ن دو شهر را تصاحب خواهند کرد.(11)  این روایات از نظر سند واهی و ضعیف هستند که دلیل مناسبی برای بی اعتبار بودن آنهاست، از نظر متن نیز مضطرب و منکَرند و همه با فرض و تخمین مطرح شده‏اند که اگر چنین شود چنان خواهد بود، پس این روایات تاریخ را به صورت واقعی آن نقل نمی‭کنند ومشخص است که هوا پرستیها و دخالت شخصی راوی و تمایلات رافضی‏گری در این روایات تأثیر زیادی دارد.(12) 
بر سر‏کار گذاشتن فرمانداران جدید از جانب امیر‏المؤمنین علی‏(رض) در شهرهای دوردست، مردم را برای بیعت کردن بهتر تشویق می‭کرد، دوران فتوحات را برای آنان یادآوری می‭کرد و راه را برای مهارتهای جدیدی باز می‭کرد که به حرکت در آیند و در خدمت دین خدا باشند.(13) 
امیر المؤمنین‏علی بن ابی‏طالب‏(رض) از استعداد و توانمندی رهبری برخوردار بود و مردم و اوضاع حاکم بر جامعه را می‏شناخت، او فرمانداران را عزل می‭کرد تا کسانی دیگر غیر از آنها را که برای تحقق انسجام اداری و سیاسی بین خلیفه و همکارانش مناسب می‏دید به جایشان انتخاب نماید، همانگونه که قبلاً عمر‏(رض) تعدادی از فرمانداران ابوبکر(رض) را عزل نمود و عثمان(رض) نیز بعضی از فرمانداران عمر را عزل کرد، پس علی هم حق داشت که کسی را که خود مصلحت می‏دید عزل کند و کسی دیگر را به جای او تعیین‏کند.(14) 
امّا بعضی از نویسندگان معاصر در این قضیه که علی (رض) فرمانداران عثمان را عزل کرده از حقیقت دور شده و این موضع را نا‏مناسب تفسیر کرده‭اند، بعضی این کار علی را دلیلی بر پایداری وی برحق و ضرورت تغییر عنوان نموده‏‭اند و بعضی آن را نشانه‭ی ضعف آگاهی سیاسی علی دانسته‏اند و گفته‏اند که از نظر سیاسی بهتر آن بود که او این فرمانداران، به خصوص معاویه را باقی می‏گذاشت تا آنکه اوضاع آرام می‏شد و در شهرها برای علی بیعت گرفته می‭شد، همه‭این تفسیرها بر محور روایات واهی و بی اساسی ارائه می‏شوند که در آنها: مغیره بن شعبه دو پیشنهاد متضاد در مورد فرمانداران به علی‏(رض) داد(15) ، علاوه بر این باید دانست که علی (رض) یک امام مجتهد بود و می‭توانست در صورت مصلحت همه فرمانداران عثمان را عزل نماید.
پیامبر‏(ص) که معصوم است خالد بن سعید بن عاص را به عنوان فرماندار صنعاء و عمرو بن عاص را به فرمانداری عمّان منصوب کرد(16) ، امّا پس از ایشان ابوبکر صدیق(رض) خالد را عزل کرد و به جایش مهاجر بن ابی‏امیه را گذاشت، عمرو را عزل نمود و به جایش حذیفه بن محصن را منصوب کرد.(17)  ابوبکر(رض) دو فرمانده بزرگ خالد‏بن‏ولید و مثنی بن حارثه رضی‏الله عنهما را به عنوان فرمانده منصوب کرد، امّا بعد از وی عمر‏(رض) آنها را با اینکه صلاحیت و کفایت داشتند، عزل نمود.(18)  عمر(رض) عمرو بن عاص را به فرمانداری مصر منصوب کرد(19)  و مغیره بن شعبه(رض) را به عنوان فرماندار کوفه مقرر نمود(20)  اما بعد از او عثمان(رض) این دو را از مقامشان عزل کرد و ابن ابی سرح(21)  را به فرمانداری مصر و سعد بن ابی وقاص(22)  را به فرمانداری کوفه منصوب کرد.
آیا انسان خردمند و عاقل، از ابوبکر، عمر و عثمان(رض) به خاطر اینکه فرمانداران را عزل کرده‭اند انتقاد می‏کند؟ هر زمانی اوضاع و شرایط متناسب با خود را دارد، کسی که بعداً می‏آید اجتهاد و نظری دارد که فرد سابق نداشته است و کسی که حضور دارد چیزهایی را می‏بیند که فرد غایب نمی‏بیند.(23) 
این گفته بعضی از نویسندگان معاصر که علی(رض) همه فرمانداران عثمان(رض) را عزل کرد صحت ندارد، بلکه ‭ایشان فقط معاویه بن ابی سفیان در شام(24)  و خالد بن ابی العاص بن هشام در مکه را عزل کرد.(25) 
در بصره‭ فرماندار آن عبدالله بن عامر از آن بیرون رفت و عثمان کسی دیگر را به جای او تعیین نکرد.(26)  در یمن یعلی بن منیه(رض) که امیر بود اموال خراج را می‏گرفت و بعد از کشته شدن عثمان(رض) به مکه رفت و به طلحه و زُبیر پیوست و با آنها در جنگ جمل حضور یافت، ابن ابی سرح فرماندار مصر برگشت و پسر عمویش را به عنوان جانشین خود در آن جا تعیین کرد و وقتی که به مصر بازگشت، دید که ابن ابی حذیفه بر آنجا مسلط شده است و ابن ابی حذیفه او را از مصر بیرون راند، وی به رمله در فلسطین رفت ودر همان جا درگذشت.(27)  اینگونه فرمانداران یمن و بصره خودشان از مقام فرمانداری کناره گیری کردند؛ فرماندار مصر ابن ابی حذیفه را عزل کرد و امیر المؤمنین علی(رض) فرماندار کوفه رادر پست خود باقی گذاشت. پس در حقیقت علی (رض) فقط معاویه فرماندار شام و خالد بن ابی العاص فرماندار مکه را عزل کرد، امیر المؤمنین علی‏(رض) به همانصورت افراد برگزیده و منتخب را به عنوان فرمانداران مسلمین منصوب کرد، یکی از فرماندارانی که‭ایشان او را منصوب کرد سهل بن حنیف انصاری بود، او صحابی بزرگواری است که در جنگ بدر و اُحد حضور داشته است و در روز جنگ اُحد آنگاه که مردم پراکنده شدند، او در کنار پیامبر (ص) ایستاد و با ایشان بر مرگ بیعت کرد، با تیراندازی از پیامبر (ص) دفاع می‭کرد، وی همچنین در غزوه‭ی خندق و دیگر جنگها با پیامبر‏(ص) همراه بود.(28)  علی‏(رض) این صحابی بزرگوار را فرماندار تعیین کرد و عثمان بن حنیف را به عنوان فرماندار بصره مقرر کرد؛ عثمان بن حنیف صحابی بزرگوار و از انصار بود و در زمان عمر‏(رض) به فرمانروایی عراق تعیین شده‏بود، (29)  قیس بن سعد بن عباده را به عنوان فرماندار مصر منصوب کرد، (30)  او در زمان پیامبر(ص) رئیس پلیس و فردی هوشیار و بخشنده بود.(31)  عبیدالله بن عباس بن عبدالمطلب را به عنوان فرماندار یمن تعیین کرد، (32)  عبیدالله صحابی بود و یک سال از برادرش کوچکتر است، وی فردی شریف و ستوده بود.(33) 
در مورد اینکه بعضی از نویسندگان گفته‏اند که علی‏(رض) فرمانداران را پیش از آنکه اهالی شهرها با او بیعت کنند عزل کرده است، باید گفت برای اینکه امام و رهبر فرماندارن شهرها را تعیین کند، شرط نیست که مردم با او بیعت کرده باشند و همه مسلمین بر این اتفاق دارند، بلکه وقتی اهل حل و عقد با هر خلیفه‭ای بیعت کردند همه شهرهای تابع مرکز مسلمین باید بیعت نمایند و اگر تعیین فرمانداران مشروط به بیعت اهالی شهرها بود بیعت صدیق‏(رض) کامل نمی‏گردید، چون قبل از آنکه اهل مکه، طایف، حواشی و بحرین با او بیعت نمایند لشکر اسامه را فرستاد و با منکران زکات و مرتدین جهاد کرد. همچنین عمر فاروق(رض) در آغاز خلافتش خالد بن ولید را عزل کرد و ابی عبیده بن جراح را به فرماندهی کل لشکر مسلمین در شام تعیین کرد. این زمانی بود که هنوز بیعت اهل یمن به او نرسیده بود. همچنین عثمان‏(رض) قبل از رسیدن بیعت شهرها در امور مسلمین شروع به تصرف کرد.(34)  
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) الخلفاء الراشدین بخار ص 374
2) عثمان بن عفان، صلابی ص 264-289
3) تاریخ طبری 5/461 تا 463
4) منبع سابق 5/463
5) خلافة علی عبد الحمید علی ص 103
6) انساب الاشراف 2/36
7) انساب الاشراف 2/36
8) الاستیعاب 2/371
9) خلافة علی بن ابی طالب، عبدالحمید ص 103، تاریخ الاسلا