وشبوتر است. أنس می‭گوید: پس مردی از قوم عبدالله بن أبی به جانبداری از او به خشم آمد. راوی می‭گوید: سپس اصحاب هر یک به خشم آمدند و دو گروه شروع به زد و خورد با هم به وسیله شاخه خرمایی که برگهای آن را کنده باشند- و دست و کفش کردند. سپس به ما خبر رسید که در مورد این موضوع این آیه نازل شده است که می‭فرماید: «‏وَإِن طَائِفَتَانِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمَا ».(1) 
از حسن از علی بن أبی طلحه از ابن‏عباس روایت است که در مورد آیه:
 «وَإِن طَائِفَتَانِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمَا فَإِن بَغَتْ إِحْدَاهُمَا عَلَى الْأُخْرَى فَقَاتِلُوا الَّتِي تَبْغِي حَتَّى تَفِيءَ إِلَى أَمْرِ اللَّهِ»
گفت: خدای سبحان به رسول خدا و مؤمنان امر فرموده که اگر دو گروه از مؤمنان با هم به زد و خورد پرداختند آنان را به قبول حکم خدا در مورد اختلاف خود دعوت کنند و آن دو گروه در مورد هم انصاف را رعایت نمایند. اگر آن دو گروه معارض قبول کردند بر اساس حکم خدا در مورد آنان داوری کند و حق مظلوم را از ظالم بگیرد، اما اگر کسی خودداری کرد او متعدی و تجاوزگر است و بر امام مؤمنان واجب است که با آنان جهاد و جنگ نماید تا اینکه به حکم خدا برگشته و به حکم او اقرار نمایند.(2) 
قول الهی «‏وَإِن طَائِفَتَانِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمَا» به‭این معنی است که اگر دو گروه از مسلمانان با هم به زد و خورد پرداختند بر حاکمان واجب است که با نصیحت کردن و دعوت آنان به اطاعت از حکم خدا در مورد منازعه و اختلاف خود و با ارشاد آنان و ازاله شبهات و اسباب اختلاف، میان آنان صلح و سازش برقرار نمایند. استفاده از «إن» در این عبارت برای اشاره به‭این امر است که شایسته و درخور مسلمانان نیست که میان مسلمانان جنگ و دعوا روی دهد و اگر چنین چیزی روی دهد نادر واندک است. خطاب این آیه متوجه حاکمان و زمامداران است و امر وارده در این آیه، بر وجوب دلالت دارد.(3)  بخاری و دیگر علما با استدلال به‭این آیه عنوان کرده‭اند که معصیت و گناه گرچه بزرگ هم باشد سبب خروج فرد از ایمان نمی‭شود، حال آنکه خوارج بر این باور هستند که مرتکب گناه کبیره کافر بوده و جایگاه او در آتش جهنم است. در کتاب «صحیح البخاری» از أبی بکرة  آمده است که گفت: روزی رسول خدا خطبه می‏خواند و حسن بن علی هم بر روی منبر در کنار ایشان بود. پس رسول خدا یک بار به وی و یک بار به مردم نگاه می‭کرد و فرمود: این پسر من فرد بزرگواری است و بسا که خداوند به وسیله او میان دو گروه بزرگ از مسلمانان صلح برقرار نماید.(4)  همانطور که رسول خدا بیان فرموده بودند خداوند متعال به وسیله او میان مردم شام و مردم عراق بعد از جنگهایی که میان آنان روی داد صلح برقرار نمود.(5) 
قول الهی «فَإِن بَغَتْ إِحْدَاهُمَا عَلَى الْأُخْرَى فَقَاتِلُوا الَّتِي تَبْغِي حَتَّى تَفِيءَ إِلَى أَمْرِ اللَّهِ » به‭این معنی است که اگر یکی از دو گروه بر دیگری تجاوز و درازدستی کرد و حکم خدا و نصیحت را نپذیرفت، بر مسلمانان واجب است که با این گروه تجاوزگر بجنگند تا اینکه حکم خدا را قبول نموده و امر او مبنی بر عدم تجاوز را پذیرا شود. این جنگ می‭تواند با اسلحه و یا با غیر آن باشد و فرد واسطه کارهایی را که لازم است تا مصلحت محقق شود، یعنی گروه تجاوزگر دست بردار شود، باید به انجام برساند. پس اگر مطلوب بدون استفاده از اسلحه محقق شد، این بهتر است، اما اگر این روش نتیجه نداد، استفاده از اسلحه تا برگشتن گروه تجاوزگر از ظلم واجب می‏باشد.
قول الهی «فَإِن فَاءَتْ فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمَا بِالْعَدْلِ وَأَقْسِطُوا إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ» به‭این معنی است که گروه تجاوزگر بعد از تجاوز خود از آن دست بردارد و به امر و حکم خدا راضی شود. در این صورت بر مسلمانان واجب است که میان آنان عادلانه داوری نمایند و مطابق حکم خدا رأی درست را جستجو نمایند و دست گروه ظالم را بگیرند تا اینکه دست از ظلم بردارد و حق گروه دیگر را که بر عهده اوست برگرداند تا بار دیگر میان آنان جنگ روی ندهد. ای کسانی که در این موضوع میانجی گری کرده‭اید در داوری میان آنان به عدالت رفتار نمایید که به درستی خدا عادلان را دوست دارد و بهترین پاداش را به آنان می‏دهد. این آیه امر به رعایت عدالت و انصاف در همه امور است.(6) 
رسول خدا می‏فرمایند: عادلان در روز قیامت در نزد خدا بر روی منبرهایی- منبرهای حقیقی یا منازل و جایگاههای رفیع- از نور و در سمت دست راست خدای متعال قرار دارند و هر دو دست راست خدا هستند.(7)  این فضل برای کسانی است که در مسئولیتی که به آنان سپرده شده است- چون خلافت، امارت، قضاوت، حسبه، قیمومت بر یتیم، صدقه، وقف، حقوق خانواده و فرزندان- عدالت را رعایت می‭کنند.(8)  سپس خدای متعال دستور داده که در غیر حالت جنگ و حتی در کوچک ترین اختلافات هم صلح برقرار شود و فرموده است: «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُوا بَيْنَ أَخَوَيْکُمْ». این آیه‭یکی از اصولی است که رابطه فرد مسلمان با برادر مسلمان خود را تنظیم می‏کند.(9)  با وجود وقوع جنگ میان آن دو گروه، خدای متعال صفت ایمان را از هیچ یک از آن دو گروه نفی نکرده است و برترین مردم به قرار گرفتن در شمول این آیه، سروران مسلمانان، یعنی صحابه بزرگوار رسول خدا می‏باشند و اتفاقاتی که در دو جنگ جمل و صفین روی دارد هیچ تفاوتی با هم ندارند. امیرالمؤمنین علی(رض) به خاطر اشتیاق زیاد به اجرای صلح، اقدام به اجرای مفاد این آیه کرد و طلحه و زبیر هم درخواست او را پذیرفتند، اما پیروان عبدالله بن سبأ جنگ را در میان دو گروه شعله ور ساختند. تفصیل این مطلب به خواست خدا در جای خود خواهد آمد. هم چنین امیر المؤمنین اشتیاق زیادی به برقراری صلح با مردم شام داشت و همه تلاش خود را با روشهای مسالمت آمیز در این راه بکار گرفت و بعد از اینکه همه‭این تلاشها برای ایجاد صلح با شکست مواجه شدند، ایشان شمشیر کشیدند تا معاویه(رض) اطاعت کند و خلافت اسلامی‏متحد گردد، اما معاویه شرط گذاشت که ابتدا باید قاتلان عثمان(رض) را به وی تسلیم کند. معاویه‭این شرط را بنا بر اجتهاد خود گذاشت، اما اجتهاد او خطا بود و حق با امیرالمؤمنین علی بود، اما در هر حال جنگ روی داد.
خدای متعال می‭فرماید: «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ» در این آیه خداوند برادری ایمانی را برای همه مسلمانانی که با هم می‏جنگند ثابت کرده است و از باب اولی علی و طلحه و زبیر که در جنگ جمل با هم جنگیدند و علی و معاویه که در صفین با هم جنگ داشتند مشمول حکم این آیه می‏باشند. پس برای ما روشن و واضح می‏گردد که کسانی که در جمل و صفین با هم جنگیدند مؤمن هستند و به خاطر این وقائع تاریخی نمی‭توان طعنی را متوجه صحابه نمود یا اینکه تلاش کرد صفت ایمان و مؤمن بودن را از آنان برداشت یا اینکه سخ