و تاریخ نگار (خلیفه بن خیاط) از فرمانداری نام برده‌است که‌از سوی علی(رض) بر سند مستقر شده بود و می‌گوید: او گروهی را جمع آوری کرد و در ایام علی(رض) به سند رفت، امّا در یکی از جنگ‌ها او و همراهانش شکست خوردند و از لشکر او جز اندکی باقی نماند، (8)  همچنین از جمله فرمانداران علی(رض) (یزید بن حجیه تمیمی‌) را نام برده که‌ از سوی علی(رض) بعد از جنگ صفین به عنوان فرمانداری بر شهر (ری) منصوب گردید، سپس علی(رض) او را به اتهام دستبرد در خراج دستگیر نمود و در کوفه زندانی کرد و سپس او نزد معاویه در شام گریخت، (9)  فرماندار مدائن سعد بن مسعود ثقفی بود که ‌او نقش مهمی‌در رویارویی با خوارج ایفا نمود و نامه‌های فراوانی بین علی و او و فرماندهان جنگی علی(رض) در مورد خوارج رد و بدل گردید، چون خوارج کوشیدند خود را به مدائن برسانند، (10)  و معروف است که سعد در زمان عدم حضورش برادر زاده‌اش مختار بن ابی عبید ثقفی(11)  را به عنوان جانشین خود در مدائن قرار داد و علی(رض) به علت اینکه مختار ثقفی دستبرد نامشروعی(12)  در اموال خراج زده بود بر او خشمگین شد، سعد یکی از فرماندهان معروف و به نام علی به شمار می‌آید و شاید نزدیک بودن حوزه فرمانداری او به کوفه دلیل اصلی مشارکت او با علی(رض) در بسیاری موارد بود.
 مورخ ابوحنیفه دینوری اسامی ‌بعضی از فرمانداران علی را در مناطق مختلف ذکر کرده‌است.(13)  
از آنچه گذشت دیدیم که علی(رض) تلاش‌های زیادی برای سامان دادن امور ولایت مبذول نمود و او با مشکلات ودشواری‌های زیادی در مورد فرمانداری‌ها مواجه بود و شماری از ولایت‌ها مثل یمن و حجاز و مصر از قلمرو حکومت او خارج شدند و همچنین موفق نشد که بر بعضی از ولایت‌ها همچون شام و فلسطین چیره شود و سرزمین‌هایی که همواره تحت تصرف حکومت او بودند، یعنی عراق و فارس هم مشکلاتی بر او داشتند و او در این دو سرزمین از مشکلات زیادی رنج می‌برد و در رأس همه مشکلات مشکل خوارج بود که در این مناطق ظهور کرده بودند، به خصوص در سالهای اخیر حکومت علی(رض) خوارج بیشتر عرض اندام می‌کردند، بنابراین در نتیجه ‌اوضاع این مناطق کاملا آرام نبود و همچنین در فارس و خراسان و سجستان شورش‌های متعددی سر بر افراشت که در بعضی‌ها فرمانداران علی(رض) کشته شدند، از بارزترین مشکلاتی که علی(رض) با آن موجه گردید اختلاف با برخی از فرمانداران بود که در نتیجه ولایت‌های آنان را از دستشان گرفت، مثل جریربن عبدالله در همدان و مفضله بن هبیره در اهواز و غیره و اینگونه روشن می‌شود که علی(رض) دوران خلافت خویش را با جهاد در جبهه‌های داخلی سپری کرد، جبهه‌هایی که بسیاری اوقات او را از سامان بخشیدن آن سرزمین آنگونه‌ای که خود می‌خواست باز می‌داشتند و ایشان (رض) با مشکلات و موانع زیادی روبرو بود که توان و انرژی ایشان را از بین بردند و تلاش‌های او را بی نتیجه کردند و این مشکلات توجه تاریخ نگاران را معطوف به خود نموده، در نتیجه‌ آنها بدان پرداخته‌اند و امور ساماندهی و اداری این ولایت‌ها را زیر نظر گرفته‌اند.(14) 
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) تاریخ طبری
2) تاریخ خلیفه‌ابن خیاط ص 193، الولایة علی البلدان 2/24
3) فتوح البلدان ص 207، الولایة علی البلدان 2/24
4) فتوح البلدان 324، الولایة علی البلدان 2/25
5) تاریخ یعقوبی 2/95، تاریخ طبری 6/27، 47
6) الانساب سمعانی 7/438، الولایة علی البلدان 2/25
7) البدایة و النهایه 7/310، الولایة علی البلدان 2/25
8) تاریخ خلیفه ص 200، الولایة علی البلدان 2/25
9) نهایة الارب 20/197، الولایة علی البلدان 2/26
10) تاریخ طبری5/690
11) تاریخ طبری 5/690
12) التمهید و البیان ص186، الولایة علی البلدان 2/26
13) الاخبار الطوال ص 26 به نقل از الولایة علی البلدان 2/26
14) الولایة علی البلدان 2/27<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:372.txt">مقدمه</a><a class="folder" href="w:html:373.xml">نخست: موضع علی در برابر فرمانداران عثمان(رض) و خویشاوندان کارگزار او</a><a class="text" href="w:text:376.txt">دوّم: نظارت علی (رض) بر فرامانداران خود و رهنمودهای وی</a><a class="folder" href="w:html:377.xml">سوم: صلاحیتهای داده شده به فرمانداران در دوران علی(رض)</a><a class="folder" href="w:html:390.xml">چهارم: مفاهیم مدیریتی در سیره علی بن ابی طالب(رض)</a></body></html>بعد از شهادت امیر المؤمنین عثمان(رض)، با علی(رض) به عنوان خلیفه بیعت شد، و از آنموقع به بعد نا‏آرامی‏گوشه‏های مختلف دولت را فرا گرفته بود، بنابراین با علی(رض) در شرایط سخت و دشواری بیعت شد، شرایطی که دولت اسلامی‏امنیت و ثبات خود را از دست می‏داد، نابسامی‏خود را در مدینه به وضوح نشان می‏داد و نیز در گوشه‏های مختلف قلمرو حکومت اسلامی ‏بحران و نا آرامی‏سایه می‏افکند، مشاوران و خیر خواهان خطر پیش رو را احساس مي كردند، از این رو بعضی از آنها در ابتدا پیشنهاداتی را برای مهار اوضاع به علی(رض) ارائه دادند و بیشتر آنها در مورد فرماندهان اظهار نظر می‏کردند.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:374.txt">1- موضع علی(رض) در برابر فرمانداران عثمان(رض)</a><a class="text" href="w:text:375.txt">2- علی(رض) برخی از اقوام خود را به عنوان فرماندار تعیین می کند</a></body></html>امیر‏المؤمنین علی(رض) نیک این موضع را می‭دانست که‭ از عوامل اساسی فتنه، عدم رضایت گروهی از مردم از فرمانداران عثمان(رض) است آن هم تنها به دلیل شایعاتی بود که سران فتنه‏جو و آشوبگر علیه عثمان(رض) و فرماندارانش پخش کرده‏بودند، که البته به دلیل ناتوانی یا ستمگری فرمانداران نبود، امّا بسیاری از نویسندگان معاصر وقتی از سیاست علی(رض) در منصوب کردن فرمانداران سخن می‏گویند سخن خود را اینگونه آغاز می‏کنند: علی(رض) بعد از در دست‏گرفتن زمام خلافت راضی نبود که فرمانداران تعیین شده از سوی عثمان(رض) حتی برای یک لحظه در مقام خود باقی بمانند، دینداری و امانتداری ایشان(رض) چنین اجازه‭ای نمی‏داد.(1)  
واقعاً چه اتهام زشتی که عثمان(رض) و فرماندارانش را بدان متهم می‭کنند، من به‭این اتهام در کتاب (تیسیر الکریم المنان فی سیرة عثمان بن عفان(رض)) پاسخ داده‏ام و در مورد حقیقت و ماهیت فرمانداران عثمان در یک بحث کامل(2)  به بحث و پژوهش پرداخته‏ام، پس برای آگاهی بیشتر به آنجا مراجعه کنید.
کسانی که فرمانداران عثمان(رض) را مورد انتقاد و عیب جویی قرار داده‏اند به روایاتی واهی و پوچ اما معروف و شایع استناد کرده‭اند 
الف- اولین روایت: از این روایت‏‏ها از واقدی نقل شده که می‭گوید: ابن عباس گفت: عثمان مرا فرا‏خواند و به امیر حج منصوبم کرد، سپس وقتی به مدینه آمدم مردم با علی(رض) بیعت کرده‏بودند، من به خانه‏ی علی(رض) رفتم، دیدم که مغیره بن شعبه با او تنها نشسته، من منتظر ماندم تا او بیرون رفت، آنگاه در مورد خواسته‏ی وی پرسیدم، علی(رض) گفت: او قبل از این هم به من گفته بود: به عبدالله بن عامر و معاویه و فرمانداران عثمان(رض) پیغام بفرست و آنها را بر مقامشان با