نیست که رهبر برای انجام این امر مهم به مؤسسه‏ ها، انجمنها و دستگاههایی نیاز دارد، سلیمان به جستجوی اوضاع لشکر و کارکنان اهمیت می‏داد، به خصوص وقتی مورد مشکوکی را مشاهده مي كرد، ، بنابراین سلیمان(ص) وقتی هدهد را ندید، بلافاصله پرسید: (مَا لِيَ لَا أَرَى الْهُدْهُدَ) :چرا هد هد را نمی‏بینم؟ یعنی او غایب است؟ گویا از سلامتیش می‏پرسید(3) ، سپس گفت:(أَمْ کَانَ مِنَ الْغَائِبِينَ) یا از جمله غائبان است، سؤال دیگری است که بعد از آن که اظهار مهربانی کرد، سپس سلیمان خواست بفهمد که او درباره غایب فقط از روی مهربانی نمی‏پرسد، بلکه اگر غیبتش بدون عذر باشد(4) بسیار جدی و سختگیر خواهد بود.
بنابراین دوران خلافت راشده تطبیق و اجرای عملی مفاهیم قرآن کریم است. امیر المؤمنین علی(رض) به اهمیت دستگاههای امنیتی دولت اسلام اشاره می‏نماید، دستگاههایی که نهایت تلاش را برای جمع آوری اخبار و اطلاعات مبذول می‏دارد تا این اخبار و اطلاعات برای خدمت به دین، نشر مبادی و ارزشهای والا و اهداف و آرمانهای عالی به کار گرفته شوند، و ریشه‏های فساد را در دستگاههای متعددی که نظام حکومتها بر آن استوار است بخشکاند.
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) شرح نهج البلاغة ص616
2) الادارة والنظام الاداری ص266
3) رازی 24/189
4) الحکم التحاکم فی خطاب الوحی 2/593امیر المؤمنین علی می‭فرماید: «بدان که رعیت و مردم قشرهای مختلف پیوسته به‭یکدیگرند، هیچ بخشی جز با بخش دیگر سامان نمی‏یابد و نمی‭توانند از یکدیگر بی نیاز باشند، بعضی لشکریان خدا هستند و بعضی نویسندگان عموم یا خصوص هستند، بعضی قاضیان عادل و بعضی کارکنانی منصف و مهرباناند، بعضی مالیات و خراج را از ذمیها و مسلمین می‏گیرند و بعضی تاجر و برخی صنعتگرند، بعضی طبقه پایین جامعه و افراد نیازمند و مستمند می‏باشند و خداوند سهمیه و حق و بهره‭ی هر یک را در کتاب خود یا در سنّت پیامبرش بیان داشته است، این عهدنامه خداست که نزد ما محفوظ است».... تا اینکه می‭گوید: «و طبقات برپا نمی‏ایستند مگر با تاجران و صاحبان صنعت که آنها(1)  را یاری و کمک می‏نمایند و رفاه را تأمین می‭کنند، سپس طبقه پایین که نیازمندان و مستمندان هستند باید کمک و یاری شوند»، بعد توصیه می‏کند که با تاجران و صنعتگران به خوبی رفتار شود و می‏فرماید: «با تاجران و صنعتگران به نیکی و خوبی رفتار کن، هم تاجرانی که مقیم هستند و هم تاجرانی که همراه کالاهایشان از شهری به شهر دیگر می‏روند و کسی که با بدن و جسم خود خدمت رسانی می‏کند، چون اینها وسیله‭های منفعت و اسباب رفاه هستند، رفاه و آسایش و لوازم مورد نیاز را از دور و نزدیک و از کوه و دشت و دمن و از جاههایی که مردم نمی‭توانند برای رسیدن به‭این نیازمندیها و لوازم به آنجا بروند فراهم می‏آورند، اینها نردبانی هستند که خطر ندارد و صلحی هستند که غوغا و سر و صدا ندارند، اوضاع تاجران و صنعتگران در داخل شهر و در حواشی شهرها را بررسی کن، با وجود این بدان بسیاری از اینها تنگ چشم و بخیل هستند و منافع را احتکار می‭کنند، در خیر و فروش به دلخواه خود عمل می‏نمایند، این امر درب زیان را به روی عموم می‏گشاید و عیبی است برای حکومت، بنابراین از احتکار جلوگیری کن، چون پیامبر(ص) احتکار را منع کرده و خرید و فروش باید با موازین و معیارهای منصفانه انجام شود که نه فروشنده و نه خریدار مورد ستم قرار نگیرند، هر کسی دست به احتکار زد پس از آن که او را از کارش بازداشته بودی، او را تنبیه کن و مجازاتش کن امّا در مجازات از حد فراتر نرو ».(2)  
از کلام امیر المؤمنین(رض) متوجه می‏شویم که تاجران از مهم ترین اقشار جامعه به شمار می‏آیند. بنابراین ایشان حُکّام را به اهتمام ورزیدن به بازرگانان و زیر نظر داشتن کارهایش راهنمایی می‏کند، تا تاجران به جلوه‏های منفی همچون تنگ چشمی‏‏، بُخل، احتکار و امثال آن مبتلا نشوند و نیز راهنمایی می‏کند که صنعتگران هم در معرض مشکلات و زیانهایی هستند که بازرگانان در معرض آن قرار می‏گیرند، بنابراین لازم است دستگاهی تشکیل شود که به آنها توجه نماید و آنان را در اتمام و انجام کارهایشان یاری دهد، (3)  یکی از این اقشار آسیب پذیر مالیات دهندگان هستند که کشاورزان و چاه کنان هستند، آنها نیز نیازمند توجه و اهتمام ویژه هستند و لازم است کمیته‏هایی برای رفع مشکلات اهل خراج و مالیات دهندگان تشکیل شود، چون این راه رشد و آبادانی زمین است. یکی دیگر از اصناف جامعه اسلامی‏اهل ذمه هستند، یعنی غیر مسلمانانی که تحت حمایت دولت اسلامی‏زندگی می‭کنند و مشغول کار هستند، دولت باید به آنها توجه کند و امورشان را مورد بررسی قرار دهد و دستگاهی را تشکیل دهد که امور اقتصادی و اجتماعی آنان را مورد بررسی قرار دهد(4) .
یکی از اقشار جامعه طبقه پایین مستمندان، نیازمندان و فقراء می‏باشند، در این طبقه افرادی متکدی هستند و بعضی هم قناعت پیشه کرده دست نیاز به کسی دراز نمی‭کنند، باید نیاز آنها بر آورده شود، یتیمان و سالخوردگان جزء همین طبقه به شمار می‏آیند، پس دولت مسئول است که به‭این افراد از نظر اقتصادی و اجتماعی و آموزش توجه کاملی مبذول دارد، حاکم باید برای دیدار با این طبقه‭ی محروم وقت تعیین نماید و خود مستقیماً اوضاع آنان را بررسی کند تا اینگونه احساس محرومیت را از آنها دور نماید و باید زمینه را کاملاً فراهم نماید تا محرومین بتوانند به راحتی با حاکم سخن بگویند و درد دل کنند.(5)  
------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) شرح نهج البلاغة ص611
2) شرح نهج البلاغة ص620
3) الادارة والنظام الاداری ص263
4) پیشین.
5) الادارة والنظام الاداری ص264امیر المؤمنین علی(رض) فرمود: «نباید بدکار و نیکوکار نزد تو برابر باشند، چون در اینصورت نیکوکاران نسبت به انجام نیکی بی علاقه می‏شوند و بدکاران بیشتر بدکاری را تمرین می‭کنند، و هر یک از این دو گروه را به پاداش کاری که کرده‭اند برسان و بدان که رفتار نیکو با رعیت و دورکردن مشکلات از آنها و مجبور نکردنشان به انجام اموری که در توانشان نیست، مهم ترین چیزی است که نشان می‏دهد حاکم نسبت به رعیت حسن ظن دارد، باید به رعیت حسن ظن داشته باشی زیرا حسن ظن خستگی و رنج بزرگی را از تو دور می‏نماید و کسی که کار شما را نیک می‏داند باید بیشتر به او خوش بین باشی».(1)  
تربیت با مجازات و پاداش امری است که قرآن از آن سخن گفته و نشانه‏های آن در داستان ذوالقرنین به وضوح آشکار است، چنان که خداوند متعال می‭فرماید:
(قَالَ أَمَّا مَن ظَلَمَ فَسَوْفَ نُعَذِّبُهُ ثُمَّ يُرَدُّ إِلَى رَبِّهِ فَيُعَذِّبُهُ عَذَابًا نُّکْرًا(87) وَأَمَّا مَنْ آمَنَ وَعَمِلَ صَالِحًا فَلَهُ جَزَاءً الْحُسْنَى وَسَنَقُولُ لَهُ مِنْ أَمْرِنَا يُسْرًا(88)) (كهف/87-88) 
(ذوالقرنین بدیشان) گفت: امّا کسانی که ستم کنند