د و مي‌گويد: 
وقتی به ‌ابتدای شهر رسيديم، خبر به مردم رسيد، در پی این خبر همه جمع شدند، علي امامت نماز صبح را برایمان برعهده گرفت، وقتی كه نماز تمام شد همه را‌يك صف نمود و خود در روبروی ما ايستاد و بعد از سپاس و ستايش خدا نامه‌ي رسول‎ الله (ص) را بر آنان خواند، پس از آن کل مردم (همدان) در‌يك روز مسلمان شدند و علي طی نامه‌ای موضوع مسلمان شدن مردم همدان را به رسول ‎الله (ص) گزارش داد، وقتی نامه به دست پيامبر(ص) رسيد، آن را خواند و به شكرانه‌ي مسلمان شدن آنان به سجده ‌افتاد و فرمود: «السّلام علي همدان، السّلام علي همدان»1: (سلام بر مردم همدان، سلام بر مردم همدان! ).
رسول الله(ص) بسيار حريص بود كه جبهه‌ي جنوبي تسليم حاكميّت دولت اسلام شود و قبايل‌ يمن مسلمان شوند و اين اهميّت در ثمره‌هاي واضحي كه با دعوت اسلامی‌محقق شد، آشكار است، تعداد زيادي از هيئت‌هاي اعزامی‌‌كه ‌از تمام نقاط به سمت مدينه راهي شدند، نتايج اهتمام پيامبر(ص) نسبت به دعوت مردم آن ديار به ‌اسلام بود كه ‌اعزام نيروهاي دعوت و تبليغ پياپي و به صورت گسترده به ‌يمن ادامه داشت و سرمايه‌هاي اعزامی‌نيز به پيشرفت و نشاط نيروهاي دعوتگر كمك شاياني مي‌كرد، به همين دليل ابتدا خالد بين وليد، سپس علي بن ابي طالب را به آن منطقه ‌اعزام نمود، ضمناً به كانونهاي قدرت و مراكز اثرگذار در جوامع و تشکیل دولت اسلامی‌توجَه شایانی داشت و علي در فضاي اين فهم و باور بزرگ از اسلام تربيّت مي‌شود.(1) 
به دستور رسول ‎الله (ص) علي در ‌يمن بين مردم به قضاوت بپردازد، علي(رض) خود اين موضوع را بازگو مي‌كند و مي‌گويد: رسول‎ الله (ص) مرا به يمن فرستاد، گفتم: اي رسول خدا مرا به ميان قومی‌ مي‌فرستي كه‌از من مسن‌ترند و من جوانم و در قضاوت تجربه و شناختي ندارم، علي مي‌گويد: دست مباركش را بر سينه‌ام گذاشت و گفت: «اللهم ثبت لسانه واهد قلبه، ‌يا على إذا جلس إليك الخصمان فلا تقض بينهما حتى تسمع الآخر، ما سمعت من الأول، فإنك إذا فعلت ذلك تبين لك القضاء»: (پروردگارا! زبانش را ثابت بدار و قلبش را هدايت فرما، اي علي وقتي دو طرف خصومت در برابرت نشستند، تا حرف از هر دو طرف نشنيدي در بين‌شان قضاوت نكن، زیرا در غیر اینصورت قضاوت برايت روشن نمي‌شود» بعد از آن هيچ مسئله‌ي قضايي برايم پيچيده و مشكل نشد.(2) 
بعد از انتشار اسلام در‌يمن، مردم احساس كردند نيازمند آموزش مسائل ديني در سرزمين خود هستند و بايد كساني باشند كه در بين آنان طبق حكم خدا قضاوت كنند، به همين دليل پيامبر(ص) تعدادي از صحابه از جمله معاذ و ابوموسي اشعري و علی که‌ از همه‌ي كساني كه به يمن فرستاده شدند با فضيلت‌تر بود، به نقاط مختلف‌ يمن فرستاد، همانگونه كه در كتابهاي تاريخ، حديث و فقه بخش عمده‌ای از قضاوتهاي علي در‌ يمن ثبت شده ‌است، از جمله:
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) زاد المعاد 3/596 إسناد آن صحيح است
2) فضايل الصحابه 2/871 إسناد آن حسن است، ش/1995.حنش از علي روايت مي‌كند كه گفت: رسول‎ الله (ص) مرا به ‌يمن فرستاد، پيش قومی ‌رفتيم كه گودالي براي شكار شير حفر كرده بودند، چهار نفر در كنار همين گودال كه شيري در آن به دام افتاده بود، با هم درگير شده بودند، در حين درگيري ‌يكي از آنها به داخل چاله ‌افتاده بود و خودش را به ‌يكي ديگر گیر داده بود كه نيفتد و به ترتيب هر‌ يك ديگري را گرفته بود، در نتيجه هر چهار نفر داخل چاله ‌افتاده بودند و بر اثر زخمها هر چهار نفر هم مرده بودند، اولياء هر چهار نفر، ادعاي خونخواهي داشتند. در نتيجه ‌اسلحه برگرفتند و آماده جنگ با همدیگر شده بودند، در همين حال بود كه علي به منطقه‌ي آنان آمد و خطاب به ‌آنان گفت: آيا مي‌خواهيد با هم بجنگيد در حالي كه رسول ‎الله (ص) زنده‌است؟! با هم نجنگيد، من در ميان شما قضاوت مي‌كنم، اگر قبول كرديد و پسنديديد كه قضاوت همان است و اگر نپذيرفتيد، دست نگه داريد و پيش پيامبر(ص) برويد تا او در ميان شما قضاوت كند و هر كس بعد از آن تجاوز كرد هيچ حقي ندارد.
قضاوت علي به اين صورت بود كه‌ از ميان قبايل حاضر در اطراف چاه ‌یک چهارم و یک سوّم و نصف ديه و ديه‌ي كاملي را جمع آوري كنند، یک چهارم ديه را به نفر اوّل و یک سوّم ديه را به نفر دوّم و نصف ديه را به نفر سوّم و ديه كامل را به اولياء نفر چهارم بدهند، آن قبايل داوری علي را نپذيرفتند و نزد پيامبر(ص) آمدند، در كنار مقام ابراهيم با ايشان ملاقات كردند، سپس ماجرا را برايش بازگو كردند، فرمود: «من در ميان شما قضاوت مي‌كنم» و نشست، مردي از آنان گفت: علي در ميان ما قضاوت كرده و قضاوتش را بازگو كرد، رسول‎ الله (ص) قضاوت او را تأييد و به مرحله ‌اجرا گذاشت.(1) 
--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) فضايل الصحابه، ش/1239 إسناد آن صحيح است.از زيد بن ارقم روايت است که گفت: در‌ يمن سه نفر با ‌يك زن که‌ پاک از عادت ماهیانه بود، همبستري كرده بودند، آنها را پيش علي آوردند، علي از دو نفر سؤال كرد: آيا اعتراف مي‌كنيد كه‌ این زن حامله بچّه‌اش از شماست؟ گفتند: خير، تا از همه سؤال كرد، از دو نفر كه سؤال مي‌كرد قبول نمي‌كردند، وقتي دسته جمعي سؤال مي‌كرد اعتراف مي‌كردند، در ميانشان قرعه كشي كرد و بچّه را به همان فردي داد كه قرعه به نام او در آمده بود و گفت: بايد(دو سوّم) ديه را به ‌آن نفر ديگر بپردازي.(1)  به پيامبر(ص) خبر دادند كه علي اين گونه قضاوت كرده ‌است، ایشان چنان خنديد كه دندانهايش ديده مي‌شد. اين خنده رسول‎ الله (ص) از خوشحالي و نشانه‌ي تأييد و صحّت قضاوت امير مؤمنان علي بود.(2) 
از اين روايت چنان به نظر می‌رسد كه‌ آن سه نفر هنوز مسلمان نشده بودند، چون اين كارشان در دين اسلام حرام است.(3)  
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) منهج علي بن ابي طالب في الدعوة إلي الله /87.
2) سنن النسائي (66/182) حاشية السندي.
3) منهج على بن أبى طالب في الدعوة إلى الله: ص(88).در حج وداع، علی خود را به رسول ‎الله (ص) رساند، وقتی که پیامبر(ص) شصت و سه شتر را با دستان مباركش قرباني كرده بود و اين عدد، شماره‌ي سالهای عمر مبارك ايشان بود، سپس دست نگه داشت و به علي دستور داد بقیه‌ی شترها را كه سی و هفت رأس بودند قرباني كند، در مجموع صد شتر بود، علي برخي از مناسكش را كه با رسول ‎الله (ص) انجام داده‌ است، براي ما بازگو مي‌كند و مي‌گويد: پيامبر(ص) در حالي كه ‌اسامه بن زيد را درپشت سر خود بر روی شترش جای داده بود، در سر زمین عرفه‌ ايستاد و فرمود: «هذا الموقف و كل عرفه موقف»: (موقف همين جا است و تمام عرفه موقف است) و به ‌آرامی‌اندكي به جلو رفت، مردم به سمت راست و چپ مي‌رفتند و رسول ‎الله ‏(ص) نگاه می‌كرد و مي‌گفت: «السّكينه، السكينه، ايّها الناس»: (اي مردم! آرامش تان را حفظ كنيد، آرام گيريد) تا اينكه به «وادي محسر» آ