 در میان مردم منتشر ساخت تا مسلمانان را از دین و اطاعت از امامشان برگرداند و میان آنان تفرقه و اختلاف بیندازد. عده‭ای اوباش گرد وی جمع شدند که همین افراد طائفه سبئیه را تشکیل دادند که‭یکی از عوامل فتنه‭ای بودند که به قتل عثمان بن عفان منتهی شد و به خاطر کشته شدن وی در این فتنه، جنگهای جمل و صفین و مواردی دیگر روی دادند. چیزی که از نقشه‏های سبئیه بر می‏آید سازماندهی دقیق آن است، زیرا در توجیه تبلیغات و نشر افکار آن بسیار با مهارت عمل شده بود، چه‭این حرکت امر تبلیغات را تحت تسلط خود داشت و میان اوباش و افراد جنجال برانگیز تأثیر نهاد. همچنین در ایجاد شعبه‏هایی برای آن در بصره و کوفه و مصر با استفاده از تعصبات قبیله‭ای بسیار فعال عمل نمود و توانست نقاط اعتراض و شکایت اعراب و بندگان و موالی را که نقاط حساس در زندگی آنان و خواسته‏های آنان نامیده می‭شد تحریک نماید.(14)  
------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) مانند سعید افغانی در کتاب «عائشة و السیاسة».
2) تحقیق مواقف الصحابة1/327.
3) تاریخ طبری5/347.
4) همان.
5) همان248.
6) همان.
7) الدولة الأمویة، یوسف العشی، ص168؛ مواقف الصحابة1/330.
8) تاریخ طبری5/250.
9) همان5/384؛ تحقیق مواقف الصحابة1/330.
10) همانجاها.
11)  تحقیق مواقف الصحابة1/331.
12) همان338.
13) البدایة و النهایة7/167-168.
14) تحقیق مواقف الصحابة1/339.منشأ اختلافی که میان امیرالمؤمنین علی از یک طرف و میان طلحه و زبیر و عائشه از طرف دیگر و سپس میان علی و معاویه روی داد این نبود که آنان در مورد خلافت و امامت و برحق بودن علی در خلافت و ولایت بر مسلمانان اشکال و ایراد داشته باشند، بلکه همه در مورد بر حق بودن وی اتفاق نظر و اجماع داشتند.
ابن حزم می‭گوید: معاویه هیچ گاه فضل و استحقاق علی برای خلافت را انکار نکرد، بلکه اجتهاد وی او را به‭این حکم رساند که باید قصاص قاتلان عثمان بر بیعت مقدم گردد و خود را در مورد خونخواهی عثمان مستحق تر می‏دانست(زیرا خویشاوند وی بود).(1) 
ابن تیمیه می‭گوید: معاویه مدعی خلافت نبود و وقتی که با علی جنگید به عنوان خلیفه با وی بیعت نشد و به عنوان خلیفه در جنگ شرکت نکرد و او نه مستحق خلافت بود و مردم هم او را مستحق خلافت نمی‏دانستند و اگر کسی در این مورد از وی سوال می‭کرد به‭این موضوع اقرار می‏نمود و معاویه و افراد وی نمی‭خواستند ابتدا وارد جنگ با علی و افراد وی بشوند و این کار را هم نکردند.(2)  هم چنین می‭گوید: با این وجود همه گروهها اقرار داشتند که معاویه برای بدست گرفتن خلافت در حد علی نیست و با وجود امکان خلیفه شدن علی، او خلیفه نمی‭شود، زیرا فضل و سابقه و علم و دینداری و شجاعت و سائر فضائل علی نزد آنان، به مانند فضائل دیگر برادرانش یعنی ابوبکر و عمر و عثمان، روشن و معلوم بود.(3) 
به درستی که منشأ اختلاف اشکال و ایراد در مورد خلافت امیرالمؤمینن علی(رض) نبود، بلکه اختلاف آنان در مورد قصاص قاتلان عثمان(رض) بود و اختلاف آنان در مورد اصل مسأله قصاص هم نبود، بلکه در مورد روش حل این قضیه بود، زیرا امیر المؤمنین علی با اصل مسأله قصاص شدن قاتلان موافق بود، اما معتقد بود که قصاص این افراد تا زمانی که اوضاع مستقر و آرام شده و مردم یکپارچه می‏گردند به تأخیر بیفتد.(4)  امام نووی می‭گوید: بدان که سبب آن جنگها این بود که مسائل مشتبه و پیچیده گشته بود و به خاطر شدت پیچیدگی قضایا، اجتهادات آنان نتایج مختلفی در پی داشت و به سه دسته تقسیم شدند: عده‭ای اجتهادشان به‭این حکم منجر شد که حق با این طرف- علی- است و مخالف وی باغی می‏باشد. پس بر آنان واجب است که وی را نصرت دهند و بنا به اعتقادی که داشتند جنگ با باغی بر علی واجب بود و همین کار را هم انجام دادند و برای کسی که دارای این ویژگی می‏باشد حلال نیست که در مساعدت امام عادل در جنگ با کسانی که به اعتقاد آنان باغی بودند، تأخیر بورزد. عده‭ای عکس این دیدگاه را داشتند و با اجتهاد به‭این نتیجه رسیده بودند که حق با طرف دیگر است و مساعدت وی بر آنان واجب است و جنگ با باغیان علیه او بر آنان واجب می‏باشد. دسته سوم این مسأله بر آنان مشتبه و پیچیده شد و دچار تحیر گشتند و نتوانستند یکی از دو گروه را بر دیگری ترجیح دهند. به همین دلیل از هر دو گروه کناره گرفتند. این کناره گیری بر آنان واجب بود، زیرا اقدام به قتل مسلمان وقتی حلال است که برای فرد واضح گردد که استحقاق این کار را دارد و اگر راجح بودن و بر حق بودن یکی از این دو گروه برای آنان روشن می‭شد، تأخیر در یاری رسانی به آن دسته در جنگ با باغیان علیه او برای آنان جایز نبود.(5) 
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) الفصل فی الملل و الأهواء و النحل4/160.
2) مجموع الفتاوی25/72.
3) همان.
4) دحداث و أحادیث فتنة الهرج، ص158.
5) شرح النووی علی صحیح مسلم15/149.سرور ما علی هر گاه قرینه‌ای را نمی‌یافت که به اقتضای آن مفهوم و معنای ظاهر تغییر می‌کند، به ظاهر آیه ‌استناد می‌کرد و بر آن تأکید می‌نمود، به همین دلیل با استناد به آیه‌ی: 
(يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ إِذَا قُمْتُمْ إِلَى الصَّلاةِ فاغْسِلُواْ وُجُوهَکُمْ وَأَيْدِيَکُمْ إِلَى الْمَرَافِقِ) (مائده/6) (1)
اي مؤمنان! هنگامی‌كه براي نماز بپاخاستيد (و وضو نداشتيد)، صورتها و دستهاي خود را همراه با آرنجها بشوئيد.
برای هر نماز وضوء می‌گرفت، چون ظاهر آیه ‌ایجاب می‌کند که هرگاه فرد قصد نماز خواندن کند، باید وضوء بگیرد. معتقد بود هرگاه بر فردی روزه فرض شد و سپس به مسافرت رفت (یعنی: فردی مقیم بود و روزه فرض شد و بعد از آن مسافر شد). روزه بر چنین فردی فرض است و نمی‌تواند روزه‌اش را بخورد و دلیل امیر مؤمنان آیه‌ی: 
(فَمَن شَهِدَ مِنکُمُ الشَّهْرَ فَلْيَصُمْهُ) (2) (بقره/185) 
یعنی: (هرکس از شما ماه (رمضان) را دید باید روزه بگیرد).
به باور سرورما علی (رض) فردی که بعد از دو سالگی از زنی شیر بخورد، حرام بودن شیرخوارگی ثابت نمی‌شود و دلیل ایشان آیه‌ی:
(وَالْوَالِدَاتُ يُرْضِعْنَ أَوْلاَدَهُنَّ حَوْلَيْنِ کَامِلَيْنِ لِمَنْ أَرَادَ أَن يُتِمَّ الرَّضَاعَةَ وَعلَى الْمَوْلُودِ لَهُ رِزْقُهُنَّ وَکِسْوَتُهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ لاَ تُکَلَّفُ نَفْسٌ إِلاَّ وُسْعَهَا لاَ تُضَآرَّ وَالِدَةٌ بِوَلَدِهَا وَلاَ مَوْلُودٌ لَّهُ بِوَلَدِهِ وَعَلَى الْوَارِثِ مِثْلُ ذَلِکَ فَإِنْ أَرَادَا فِصَالاً عَن تَرَاضٍ مِّنْهُمَا وَتَشَاوُرٍ فَلاَ جُنَاحَ عَلَيْهِمَا وَإِنْ أَرَدتُّمْ أَن تَسْتَرْضِعُواْ أَوْلاَدَکُمْ فَلاَ جُنَاحَ عَلَيْکُمْ إِذَا سَلَّمْتُم مَّآ آتَيْتُم بِالْمَعْرُوفِ وَاتَّقُواْ اللّهَ وَاعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ) (بقره/233)
یعنی: مادران (اعم از مطلّقه و غيرمطلّقه) دو سال تمام فرزندان خود را شير مي‌دهند، هرگاه‌ يكي از والدين‌ يا هر دوي ايشان خوا