ی با دو دختر رسول خدا و در نتیجه ملقب شدن وی به «ذی النورین» مردم به او علاقه زیادی داشتند. او از آن دسته از صحابه بزرگوار رسول خدا- عشره مبشره- بود که مژده بهشت به آنان داده شده بود. در زمان حیات خود از جانب برخی از آشوبگران مورد ظلم قرار گرفت و می‭توانست که شر آن افراد را کم کند و بر آنان غالب آید، لکن از ترس اینکه اولین فردی باشد که خون امت محمد را می‏ریزد از این کار امتناع ورزید. سیاست وی در برخورد بافتنه، بر اساس بردباری و تأنی و عدالت و خویشتنداری بود و صحابه را نیز از جنگ با آن آشوبگران منع کرد و دوست داشت که خود را فدای مسلمانان نماید. به همین دلیل کشته شدن وی سبب ایجاد فتنه‏های زیادی شد و فتنه کشته شدن او بر فتنه‏های بعد از خود سایه‏انداخت. کشته شدن وی برای مسلمانان بسیار گران آمد، به همین دلیل به خاطر وقوع این رویداد بزرگ جامعه اسلامی‏دچار شکاف گشت و بعد از شهادت او مردم به چند دسته تقسیم شدند. چیزی که بر جایگاه والا و برائت عثمان از اتهامات انتسابی به او می‏افزاید، موضع گیریهای صحابه در قبال کشته شدن وی است. همه صحابه بر برائت و بی گناهی و انتقام خون او اتفاق نظر داشتند، اما این مواضع از حیث کیفیت با هم تفاوت داشتند. این موضوع إن شاء الله خواهد آمد.
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) نک: عثمان بن عفان، صلابی، ص311-340.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:407.txt">1- سبئیه، حقیقت یا خیال</a><a class="text" href="w:text:408.txt">2- نقش عبدالله بن سبأ در تحریک فتنه</a></body></html>حقیقت عبدالله بن سبأ
قدما بر وجود شخصی به نام عبدالله بن سبأ اتفاق نظر دارند و کسی در این مورد مخالفت نکرده است و تنها عده‭ای از معاصران که بیشتر آنان شیعه می‏باشند با این موضوع مخالفت کرده‭اند، با این استدلال ساخته و پرداخته ذهن سیف بن عمر تمیمی‏است، زیرا برخی از علمای علم رجال، او را در بحث روایت حدیث مورد انتقاد قرار داده‏اند. اما علما او را در اخبار حجت می‏دانند، زیرا ابن عساکر روایات زیادی را نقل کرده که در آنها به ذکر احوال عبدالله بن سبأ پرداخته‏اند و در میان راویان آن روایات، نام سیف بن عمر به چشم نمی‏خورد و البانی سند برخی از آنها را صحیح دانسته است.(1)  البته‭اینها غیر از روایات بی شماری است که در کتب فرق یا رجال و یا حدیثی شیعه در مورد عبدالله بن سبأ آمده است و نام عمر چه از نزدیک(معاصرین) و چه از دور (قدما) در آنها وجود ندارد. اولین باری که آنان شروع به تشکیک در مورد شخصیت عبدالله بن سبأ(2)  و وجود او کردند در تلاشی از جانب آنان بود که از یک جهت برای نفی نقش عنصر کینه جوی یهودی در ایجاد فتنه در میان مسلمانان و از جهت دیگر برای متوجه ساختن انگشت اتهام به سوی صحابه رسول خدا(ص) و معرفی آنان به عنوان اسباب فتنه و جهت از بین بردن سیمای تابناک آنان در نزد مسلمانان بود. برخی از معاصران که همه آنها شیعه رافضی می‏باشند جهت نیل به هدف اصلی خود، یعنی تلاش مذبوحانه آنان برای تبرئه اصل مذهب خود از مؤسس حقیقی آن- که مورد اتفاق قدما و از جمله از شیعیان است- بود. لازم به ذکر است که آن دسته از کسانی که از جمله اهل سنت به حساب آمده‏اند و منکر شخصی به نام عبدالله بن سبأ شده‏اند، از جمله کسانی هستند که تحت متأثر و دانش آموخته محضر خاورشناسان می‏باشند. ببینید که‭اینان از بی حیائی و نادانی به کجا رسیده‏اند؟! حال آنکه در کتب تاریخی و فرق پر از ذکر حال او بوده و راویان کارهای او را ذکر کرده‭اند و اخبار او به همه جا رسیده است. مؤرخان و محدثان و نویسندگان در باب فرق و ملل و نحل، طبقات، ادب و انساب بر وجود شخصیت عبدالله بن سبأ، یعنی کسی که در پشت پرده حوادث فتنه قرار داشت، اتفاق نظر دارند. نقش ابن سبأ در این وقائع تنها در تاریخ طبری و مستند به روایات سیف بن عمر تمیمی‏نمی‏باشد، بلکه شامل اخباری است که در روایات متقدمان و در خلال کتابهایی که حوادث و وقائع تاریخ اسلامی‏و آراء فرق و مذاهب آن دوران را ذکر کرده‭اند پراکنده است. اما ویژگی کتاب تاریخ طبری نسبت به سائر کتابها در این است که حاوی تفصیل و نکات بیشتری در مورد او می‏باشد. به همین دلیل شک کردن نسبت به‭این وقائع بدون داشتن سند و دلیل و به صرف استدلال به‭اینکه اخبار مربوط به عبدالله بن سبأ فقط از طریق سیف بن عمر روایت شده است و حتی بعد از اینکه در روایات صحیحی نام او ثبت شده که از طریق سیف بن عمر روایت نشده‏اند، به معنی از بین بردن و ابطال همه آن اخبار و نسبت دادن نادانی و کم خردی به آن مخبران و علما و جعلی دانستن حقائق تاریخی است. از کی تا حالا چنین بوده که روشمند بودن به معنی انواعی از استنتاج عقلی محض و مخالفت با نصوص و روایات منسجم و متحد المضمون است؟ و آیا روشمند بودن تحقیق به معنی روی گردانی از منابع فراوان متقدم و متأخری است که برای ابن سبأ شخصیتی واقعی به اثبات رسانده‏اند؟(3)  
در کتب اهل سنت نام عبدالله سبأ زیاد وارد شده است که از جمله می‭توان به موارد زیر اشاره کرد:
أعشی همدان(4)  (م83 ﻫ) در شعری که در هجو مختار بن أبوعبید ثقفی و یاران او از اهالی کوفه سروده است، او را به‭این خاطر که همراه با اشراف کوفه به بصره گریخته مورد هجو قرار داده و نام سبئیه را در شعر خود آورده و می‭گوید: 
شهدت علیکم أنکم سبئیة    وأنی بکم یا شرطة الکفر عارف(5) 
(من علیه شما گواهی می‏دهم که سبئی هستید. ای یاران کفر، من شما را به خوبی می‏شناسم).
از شعبی(م103 ﻫ) روایتی وجود دارد که مفید کذب عبدالله بن سبأ است.(6)  ابن حبیب(7)  (م245 ﻫ) در مورد ابن سبأ سخن گفته و او را از اهالی حبشه دانسته است.(8)  ابوعاصم، خُشیش بن أصرم(م253 ﻫ) در کتاب «الإستقامة» خبری را روایت کرده مبنی بر اینکه علی بن أبی طالب تعدادی از پیروان ابن سبأ را سوزانده است.(9)  جاحظ(10)  (م255 ﻫ) از اولین افرادی به حساب می‏آید که به عبدالله بن سبأ اشاره کرده است، (11)  لکن چنان که دکتر جواد علی روایت کرده است، روایت وی قدیمی‏ترین روایت در مورد ابن سبأ نیست.(12)  در مورد این ماجرا که علی بن أبی طالب گروهی از زندیقان را سوزانده است روایات صحیحی در کتب صحاح و سنن و مسانید وجود دارد(13)  و لفظ «زندیق» در مورد عبدالله بن سبأ و پیروان او، لفظی غریب نمی‏باشد.
ابن تیمیه می‭گوید: مبدأ و سرمنشأ رافضه، عبدالله بن سبأ زندیق است.(14) 
ذهبی می‭گوید: عبدالله از غالیان زنادقه و فردی گمراه و گمراهگر بود.(15) 
ابن حجر می‭گوید: عبدالله بن سبأ از غالیان زنادقه بود و پیروانی دارد که به آنان سبئیه گفته می‏شود و معتقد به الوهیت علی بن أبی طالب می‏باشند و علی در زمان خلافت خود آنان را سوزاند.(16) 
در کتب جرح و تعدیل هم در مورد عبدالله بن سبأ مطالبی وجود دارد. ابن حبان(م354 ﻫ) می‭گوید: کلبی- محمد بن سائب إخباری- سبئی و از طرفداران عبدالله بن سبأ، یعنی کسانی بود که معتقدند: علی از دنیا نرفته است و قبل از قیامت به دنیا