شدن چهار ماه و ده روز وضع حمل کرد، باید چهار ماه و ده روز را برای سپری شدن عدّه در نظر بگیرند و اگر قبل از وضع حمل چهار ماه و ده روز تمام شد عدّه‌ی او وضع حمل است، این مطلب از ابن رشد و غیره نقل شده ‌است، (37)  عبدالرحمن معقل می‌گوید: نزد علی بودم که مردی از او در مورد عدّه‌ی زن حامله‌ای پرسید که شوهرش وفات یافته، گفت آن زن باید دیرترین عدّه را بگذراند (38) . 
از شعبی روایت است که می‌گوید: عدّه‌ی زن حامله وضع حمل و چهارماه و ده روز هر کدام طولانی تر باشد همان است(39)  و علی (رض) با جمع کردن آیه:(وَأُوْلَاتُ الْأَحْمَالِ أَجَلُهُنَّ أَن يَضَعْنَ حَمْلَهُنَّ):(40) (و عدّه زنان باردار، وضع حمل است و آیه: 
(وَالَّذِينَ يُتَوَفَّوْنَ مِنکُمْ وَيَذَرُونَ أَزْوَاجًا يَتَرَبَّصْنَ بِأَنفُسِهِنَّ أَرْبَعَةَ أَشْهُرٍ وَعَشْرًا)
(41)(و كساني كه‌از شما (مردان) مي‌ميرند و همسراني از پس خود به جاي مي‌گذارند، همسرانشان بايد چهار ماه و ده شبانه‌روز انتظار بكشند (و عدّه نگاه دارند).ایشان با جمع کردن دو آیه‌ی فوق به هر دو عمل کرده‌است، چون نسبت بین این دو آیه نسبت عموم و خصوص است و نمی‌توان با عمل به یکی، آن را بر دیگری ترجیح داد پس به خاطر بیرون رفتن از دایره‌ی تردید و گمان و رسیدن به یقین و سالم ماندن از تعارض، به هر دو عمل می‌شود.(42)  امّا قول راجح این است که در هر دو صورت عدت زن وضع حمل است و در حدیث صحیح از عبدالله بن عتبه روایت است که سبیعه بنت حارث به او گفت: من در عقد نکاح سعد بن خوله بودم و سعد از کسانی است که در بدر حضور داشته‌است و در زمان حج وداع در حالی که حامله بودم سعد وفات یافت و بعد از وفاتش دیری نگذشت که وضع حمل کردم و و پس از طی دوران زایمان و نفاس خود را برای خواستگاری آراستم، ابوالسّنابل بن بعکک نزد من آمد و گفت: چرا خود را آراسته‌ای؟ شاید می‌خواهی ازدواج کنی؟ سوگند به خدا که نمی‌توانی ازدواج کنی مگر بعد از آن که چهارماه و ده روز از وفات شوهرت گذشته باشد. سبیعه می‌گوید: وقتی این را شنیدم لباسهایم بر تن خود پیچیدم و شامگاه نزد پیامبر (ص) آمدم و او را در این مورد پرسیدم، در پاسخ من فرمود: وقتی وضع حمل کرده‌ای عده‌ات تمام شده و مرا دستور داد که ‌اگر می‌خواهی ازدواج کن(43)  و رأی اکثریّت علمای مسلمین همین است. گفته شده: بعد از شنیدن این حدیث بر این قول اجماع شده‌است (44) .
شعبی می‌گوید: تصدیق نمی‌کنم که علی گفته باشد عدّه‌ی زن حامله‌ای که شوهرش وفات یافته که طولانی‌ترین مدّت در میان چهار ماه و ده روز یا زایمان باشد (45) . شاید حدیث سبیعه به علی(رض) نرسیده، به خاطر این چنین می‌گفت و گر نه با حدیث صحیح نمی‌توان مخالفت کرد(46) .
------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) فقه‌الامام علی 1/456
2) المحلی 7/418
3) فقه‌الامام علی 1/456.
4) تفسیر طبری 6/56، تفسیر قرطبی 6/78
5) تفسیر طبری 6/56
6) مصنف عبدالرزاق 10034، کنز العمال 15651
7) طبری 5/65، بدایه‌المجتهد 1/465
8) مسلم کتاب الاضاحی 3/1567
9) فقه‌الامام علی 1/468
10) المغنی 1/75 امجموع 1/2
11) کنز العمال 2576، فقه‌الامام علی 1/476
12) المغنی 4/296
13) فقه‌الامام علی 1/477
14) المنتقی 7/270، فقه‌الامام علی 1/495 المنتقی 7/270، فقه‌الامام علی 1/495
15) فقه‌الامام علی 1/495
16) مصنف ابن ابی شیبه 9/427
17) منبع مذکور 9/427
18) اعلاء السنن تهانوی 17/464
19) مسلم 4/1770 ش 2260
20) اعلاء السنن تهانوی 17/464، فقه‌الامام علی 1/501
21) همان منابع سابق.
22) المغنی 9/17
23) بیهقی نقل از فقه‌الامام علی 1/502
24) فقه‌الامام علی 1/502
25) منبع مذکور 2/509
26) مسلم کتاب النکاح 2/1027 ش 1407
27) مصنف عبدالرزاق 6/196
28) کنز العمال 45664، مصنف عبدالرزاق 10677، فقه‌الامام عی 2/535
29) فقه‌الامام علی 2/536
30) مصنف عبدالرزاق 10517
31) المدوّنه 2/280، المغنی 6/2581
32) فقه‌الامام علی 2/562
33) المغنی 7/22
34) المغنی 7/22، المعلی 7/69، تفسیر قرطبی 3/93
35) سنن ابی داود 2/256، الجامع الصغیر 2/539
36) فقه‌الامام علی 2/586
37) بدایة المجتهد 2/95، نیل الاوطار 8/77
38) مصنف ابن ابی شیبه 4/300
39) منبع سابق 4/298
40) طلاق/4
41) بقره/ 234
42) سبل السلام 3/198
43) بخاری 5318، مسلم 14/14
44) المغنی 7/473، فقه‌الامام علی 2/716
45) سُبُل السّلام 3/198
46) فقه‌الامام علی بن ابی طالب 2/6171- جوایز پادشاه
امیرالمؤمنین علی(رض)فرمود: گرفتن پاداش پادشاه ‌اشکالی ندارد و آنچه ‌از حلال به شما می‌دهد بیشتر از حرام آن است (1)  همچنین می‌گوید: از پادشاه چیزی درخواست مکن، ولی اگر به شما داد آن را بگیر، چون دارایی‌های حلالی که در بیت المال هست از چیزهای حرامی‌که در آن هست بیشترند(2) .
2- هدیه دادن به خاطر دفع ظلم و گرفتن حق
از دیدگاه علی(رض) چنان که‌ابن حزم از او نقل می‌کند: هر کس فردی را در رسیدن به حقی یاری کند، یا ستمی ‌را از او دور نماید، جایز نیست از کسی که به او کمک کرده هدیه‌ای قبول کند.(3) 
3- ضمان نبودن عاریه
از دیدگاه علی(رض) اگر کسی چیزی را به عاریه بگیرد و بدون تجاوز و تقصیر نسبت به آن، آن چیز تلف شود از او خسارت گرفته نمی‌شود(4)  و علی(رض) می‌گوید: ضمانت و پرداختن خسارت عاریه لازم نیست، چون عاریه دادن نیکی و احسان است مگر آنکه خلافی صورت گیرد، آنگاه دادن خسارت لازم می‌شود.(5) 
4- ضمان نبودن ودیعه
ودیعه‌ امّانتی است که به دست امّانتدار سپرده می‌شود و اگر بدون تعدی و کوتاهی وی تلف شود پرداختن خسارت بر امّانتدار لازم نیست و علی(رض) می‌گوید: امّانتدار و کسی که چیزی را برای استفاده عاریه گرفته‌است ملزم به پرداخت خسارت نمی‌شود.(6) 
5- فروختن غنیمت به کفّار
از دیدگاه علی(رض) فروختن اموالی که مسلمین در جنگ از کافران به غنیمت گرفته‌اند به خود کافران جایز نیست، از امّ موسی روایت است که گفت: مقداری ظروف طلایی از ظروف عجم را نزد علی(رض) آوردند، او خواست آن را بشکند و بین مسلمین تقسیم نماید، مردمانی از دهقانها گفتند: اگر این ظرف‌ها را بشکنی قیمتشان کاهش می‌یابد، ما آن را از شما می‌خریم، علی(رض) گفت: نمی‌خواهم چیزی را که خدا از دست شما گرفته به شما بازگردانم، آنگاه علی(رض) آن را شکست و بین مسلمین تقسیم کرد، (7)  امیرالمؤمنین علی(رض) این کار را کرد تا کفار افتخارات خود را به یاد نیاورند و با بازگرداندن به آنها سودی عاید آنها نشود.
6- تضمین صنعتگر
به منظور حفظ اموال مردم باید صنعتگر ضامن اموالی باشد که مردم به منظور اصلاح یا درست کردن چیزی تحویل صنعتگرمی‌دهند، شاطبی می‌گوید: خلفای راشدین چنین قضاوت نمودند که صنعتگر ضامن است.
 علی بن ابی طالب(رض) می‌گوید: جز این چیزی به طلاح مردم نیست، (8)  و ضامن قرار دادن صنعتگر تحقق هدفی از اهداف شریعت است مبنی بر حفظ و صیانت اموال مردم از تلف شدن (9)  و در مصنف عبدالرزاق آمده که علی(رض) از خیاط و صنعتگر و امثال آن در صورتی که جنس کسی را تلف می‌کردند، خسارت می‌گرفت تا اینگونه حق مردم ضایع نشود(10) .
7-بستن پیمان با اهل ذمّه و سخت نگرفتن در پرداخت سرانه
امیرالمؤمنین علی(رض) می‌گوید: از مشرکین عرب چ