او را نکشتیم بلکه کسی او را کشت که او را آورد و میان نیزه‏های ما قرار داد. این تأویلی باطل و مخالف با حقیقت و ظاهر لفظ است، زیرا کسی او را کشت که مستقیماً موجب قتل او شد، نه کسی که او را به کمک خود خواند.(11) 
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) مسند أحمد2/206. سند آن حسن است.
2) صحیح مسلم، شماره2916.
3) معاویة بن أبی سفیان، ص120-214.
4) صحیح البخاری، شماره447.
5) التذکرة2/222.
6) همان223.
7) همان.
8) البدایة و النهایة6/221.
9) منهاج السنة4/406.
10) صحیح مسلم، شماره2916.
11) الصواعق المرسلة1/184-185.یعنی: (سوگند به ستارگاني كه بامدادان غروب می‌كنند). سعيد بن منصور با إسناد «حسن» از علي روايت كرده که منظور از اين آيه ستارگاني است كه در شب طلوع و در روز غروب می‌كنند و ديده نمی‌شوند.ابوالغادیه جهنی که در مورد کشتن عمار توسط خود سخن می‏گفت، می‭گوید در جنگ صفین در ابتدای لشکر پیاده می‏آمد و چون بین دو صف قرار گرفت مردی را دید که لخت بود و نیزه‭ای را به سوی او پرتاب کرد که به ران او اصابت کرد و آن مرد لغزید و افتاد و کلاه خود از سرش افتاد و چون او را زدم دیدم که سر عمار است و سپس عمار کشته شد. راوی می‭گوید: ابوغادیه درخواست آب کرد و در ظرفی شیشه‭ای برای او آب آوردند، اما او از خوردن آب در شیشه خودداری کرد و در پیاله‭ای برای او آب آوردند و او آن را نوشید. پس مردی گفت: از خوردن آب در شیشه پرهیز می‏کند، اما از قتل عمار پرهیز نکرد.(1)  عمرو بن عاص خبر را بیان می‏کند و می‭گوید: شنیدم که رسول خدا می‭فرماید: قاتل عمار و کسی که سلب او را می‏برد در آتش جهنم هستند.(2) 
ابن کثیر می‭گوید: روشن است که در نبرد صفین عمار در سپاه علی بود و یاران معاویه از اهالی شام او را کشتند و کسی که اقدام به قتل او کرد مردی بود که ابوغادیه نام داشت که از افراد کم خرد و به قولی صحابی بوده است.(3)  ابن حجر می‭گوید: ظن به صحابه ‭این است که حضور آنان در آن جنگها به‭این دلیل بوده که تأویلی داشته‏اند و مجتهد مخطئ اجر و ثواب دارد و اگر چنین خصوصیتی در مورد مجتهدان عادی مردم ثابت شود ثبوت آن در مورد صحابه اولی می‏باشد.(4)  ذهبی می‭گوید: رافضیها ابن ملجم را در آخرت شقی ترین انسان می‏دانند، اما ما اهل سنت او را از کسانی می‏دانیم که رجای آتش برای او داریم و جایز می‏دانیم که خداوند از او درگذرد و به مانند خوراج و روافض اعتقاد نداریم و در حکم قاتل عثمان، زبیر، طلحه، سعید بن جبیر، عمار، خارجه و حسین است. از همه‭این افراد- یعنی قاتلان این افراد- برائت می‏جوییم و به خاطر رضای خدا نسبت به آنان بغض و خشم داریم و امر آنان را به خدا وامی‏گذاریم.(5)  البانی در تعلیقی بر قول ابن حجر می‭گوید: این درست است، لکن تطبیق آن بر همه افراد آن گروه مشکل است، زیرا در این صورت تناقض قاعده مذکور با حدیث: «قاتل عمار و کسی که سلب او را می‏برد در آتش جهنم هستند»(6)  لازم می‏آید، زیرا نمی‭توان گفت که ابوغادیه قاتل عمار، مأجور است به‭این دلیل که وی عمار را از روی اجتهاد کشته است، زیرا رسول خدا می‭فرماید: «قاتل عمار در آتش جهنم است».(7)  پس درست این است که گفته شود: قاعده صحیح است مگر در مورد آنچه که دلیل قاطع و یقینی بر خلاف آن دلالت کند و اگر دلیلی قاطع در مورد مواردی وجود داشت استثنا می‏شود، آنچنان که در این مورد وضعیت چنین است و این بهتر از زدن و ابطال حدیث صحیح با آن می‏باشد.(8)  ابن عبدالبر در بیان شرح حال ابوغادیه می‭گوید: در مورد نام وی اختلاف وجود دارد. به قولی یسار بن سبع و به قولی یسار بن أزهر است و در قولی نام وی را مسلم بیان کرده‭اند. وی در شام ساکن و در واسط فرود آمد. از اهالی شام به شمار می‏آید. وی در جوانی رسول خدا را درک کرد. از ابوغادیه روایت است که گفت: من وقتی که جوان بودم و گوسفندان خانواده‏ام را به چرا می‏بردم رسول خدا را درک کردم. وی از رسول خدا این حدیث را شنید که می‭فرماید: بعد از من کافر نشوید بطوری که گردن همدیگر را بزنید.(9)  وی علاقه زیادی به عثمان داشت. او قاتل عمار بن یاسر است و اگر در مورد قتل عمار از او سوال می‭شد آن را توصیف می‭کرد و برایش مهم نبود. علما در مورد داستان وی در شگفتند.(10) 
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) الطبقات الکبری3/260-261. سند آن صحیح است.
2) السلسلة الصحیحة5/18-19.
3) البدایة و النهایة6/220.
4) الإصابة7/260.
5) تاریخ الإسلام، عهد الخلفاء الراشدین، ص654.
6) السلسلة الصحیحة5/18-19.
7) همان.
8) همان19.
9) مسند أحمد4/76. سند آن حسن است.
10) الإستیعاب فی معرفة الأصحاب، شماره3089.نبرد صفین از شگفت ترین وقایعی است که میان مسلمانان روی داد. شگفتی این رویداد به حدی است که خواننده چیزهایی را که می‏خواند تصدیق نمی‏کند و در مقابل طبیعت افراد دو گروه مدهوش و حیرت زده می‏شود، زیرا هر کدام از نفرات دو گروه در وسط میدان نبرد می‏ایستادند در حالی که شمشیر برکشیده بودند و به کار خود باور کامل داشتند و نبردی نبود که افراد فقط در اجرای دستور رهبر و فرمانده پا به میدان آن گذاشته باشند و بدون اینکه خود به آن باور داشته باشند وارد آن شده باشند، بلکه‭این نبرد از حیث انگیزههای آن و روش ادای آن و آثاری که از خود برجای گذاشت، جنگی نادر است. چیزی که بیانگر انگیزه‏های حاضران در نبرد می‏باشد برخی از موضع‏هایی است که در برخی از منابع تاریخی آمده است، از جمله‭اینکه دو 