 در مورد بنی قریظه برای ما کسب خبر می‏کند؟ زبیر گفت: من این کار را می‏کنم. پس سوار بر اسب خود رفت و در مورد آنان کسب خبر کرد و آورد. سپس رسول خدا فرمود: چه کسی در مورد بنی قریظه برای ما کسب خبر می‏کند؟ زبیر گفت: من. رسول خدا برای بار سوم هم این پیشنهاد را مطرح کرد و زبیر اعلام آمادگی کرد و رفت. پس پیامبر فرمود: هر پیامبری یک حواری دارد و حواری من زبیر است.(2)  اینکه رسول خدا فرمود: زبیرحواری من است، به‭این معنی است که زبیر از صحابه و یاوران خاص من است. دوستان و یاوران خاص و مخلص حضرت عیسی نیز حواریون نامیده می‏شوند. پس حواری به معنی یاور مخلص است. بنابراین حدیث مشتمل این منقبت و صفت بزرگ برای زبیر است و او با این امر از دیگران متمایز می‏باشد. به همین دلیل وقتی عبدالله بن عمر شنید که مردی می‭گوید: من فرزند حواری هستم، به او گفت: اگر از فرزندان زبیر هستی راست می‏گویی اما اگر چنین نیست، سخن تو درست نمی‏باشد.(3)  عینی- شارح کتاب صحیح البخاری- می‭گوید: اگر گفته شود: صحابه همه‭یاران و دوستان خاص و مخلص رسول خدا بودند، پس چرا زبیر به‭این صفت اختصاص یافته است؟ جواب این است: رسول خدا این سخن را وقتی بیان کرد که در غزوه احزاب فرمود: چه کسی در مورد بنی قریظه برای من کسب خبر می‏کند؟ زبیر گفت: من. رسول خدا دو بار دیگر هم این سخن را اعلام کردند و زبیر در هر سه بار اعلام آمادگی نمود و شکی نیست که زبیر در آن وقت نصرت و یاریی بیشتر از دیگران انجام داد.(4)  هم چنین رسول خدا در روز نبرد احزاب در مورد وی فرمود که پدر و مادرم به فدای تو باد، چه از عبدالله بن زبیر روایت است که گفت: من و عمر بن أبی سلمه در روز جنگ احزاب در میان زنان بودیم. پس پدرم را دیدم که سوار بر اسب خود دو یا سه بار به سوی بنی قریظه رفت و برگشت. وقتی که برگشت گفتم: پدر جان من شما را دیدم که به سوی بنی قریظه رفتید و برگشتید. زبیر گفت: ای پسرم آیا مرا دیدی؟ گفتم: آری. زبیر گفت: رسول خدا فرمود: چه کسی بنی قریظه می‏رود تا در مورد آنان کسب خبر کند؟ من رفتم و چون برگشتم رسول خدا فرمود: پدر و مادرم به فدای تو باد.(5)  این حدیث منقبتی آشکار برای زبیر است، زیرا رسول خدا پدر و مادر خویش را فدای او کردند. این سخن رسول خدا در واقع بزرگداشت جایگاه زبیر و توجه به کار او می‏باشد، زیرا انسان چنین سخنی را وقتی بر زبان می‭آورد که کار انجام شده را بزرگ بداند و به همین دلیل هم خود یا عزیزترین اشخاص نزد خود را فدای او می‏کند.(6) 
زبیر در نبرد خندق به نشانی دست یافت که در گذر زمان جاودان می‏ماند، یعنی این نشان که رسول خدا به او داد و در مورد او فرمود: «هر پیامبری حواری دارد و حواری من زبیر است».(7)  رسول خدا زبیر را حواری خود توصیف نمود، این توصیفی است که دارای دلالتی عمیق و مفاهیمی ‏وسیع است. کسانی که در این مفاهیم تحقیق کند ابعاد کلمه حواری را درک می‏کند و نشانهها و عمق و باطن آن برایش روشن می‏شود. کسانی که بیشترین نیاز را به توجه به‭این مفاهیم دارند علما، داعیان و مربیان هستند، زیرا دعوت اسلامی‏نیاز به آماده نمودن حواریانی دارد که نمونههایی زنده برای یک قدوه و الگو باشند، زیرا الگوی عملی در نشر مبادی و افکار تأثیر بیشتر و عمیق تری دارد، زیرا این الگوی عملی تجسم بخشیدن به آن و اجرای عملی آن است و مشاهده آن و تأثر و اقتدا به آن امری آسان می‏باشد. همچنین حواریون به سنت رسول خدا عمل می‭کنند و فرمان او را اجرا می‏نمایند، (8)  چنان که در حدیث آمده است که می‭فرماید: « هر پیامبری که خدای برای امتهای پیشین مبعوث گردانده است از میان امتشان دارای حواریون و اصحابی بوده‭اند که به سنت وی عمل کرده و فرمان او را اجرا می‏نمودند».(9)  از سنتهای دعوت این است که در مسیر خود دچار فتنه‏ها و محنتهایی می‏شود و از جانب دوستان و دشمنان خود مورد ابتلا قرار می‏گیرد. رسول خدا تمایل زیادی داشت که مسلمانان را به‭این پارامترها و حوادث ارشاد نماید، از اینرو به آنان فرمود: سپس بعد از آنان نسلهایی می‏آیند که چیزی را می‏گویند که انجام نمی‭دهند و چیزی را انجام می‭دهند که به آن ایمان ندارند.(10) 
اما وظیفه‭یک حواری چیست؟ از بارزترین صفات یک حواری این است که الگویی نیک و مثالی عملی برای ایمان و اخلاص و فداکاری باشد و باید مثالی واقعی برای وارثان انبیا باشد و برای نشر حق و خیر و هدایت امت تلاش کرده و آن را از سقوط نجات داده و نیرویی به آن بدمد و همه چیز خود را در راه خدا فدا نماید تا اسلام در وقتی که افراد بی همت جز مصالح شخصی خود به چیزی توجه ندارند، جوانی و نشاط اولیه خود را بدست آورد.(11)  زبیر بن عوام نمونه‭ای نادر از تجسم این مفاهیم است. وی در آغوش دعوت و بدست رسول خدا تربیت یافت و از همان عنفوان جوانی جرعههای مطلوب برای تحمل سختیها را نوشید. موضعی که زبیر در غزوه زبیر گرفت شخصیت او و نشأت و پرورش وی بر جرأت و نصرت و محبت به رسول خدا را به تصویر می‏کشد. روزگار ثابت کرده که زبیر(رض) مرد مأموریتهای مشکل بود. وی متصف به جرأت و دلاوری و شهامت بود و به همین دلیل مکلف به مأموریت شناسایی اسرار دشمن شد. چیزی که در مورد زبیر در آن ماجرا روی داد، به مشروعیت تقسیم کارها و دسته بندی داعیان حسب اخلاص، فداکاری، جانبازی، نیروها و تواناییهای آنان دلالت دارد.(12)  زبیر در همه غزوات رسول خدا شرکت داشت و مواضعی شریفی گرفت و در زمان خلفای راشدین از ستونهای اصلی دولت در فتوحات بزرگ آن بود.
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) صحیح مسلم، شماره2414.
2) همان.
3) مصنف ابن أبی شیبة، شماره12219. صحیح است.
4) عمدة القاری19/2239.
5) صحیح البخاری، شماره3720.
6) تحفة الأحوذی10/246.
7) صحیح مسلم، شماره2414.
8) شرح نووی بر صحیح مسلم2/26-27.
9) دراسات تربویة، أعظمی، ص206.
10) شرح نووی بر صحیح مسلم2/26-27.
11) دراسات تربویة فی الأحادیث النبویة، ص207.
12) همان208.از عروه بن زبیر روایت است که در روز نبرد یرموک اصحاب رسول خدا به زبیر گفتند: آیا حمله نمی‏کنی تا ما هم با تو حمله کنیم؟ زبیر گفت: من اگر حمله کنم شما با من همراه نمی‏شوید. آنان گفتند: با تو می‏آئیم. پس زبیر بر آنان حمله برد و صفوف آنان را شکافت و از آنان عبور کرد، اما کسی همراه وی نبود. سپس برگشت و آن دشمنان دو ضربه بر شانه وی وارد کردند که آن دو ضربه در اطراف ضربه‭ای فرود آمد که در نبرد بدر بر شانه زبیر فرود آمده بود. عروه می‭گوید: زمانی که من بچه بودم انگشتانم را در آن ضربه فرو می‏بردم و بازی می‭کردم. عروه می‭گوید: در آن هنگام عبدالله بن زبیر که نوجوانی ده ساله بود همراه وی بود. پس زبیر آن را بر اسبی سوار کرد و مردی را مأمور حفاظت از وی نمود.(1)  ذهبی در السیر در تعلیقی می‭گوید: این واقعه- إن شاء الله- در نبرد یمامه روی داد، زیرا عبدالله در آن هنگام ده سال داشت.(2)  ابن کثیر معتقد است که‭این واقعه در نبرد یرموک بوده است، اما در هر حال منع