یزی جز اسلام یا شمشیر پذیرفته نمی‌شود، امّا از مشرکین عجم سرانه گرفته می‌شود و اهل کتاب از عرب و عجم اگر از پذیرفتن اسلام امتناع ورزیدند و از ما خواستند که در مقابل تأمین امنیت جان و مال آنها از ایشان سرانه بگیریم، قبول می‌کنیم (11)  و از علی(رض) روایت است که می‌گفت: آنها پیمان ذمی‌ ودن را پذیرفته‌اند تا مال و جان و خونشان همچون خون ما مصون باشد(12)  و علی(رض) با مهربانی و نرمی‌از آنها مالیات (سرانه) می‌گرفت و در مبلغ آن آسان می‌گرفت، از عبدالملک بن عمیر روایت است که گفت: مردی از قبیله‌ی ثقیف به من گفت: علی بن ابی طالب (رض) مرا به عنوان عامل جمع آوری مالیات مقرر کرد و فرمود: برای گرفتن یک درهم هرگز کسی را شلاق نزن و آنها را مجبور به فروش آذوقه‌ی و لباس زمستان و تابستان مکن و مردی را در پی یافتن یک درهم از جا بلند مکن، میگوید: گفتم: ای امیرالمؤمنین در این صورت به همان حالتی که از پیش تو رفته‌ام نزد تو بر می‌گردم، فرمود: اگر به همانصورت هم که می‌روی بر گردی سخت مگیر، وای بر تو! ما فقط دستور داده شده‌ایم که‌ آنچه‌ اضافه هست را از آنان به عنوان سرانه بگیریم.(13) 
----------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) المغنی 6/444، فقه‌الامام علی 2/716
2) المغنی 6/444
3) المحلی 9/129
4) فقه‌الامام علی 2/721
5) مصنف عبدالرزاق 4788
6) منبع گذشته 14786
7) فقه‌الامام علی 2/752
8) الاعتصام 2/19
9) مقاصد الشریعه ص 602
10) مصنف عبدالرزاق 8/278، موسوعه علی ص 22
11) فقه‌الامام علی 2/756
12) المغنی 8/375، فقه‌الامام علی 2/756
13) کنز العمال 14346، المغنی 8/537<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:338.txt">1- مجازات مرتد</a><a class="text" href="w:text:339.txt">2- مجازات زنا</a><a class="text" href="w:text:340.txt">3- مجازات شراب</a><a class="text" href="w:text:341.txt">4- مجازات دزدی</a></body></html>امیرالمؤمنین علی(رض) گفت: سه بار از مرتدّ درخواست توبه می‌شود، اگر به اسلام بازگشت که خوب و گرنه کشته می‌شود.(1)  دلیل کشتن مرتدّ حدیثی است که‌ابن عباس از پیامبر(ص) روایت می‌کند که فرمود: «من بدّل دینه فاقتلوه» (2) : (هرکس دینش را تغییر داد او را بکشید) و دلیل اینکه باید از مرتد درخواست توبه می‌شود حدیثی است که جابر بن عبدالله روایت می‌کند که پیامبر(ص) مردی را که مرتد شده بود چهار بار به توبه فراخواند(3) و در مورد دعوت به توبه زندیق یعنی کسی که ‌اظهار اسلام می‌کند و در درون کافر است، دو قول نقل شده ‌است :
الف- در دعوت دادن مرتد و زندیق به اسلام و توبه فرقی نیست.(4)  
ب- کسی که‌ اظهار ارتداد و بازگشت از اسلام می‌نماید به توبه و بازگشت به اسلام دعوت داده می‌شود و زندیق به توبه فراخوانده نمی‌شود، أثرم با سند خود نقل می‌کند که عربی را که مسیحی شده بود پیش علی (رض) آوردند، علی(رض) از او خواست که توبه کند و به اسلام بازگردد، امّا او نپذیرفت، آنگاه حضرت علی(رض) آن مرد را کشت و گروهی را نزد او آوردند که نماز می‌خواندند امّا زندیق بودند و گواهان عادل به زندیق بودنشان گواهی دادند، امّا آنها انکار کردند و گفتند: ما دینی جز اسلام نداریم، آنگاه علی(رض) آنها را کشت و از آنها درخواست توبه نکرد و گفت: آیا می‌دانید چرا از مسیحی خواستم که توبه کند و به اسلام برگردد؟ چون او کیش خود را آشکار کرده بود از او خواستم که توبه کند، امّا زندیق‌هایی را که گواهان به کفرشان گواهی دادند کشتم چون آنها با وجود چند شاهد انکار کردند. (5)  و در مورد زنی که مرتد می‌شود از علی(رض) دو قول نقل شده‌است: 
الف- در اینکه کشته می‌شود با مرد فرقی ندارد و این قول از ابوبکر (رض) هم نقل شده و حسن و زُهری و نخعی و مکحول و حماد و مالک و لیث و اوزاعی و شافعی و اسحاق نظرشان همین است(6) .
ب- زن کنیز کشته نمی‌شود و این قول حسن و قتاده‌ است، چون ابوبکر(رض) زنان قبیله‌ی بنی حنیفه و فرزندانشان را وقتی که‌ این قبیله مرتدّ شد برده و کنیز قرار داد و یکی از آنها را به علی(رض) داد و علی(رض) از او صاحب فرزندی به نام محمد بن حنفیه گردید و این در حضور جمعی از صحابه انجام شد و کسی اعتراض نکرد، از این رو این مسئله به اجماع انجام شد(7) ، همانگونه که داستان فرستاده شدن لشکری به سوی بنی ناجیه ‌از سوی علی (رض) دلیلی بر این نظریه ‌است، بعداً در این مورد سخن گفته خواهد شد و در این داستان آمده‌ است که جنگجویان قبیله بنی ناجیه کشته شدند و زنان و فرزندانشان به اسارت در آمدند (8) . 
امیر المؤمنین علی(رض) مرتدّین را با شیوه‌های مختلف متناسب با وضعیت و حالت هریک به نحو ذیل به قتل رسانید: 
الف- گردن زدن مرتد با شمشیر، چنان که علی بن ابی طالب(رض) در جواب نامه‌ی محمدبن ابی بکر که ‌از او در مورد دو مسلمان که کافر شده بودند پرسید، فرمود: آن دو نفر که کافر شده‌اند، اگر توبه کردند خوب است و گرنه گردنشان را بزن(9) .
ب- زدن و کتک کاری تا مرگ، در مصنّف ابن ابی شیبه آمده ‌است که مردی مسیحی را نزد علی(رض) آوردند که مسمان شده بود و دوباره مسیحی شده بود، علی(رض) از او چیزی پرسید و او جواب داد، سپس علی(رض) به سوی او رفت و با پایش به او لگدی زد، آنگاه مردم بلند شدند و او را زدند تا اینکه ‌او را کشتند.(10)  
ج- سوزاندن بعد از کشتن، چنان که در داستان مستورد عجلی که مسلمان شد و سپس مرتد گردید آمده ‌است، که علی(رض) بعد از آن که‌او را کشت وی را سوزاند، شاید علی(رض) به خاطر این جسد او را آتش زد که مبادا قومش قبر او را باز کنند و جسد او را دربیاورند و قومش مبلغی پول پیشنهاد کردند که در مقابل تحویل جسد او بپردازند امّا علی(رض) نپذیرفت.(11) 
د - کشتن با سوزاندن در آتش، چنان که در داستان علی با سبئیه ذکر شد.(12) 
 کشتن مرتد سبب حفظ و صیانت دین می‌شود که ‌از جمله‌اهداف شریعت حفاظت از دین است، ملاحظه نمودیم که خلفای راشدین در اجرای احکام الهی در مورد هواپرستان و آنهایی که‌از دایره دین خارج بودند چقدر جدی و کوشا بوده‌اند و مجازاتی را که مناسب هر یک بود به او می‌دادند و از بزرگترین مجازات‌های هوا پرستان یکی کشتن مرتدین و جنگیدن با آنها بود، چنان که خلفای راشدین چنین کردند و آنها فرموده‌ی پیامبر(ص) را اجرا کردند که فرمود: «لا یحلّ دم امرئ مسلم یشهد أن لا إله‌الاّ الله ‌الاّ بإحدی ثلاثٍ: الثیّب الزّانی و النّفس بالنّفس و التّارک لدینه ‌المفارق للجماعة »): ریخت خون مسلمانی که به لا اله‌الا الله گواهی جایز نیست مگر در یکی از این سه مورد: متاهل زناکار، کشتن در مقابل کشتن کسی دیگر و کسی که دینش را ترک می‌کند و از جماعت مسلمین جدا می‌شود)(13) . ابن تیمیه می‌گوید: اگر مرتد کشته نشود، هر کسی که به دین می‌گرود از دایره ‌آن بیرون می‌رود، بنابراین کشتن مرتد حفاظت از دین و اهل دین است و کشتن مرتد از کم شدن مسلمین و بیرون رفتن از اسلام جلوگیری می‌کند.(14)  
------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) مصنف ابن ابی شیبه 10/138
2) بخاری ش 3017
3) مجمع الزوائد 6/662 روایت ضعیف است
4) مجمع الزوائد 6/66