و اتحاد امت و تقویت دولت و بازگشت مجدد حرکت فتوحات شود.
رسیدن دو طرف درگیر در صفین به فکر حکمیت و قبول آن، ناشی از عواملی بود، از جمله: من فکر می‏کنم که اگر من و تو می‏دانستیم که جنگ به‭ اینجا می‏رسد آن را برنمی‏گزیدیم، گرچه ما کاری نابخردانه کرده‭ایم اما از عقل ما آنقدر باقی مانده که شایسته است که برگذشته خود پشیمان بوده و باقی مانده را اصلاح کنیم.(13) 
الف- این آخرین تلاش از تلاشهایی بود که برای متوقف ساختن درگیری و حفظ جان مردم انجام شد، چه آن تلاشهایی که به صورت دسته جمعی روی داد و چه آن تلاشهای فردی که بعد از جنگ جمل صورت گرفت و به موفقیت نرسید. نامه‏هایی نیز که میان دو طرف رد و بدل شد تا نظرات دو گروه را منعکس نماید به نتیجه‭ای دست نیافتند. آخرین تلاشی که در این مورد روی داد کاری بود که معاویه در روزهای سخت نبرد انجام داد. در این تلاش وی برای علی نامه‭ای نوشت و درخواست متوقف ساختن جنگ را به او داد و گفت: 
ب- کشته شدن تعداد زیادی از افراد و ریخته شدن خونهای فراوان و ترس از نابودی دو گروه. به همین دلیل دعوت برای متوقف ساختن جنگ به خواستی مورد تمایل دو گروه تبدیل شد.
ج- ملالت و آزردگی و ناراحتی که به خاطر به درازا کشیده شدن جنگ دامان مردم را گرفته بود، به طوری که حتی آنان چنان شده بودند که انگار قبلاً وعده به آنان داده شده بود که ندایی آنان را به صلح و آتش بس دعوت خواهد کرد و غالب سپاهسان علی خواستار آتش بس بودند و می‏گفتند: جنگ ما را از بین برده است و جز با آتش بس بقا نخواهیم داشت.(14)  این سخن در واقع نقض سخن سبک و احمقانه‭ای به حساب می‏آید که بیان می‏کند بر سر نیزه کردن قرآنها نیرنگی از جانب عمرو بن عاص بوده است. حقیقت این است که بر سر نیزه کردن قرآن کاری جدید و ابتکار عمرو بن عاص نبود، بلکه در جنگ جمل هم چنین کاری انجام شد و حامل قرآن که کعب بن سور قاضی بصره بود مورد اصابت تیری قرار گرفت و کشته شد.
د- اجابت فرمان وحی که مسلمانان را به برقراری صلح فرا می‏خواند و می‭فرماید: 
(فَإِن تَنَازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللّهِ وَالرَّسُولِ إِن کُنتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ) النساء: ٥٩ 
(اگر در چيزي اختلاف داشتيد (و در امري از امور كشمكش پيدا كرديد) آن را به خدا (با عرضه به قرآن) و پيغمبر او (با رجوع به سنّت نبوي) برگردانيد(تا در پرتو قرآن و سنّت، حكم آن را بدانيد. چرا كه خدا قرآن را نازل، و پيغمبر آن را بيان و روشن داشته است. بايد چنين عمل كنيد) اگر به خدا و روز رستاخيز ايمان داريد). مؤید این امر این است که وقتی حکم قرار دادن کتاب خدا مطرح شد علی بن أبی طالب گفت: آری، من به‭این کار- یعنی حکم کردن قرآن- اولی هستم، کتاب خدا میان ما و شما حکم کند.(15) 
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) وقعة صفین، ص479.
2) همان481-484.
3) الدولة الإسلامیة فی عصر الخلفاء الراشدین، ص316.
4) الکامل2/386.
5) تاریخ طبری5/662.
6) تاریخ طبری5/662-663.
7) مصنف ابن أبی شیبة8/336؛ مسند أحمد مع الفتح الربانی8/483.
8) صحیح البخاری، شماره4189.
9) همان.
10) الإنصاف فیما وقع فی تاریخ العصر الراشدی من الخلاف، ص530.
11) دراسة فی تاریخ الخلفاء الأمویین، ص38.
12) همان.
13) الأخبار الطوال، دینوری، ص187؛ دراسات فی عهد النبوة، ص432.
14) صفین، ص482-485؛ دراسات فی عهد النبوة، ص433.
15) مصنف ابن أبی شیبة8/336.حدیث رسول خدا(ص) در مورد عمار، یعنی «ای عمار گروهی باغی تو را می‏کشند»(1)  از احادیث ثابت و صحیح است. کشته شدن عمار تأثیر زیادی در نبرد نهاد، زیرا وی به سان پرچمی ‏برای اصحاب رسول خدا(ص) بود و هر جا که او می‏رفت آنان نیز حرکت می‭کردند. خزیمه بن ثابت که در نبرد صفین حضور داشت سلاح خود را در نیام کرده بود. وقتی که دید عمار بن یاسر کشته شده است شمشیر برکشید و با مردم شام جنگید، زیرا وی این حدیث رسول خدا(ص) در مورد عمار را شنیده بود(2)  که می‭فرماید: «ای عمار گروهی باغی تو را می‏کشند» و به جنگ ادامه داد تا اینکه کشته شد.(3) 
کشته شدن عمار در اردوگاه معاویه هم تأثیر نهاد، چه ابوعبدالرحمان سلمی‏داخل اردوگاه اهل شام شد و دید که معاویه، عمرو بن عاص و فرزندش عبدالله بن عمرو و أبوأعور سلمی‏در کنار گودال آب هستند و آب می‏نوشند. این آبگاه تنها آبگاهی بود که دو گروه از آن می‏نوشیدند. آنان داشتند در مورد کشته شدن عمار بن یاسر سخن می‏گفتند و در این هنگام عبدالله به پدرش عمرو بن عاص گفت: ما این مرد را کشتیم حال آنکه رسول خدا در مورد وی می‭فرماید: «عمار را گروهی باغی می‏کشند». پس عمرو به معاویه گفت: ما این مرد را کشتیم حال اینکه رسول خدا در مورد وی این سخن را فرموده است. پس معاویه به عمرو گفت: ساکت باش به خدا قسم هنوز در کارها عزم و ثبات نداری، آیا ما او را کشته‭ایم؟ کسی او را کشت که به‭اینجا آورد.(4)  تأویل معاویه به سان آتشی که در هیزم انتشار می‏یابد در میان مردم شام انتشار یافت. در روایت صحیحی آمده که عمرو بن حزم نزد عمرو بن عاص رفت و گفت: عمار کشته شد و حال آنکه رسول خدا در مورد وی می‭فرماید: « عمار را گروهی باغی می‏کشند». پس عمرو بن عاص با ناراحتی برخاست و نزد معاویه رفت و معاویه به وی گفت: چکار داری؟ عمرو گفت: عمار کشته شد. معاویه گفت: خوب چکار کنم؟ عمرو گفت: شنیدم که رسول خدا به وی می‭فرماید: «ای عمار تو را گروهی باغی می‏کشند». معاویه به وی گفت: هنوز در کارها عزم و ثبات نداری، آیا ما او را کشته‭ایم؟ علی و یارانش او را کشتند و او را به‭اینجا آوردند و میان نیزههای ما انداختند و به روایتی او را میان شمشیرهای ما انداختند.(5)  
در روایت صحیح دیگری آمده است: دو نفر نزد معاویه آمدند و در مورد سر عمار با هم نزاع داشتند و هر کدام ادعای این را داشتند که عمار را او کشته است. پس عبدالله بن عمرو بن عاص گفت: کسی از شما به نفع دیگری کنار بکشد، زیرا من شنیدم که رسول خدا می‭فرماید: « ای عمار تو را گروهی باغی می‏کشند». پس معاویه گفت: ای عبدالله اگر چنین است پس چرا با ما همراه شدی؟ عبدالله گفت: پدرم نزد رسول خدا از من شکایت کرد و رسول خدا به من فرمود: «مادام که پدرت زنده بود از او اطاعت کن و از او نافرمانی نکن». من گرچه همراه شما بودم اما نجنگیدم.(6) 
از روایات سابق درمی‏یابیم که صحابی فقیه عبدالله بن عمرو بر قول حق و خیر مشتاق و متمایل بود و چنین نظر داشت که معاویه و سپاهیان او آن باغی هستند، زیرا آنان عمار را کشته‏اند. وی این اعتقاد خود را در مناسبتهای مختلف تکرار کرد. شکی نیست که کشته شدن عمار به سبب وجود این حدیث در میان اهل شام تأثیر نهاد. تأویلی که معاویه از این حدیث داشت مقبول نیست و صحیح نیست که گفته شود کسانی که عمار را به جنگ آورده بودند او را کشته‏اند.(7)  کشته شدن عمار بر عمرو بن عاص هم تأثیر نهاد و شهادت وی سببی برای این شد که عمرو بن عاص برای پایان بخشیدن به جنگ به تلاش بیفتد(8)  و گفت: دوست دارم که بیست سال قبل از این