612-615.
18) تحقیق مواقف الصحابة2/139؛ البدایة و النهایة7/259.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:415.txt">مقدمه</a><a class="text" href="w:text:416.txt">1- سعد بن ابی وقاص(رض)</a><a class="text" href="w:text:417.txt">2- محمد بن مسلمه(رض)</a><a class="text" href="w:text:418.txt">3- ابو موسی أشعری(رض)</a><a class="text" href="w:text:419.txt">4- عبدالله بن عمر(رض)</a><a class="text" href="w:text:420.txt">5- سلمه بن أکوع(رض)</a><a class="text" href="w:text:421.txt">6- عمران بن حصین(رض)</a><a class="text" href="w:text:422.txt">7- سعید بن عاص أموی(رض)</a><a class="text" href="w:text:423.txt">8- اسامه بن زید(رض)</a><a class="text" href="w:text:424.txt">9- عبدالله بن عمرو بن عاص(رض)</a><a class="text" href="w:text:425.txt">10- صهیب بن سنان رومی(رض)</a><a class="text" href="w:text:426.txt">11- ابوایوب انصاری(رض)</a><a class="text" href="w:text:427.txt">12- ابوهریره(رض)</a><a class="text" href="w:text:428.txt">13- عبدالله بن‏سعد بن أبی سرح(رض)</a></body></html>بسیاری از صحابه که در قضیه فتنه کناره گرفتند و وارد آن نشدند به‭این سخن رسول خدا اعتماد داشتند که فرموده بود: فتنه‏هایی روی خواهد داد که کسی که در آن فتنه‏ها نشسته باشد بهتر از کسی است که در آنها به پا ایستاده باشد و کسی که در آنها به پا ایستاده باشد بهتر از کسی است که در آنها راه برود و کسی که در آنها راه برود بهتر از کسی است که در آنها به تندی حرکت می‏کند. هر کس در معرض آنها قرار بگیرد آن فتنه‏ها او را بهلاک می‏اندازند. هر کس پناهگاه و مفری برای فرار از آن فتنه‏ها پیدا کرد به آنجاها پناه ببرد.(1) 
ابن حجر می‭گوید: در این حدیث مسلمانان را از فتنه برحذر داشته و آنان را تشویق کرده که وارد آن نشوند و شر آنها بر حسب نوع ارتباط با آنها می‏باشد.(2) 
رسول خدا فرموده‏اند: فتنه‭ای روی خواهد داد که کسی که در آن خوابیده باشد بهتر از کسی است که در آن نشسته باشد و کسی که در آن نشسته باشد بهتر از کسی است که در آن به پا ایستاده باشد و کسی که در آن به پا ایستاده باشد بهتر از کسی است که در آن به آهستگی راه برود و کسی که در آن به آهستگی راه برود بهتر از کسی است که در آن به تندی راه برود. صحابه گفتند: ای رسول خدا در مورد این فتنه چه فرمانی به ما می‏دهید؟ ایشان فرمودند: کسی که شتران یا گوسفندانی دارد به کنار شتران و گوسفندان خود برود و کسی که زمینی دارد سر زمین خود برود. صحابه گفتند: اگر کسی چنین چیزهایی نداشت چکار کند؟ فرمود: شمشیر را ببرد و در زمینی فرو کند- یا به قولی آن را بشکند(تا بدین وسیله راه جنگ را بر خود مسدود گرداند)- و سپس به هر نحو که توانست به دنبال نجات و رهایی باشد.(3) 
هم چنین رسول خدا فرموده‏اند: نزدیک است- که فتنه‏هایی روی دهد و در آن هنگام- بهترین مال برای فرد گوسفندانش باشد که همراه با آنها به بالای کوهها و جایگاههای نزول باران برود و از خوف اینکه در دینش دچار فتنه گردد و با فاسدان در فساد وارد شود، فرار نماید.(4) 
احادیث دیگری هم وجود دارند که به صورت صریح مسلمانان را از دخول در فتنه و جنگهای ناشی از آن نهی می‭کنند. امام الحرمین جوینی می‭گوید: گروهی از بزرگان صحابه رسول خدا در زمان خلافت علی بن أبی طالب به جنگ نرفتند و بی طرفی و تکیه بر صلح و دوری از همهمه و غوغای فتنه‏ها را ترجیح دادند، از جمله‭این افراد عبارتند از: سعد بن أبی وقاص و سعید بن زید بن عمرو بن نفیل.(5)  این دو نفر از عشره مبشره بودند. از جمله کسانی که ابتدا از این جنگها تخلف ورزیدند عبارتند از: ابوموسی اشعری، عبدالله بن عمر، أسامة بن زید، أبوأیوب انصاری. گروهی از صحابه از این افراد تبعیت کردند و علی در سرزنش آنان شدت عمل زیادی به خرج نداد.(6) 
ابن حجر معتقد است که آن دسته از صحابه که از فتنه کناره گرفتند تعداد کمی‏بودند و می‭گوید: از این رو صحابه‭ای که در جنگ جمل و صفین به جنگ نرفتند کمتر از کسانی بودند که به جنگ پرداختند و همه آنان بر خلاف کسانی که بعد از آنان در طلب دنیا به جنگ پرداختند، إن شاء الله دارای تأویل بودند و مأجور هستند.(7) 
ابن تیمیه می‭گوید: بیشتر بزرگان صحابه به طرفدارای از هیچ یک از دو طرف به جنگ نپرداختند. کسانی که جنگ را ترک کردند به نصوص زیادی از رسول خدا در مورد ترک جنگ در فتنه استدلال داشتند و بیان داشتند که‭این جنگ فتنه است.(8) 
قرطبی معتقد است که علت توقف برخی از صحابه در مشارکت در جنگ در کنار امام علی، این بود که جنگ با باغی فرض کفائی است نه فرض عین. به همین دلیل افرادی چون سعد بن أبی وقاص و عبدالله بن عمر و محمد بن مسلمه به جنگ نرفتند.(9) 
حال در زیر به برخی سخنان صحابه‎ای که به جنگ نرفتند اشاره می‏شود:
---------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) صحیح البخاری، شماره7081.
2) فتح الباری13/31.
3) صحیح مسلم.
4) صحیح البخاری، شماره7088.
5) از عشره مبشره که در سال 51 ﻫ وفات یافت. تهذیب التهذیب4/30.
6) غیاث الأمم فی تیاث الظلم، ص85-86.
7) فتح الباری13/34.
8) مجموع الفتاوی35/55.
9) تفسیر قرطبی16/319.وی در روز نبرد صفین، أفضل صحابه بعد از علی بود. وقتی که به سعد گفته شد: تو از افراد شورای خلافت هستی و نسبت به دیگران برای این امر مستحق‎تر هستی، چرا نمی‏جنگی؟ گفت: من نخواهم جنگید تا اینکه شمشیری برای من بیاورید که دو چشم و یک زبان و دو لب داشته باشد و مؤمن و کافر را از هم تشخیص بدهد. من قبلاً به جهاد رفته‎ام و جهاد را خوب می‏شناسم.(1) 
مسلم از حدیث عامر روایت کرده است: سعد بن أبی وقاص در میان شترانش بود که فرزندش عمر نزد او آمد. وقتی که سعد از دور او را دید گفت: از شر این سوار به خدا پناه می‏برم. پسرش از مرکب پیاده شد و به سعد گفت: شما در میان شتران و گوسفندانتان هستید حال آنکه مردم در مورد حکومت با هم منازعه دارند؟ پس سعد بر سینه او زد و گفت: ساکت باش، من شنیدم که رسول خدا فرمود: خداوند بنده متقی و پاک و گمنام- کسی که از مردم کناره گرفته و مکان خود را بر مردم پنهان می‏کند تا به عبادت بپردازد، یا کسی که خود را آشکار نمی‏سازد و تلاش نمی‏کند تا خود را به مردم بنمایاند یا مردم با انگشت به او اشاره نمایند یا اینکه مردم در مورد او صحبت کنند، بلکه او را در راه خانه به مسجد و مسجد به خانه و خانه به منزل خویشان و برادران می‭توان دید و خود را زیاد نشان نمی‏دهد(2) - را دوست دارد.(3) 
------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) مجموع الزوائد7/299. طبرانی آن را روایت کرده و رجال آن، رجال روایات صحیح است.
2) دو معنا در مورد آن روایت شده که‭یکی در شرح نووی بر صحیح مسلم و دیگری در شرح ریاض الصالحین آمده است. مترجم
3) صحیح مسلم4/2244.از حسن روایت شده که علی دنبال محمد بن مسلمه فرستاد و او را آوردند و به او گفت: چرا در جنگ شرکت نکردی؟ محمد گفت: پسر عمویت- یعنی رسول خدا- شمشیری را به من داد و فرمود: مادام که با دشمن جنگ شد با آن بجنگ. اما اگر دیدی که مردم- مسلمانان- با هم می‏جنگند آن را به صخره‭ای ببر و در آن فرو کن و سپس در خانه‏ات بنشین تا اینکه از دنیا بروی و یا اینکه مظلومانه کشته شوی. پس علی گفت: او را رها کنید.(1) 
------------