 تحمّل سختیهای سفر و بدون داشتن مرکب و سواری، در هوای گرم روز و تاریکی شبها، تنها و بدون همدم و مونس، مسیر هجرت را طی کرد و خودش را به رسول‎ الله رساند، تا در کنار او با آرامش زندگی کند و با پای ورم کرده و دل لبریز از محبّت و شوق راه را طی کرد تا این که در قبیله بنی عمرو بن عوف به خانه‌ی کلثوم بن هدم رفت و این خآنهای بود که پیش از او پیامبر در آنجا پیاده شده بود.(4) 
به این ترتیب هجرت علی با فداکاری و تحمّل مشکلات شجاعانه به پایان رسید. در مدّت کوتاه که علی در قباء بود، متوجه شد شخصی نیمه‌های شب به درب خانه زن مسلمانی بیوه می‌آمد و درب می‌زد، زن بیرون می‌رفت و چیزی از دست او می‌گرفت، بجاست این داستان را از زبان امیر المؤمنین علی بشنویم. روایت است که علی (رض) می‌گفت: از کار آن شخص مشکوک شدم، لذا از آن زن پرسیدم: این کیست که هر شب درب خانه‌ات را می‌زند و بیرون می‌شوی و چیزی از او می‌گیری؟ و تو مسلمانی و شوهر نداری؟! گفت: آن فردی که هر شب می‌آید سهل بن حنیف است که با خبر شده من زنی بی کس هستم، هر شب بُتهای قومش را می‌شکند و بجای هیزم برایم می‌آورد تا از آنها استفاده کنم.
(راوی می‌گوید: (همواره علی این کار سهل را از تمام خیرش بهتر و با ارزش تر می‌دانست، تا این که در عراق در کنارش وفات کرد(5) ، اینجا صفت والای هوشیاری و آگاهی را ملاحظه می‌کنیم که در واقع باید هر مسلمانی به این صفت آراسته باشد و از حوادثی که در اطرافش اتّفاق می‌افتد غافل نباشد.
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) تاریخ طبری 374/2.
2) تاریخ طبری 374/2، البدایة و النهایة 335/7 و جولة تاریخیة /424.
3) الکامل فی التاریخ 106/2.
4) الطبقات الکبری 22/3، السیره‌ابن هشام 129/2 و ابن اسحاق بدون سند آورده و جولة تاریخیة /425.
5) محمد رسول‎الله، صادق عرجون 421/2.1- در حالت رکوع و سجده نباید قرآن خواند
علی بن ابی طالب (رض) می‌گوید: پیامبر خدا (ص) مرا از خواند قران در رکوع و سجده نهی کرد(1) . 
2- هر کس نماز نخواند کافر است
 امیر المؤمنین علی بن ابی طالب (رض) را پرسیدند: ای امیرالمؤمنین رأی شما در مورد زنی که نماز نمی‌خواند چیست؟ گفت: هر کس نماز نخواند کافر است(2) .عبدالله بن شقیق می‌گوید: اصحاب رسول خدا ترک هیچ عملی را کفر نمی‌دانستند جز نماز که ترک آن را کفر می‌دانستند، چون عبادتی است که با آن انسان وارد اسلام می‌شود و با ترک آن از دایره‌ی اسلام بیرون می‌رود مثل شهادتین، (3)  و این حکم را فرموده پیامبر (ص) تأیید می‌نماید که می‌فرماید: «إنّ بین الرّجل و بین الشّرک و الکفر ترک الصّلاة »: (فاصله‌ی بین انسان و شرک و کفر نماز است)(4) . امّام نووی میگوید: تارک نماز اگر منکر وجوب آن باشد به اجماع مسلمین کافر و از دایره ‌اسلام خارج است مگر آن که تازه مسلمان باشد و مدتی آنچنانی با مسلمین همراه و آمیخته نبوده باشد که‌از وجوب نماز آگاه باشد، ولی اگر کسی به واجب بودن نماز معتقد باشد و از روی تنبلی و سُستی آن را نخواند چنانکه بسیاری از مردم اینگونه هستند، عُلماء در مورد چنین کسی اختلاف نظر دارند، امّام مالک و شافعی رحمها الله و توده‌ی زیادی از سلف و خلف بر این هستند که ‌این فرد کافر شمرده نمی‌شود، بلکه فاسق است و باید از او درخواست توبه شود و اگر توبه کند که خوب است و گرنه به عنوان حد و مجازات کشته خواهد شد مثل زناکار متأهلی(محصن) که باید کشته شود، امّا تارک نماز با شمشیر کشته می‌شود و همچون زناکار سنگسار نمی‌گردد و گروهی از سلف معتقدند که تارک نماز کافر است و همین نظریه ‌از علی بن ابی طالب روایت شده و یک روایت از احمدبن حنبل همین است. عقیده‌ی عبدالله بن مبارک و اسحاق بن راهَوَیه و برخی از شاگردان شافعی همین است. امّام ابوحنیفه و گروهی از اهل کوفه و مُزَنی همدم و شاگرد امّام شافعی بر این باورند که تارک نماز کافر نیست و کشته هم نمی‌شود، بلکه باید تعزیر و تنبیه و زندانی شود تا وقتی که نماز می‌خواند.(5) 
3-اعاده نماز در همان وقت
اگر نمازگذار نمازش را خوانده بود و بعد از آن به خاطر فضیلت در نماز جماعت شرکت کرد، (6)  نماز اوّل که بدون جماعت خوانده فرض محسوب می‌شود و تکرار آن نزد علی(رض) نفل است. این از ابن قدامه نقل شده و حارث از علی رضی الله عنه در مورد کسی که تنها نماز می‌خواند و سپس در جماعت شرکت می‌کند نقل کرده که گفت: نماز واجب همان اوّلی است، (7)  یعنی نماز دوّم برای او نفل به حساب می‌آید و دلیلش حدیثی است که ‌ابوذر روایت می‌کند و می‌گوید: پیامبر خدا (ص) خطاب به من فرمود: «چگونه خواهی بود وقتی کسانی بر شما فرمانروایی کنند که نماز را ضایع می‌کنند، یا از وقتش آن را به تاخیر می‌اندازند، اگر نماز را با آنها خواندی بخوان زیرا برایت نفل به حساب می‌آید» (8)  وجه ‌استدلال با حدیث در این است که نماز دوّم را که با جماعت خوانده می‌شود، نفل قرار داده (9)  و اگر نماز مغرب را تکرار کند نزد امّام علی باید به آن رکعتی بیافزاید، حارث از علی روایت می‌کند: اگر مغرب را اعاده کرد یک رکعت به آن اضافه کند.(10) 
4- قضای نمازهای فوت شده
 هرکسی نمازش فوت شد واجب است قضای آن را به جا آورد، از دیدگاه‌ امّام علی مستحب است که بلافاصله قضای آن را به جا آورد و او می‌گوید: اگر کسی در حال خواب بود و نمازش قضا شد یا فراموش کرد، باید وقتی که بیدار می‌شود یا نمازش را به یاد آورد نمازش را بخواند(11)  و مسلمین بر همین اجماع کرده‌اند، (12)  به دلیل فرموده‌ی پیامبر (ص) که فرمود: هرگاه فردی از شما خواب رفت و نمازش قضا شد و یا آن را فراموش کرد، هر وقت آن را به یاد آورد، آن را بخواند، زیرا خداوند می‌فرماید: وَأَقِمِ الصَّلَاةَ لِذِكْرِي :(نماز را برای یاد من برپادار) (13) .
5- نماز تراویح
از ابی عبدالرحمان سلمی‌ روایت است که علی در ماه رمضان با آنها نماز تراویح را با امّامت بر پاداشت(14)  و از اسماعیل بن زیاد روایت است که گفت: در ماه رمضان وقتی علی از کنار مساجد می‌گذشت و در آنها چراغها روشن بودند می‌گفت: خدا قبر عمر را روشن کند، همان طور که مساجد ما را روشن کرده‌است، (15)  و اجماع مذاهب اهل سنّت بر خواندن نماز تراویح، به دلیل حدیثی که ‌ابوهریره (رض) از پیامبر (ص) روایت می‌کند که فرمود: هر کسی در ماه رمضان با ایمان و چشمداشت پاداش نماز شب بخواند گناهان گذشته‌اش بخشوده می‌شوند(16)  و نماز شب و قیام همان تراویح است، بنابراین تراویح سنّت است (17) 
 از دیدگاه ‌امّام علی خواندن تراویح با جماعت بهتر است همانگونه که خود آن را با جماعت می‌خواند، (18)  و مردم را به قیام تراویح رمضان فرمان می‌داد و برای مردان یک امّام و برای زنان یک امّام دیگر مقرّر می‌کرد، عرفجه می‌گوید: من پیشنماز زنان بودم(19)  و در رهنمود پیامبر (ص) اصل تراویح ثابت است، از عروه بن زبیر روایت است که عایشه(رض) فرمود: پیامبر (ص) شبی به مسجد رفت و نماز (شب) را بر پا داشت و مردانی با اقتدا به او نماز خواندند