)
------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) فقه علی بن ابی طالب قلعجی ص 508باید قاضی با اهل نظر و علما مشورت داشته باشد تا حق را به خوبی درک کند و اشتباه نکند، چنانچه علی (رض) یکی از اعضای هیئت مشاوره‌ی بود که خلفای راشدین در موقع پیش‌آمد مشکل بر مشورت با او حریص بودند. الخصاف در (ادب القاضی) روایت کرده که وقتی دو طرف دعوا نزد عثمان بن عفان می‌آمدند، به یکی می‌گفت علی را بیاور و دیگری را می‌گفت طلحه و زبیر و شماری از اصحاب رسول خدا (ص) را فرا بخوان، وقتی آنها نزد او می‌آمدند به طرفین می‌گفت: سخن بگوئید و وقتی طرفین حرفهایشان را می‌زدند عثمان (رض) رو به صحابه می‌گفت: چه می‌گوئید؟ اگر آنها سخنی موافق با قول او می‌گفتند، با همان قضاوت می‌کرد و بیشتر از این به طرفین مهلت نمی‌داد.(1) 
------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) شرح ادب القاضی خصاف 1/305 موسوعه علی ص 508<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="folder" href="w:html:327.xml">نخست: فقه علی (رض) در عبادات</a><a class="folder" href="w:html:337.xml">دوّم: در مورد مجازات‌ها</a><a class="text" href="w:text:342.txt">سوم: احکام قصاص و جنایات‌</a><a class="text" href="w:text:343.txt">چهارم : در مورد تعزیرات</a></body></html><?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:328.txt">مقدمه</a><a class="text" href="w:text:329.txt">* احکام طهارت</a><a class="text" href="w:text:330.txt">* احکام نماز</a><a class="text" href="w:text:331.txt">*احکام غسل و تکفین میت</a><a class="text" href="w:text:332.txt">*احکام زکات</a><a class="text" href="w:text:333.txt">* احکام ‌روزه</a><a class="text" href="w:text:334.txt">* احکام حج</a><a class="text" href="w:text:335.txt">احکامی که  به عبادات ملحق شده‏ اند</a><a class="text" href="w:text:336.txt">احکام متعلق به معاملات مالی</a></body></html>امیر المؤمنین علی بن ابی طالب (رض) در بیان احکام عبادات برای مردم از هیچ کوششی دریغ نمی‌ورزید و از دانش و آگاهی دینی فراوانی برخوردار بود و احکامی‌که وی برای مردم بیان کرده‌ است نیاز به کتاب(1)  قطوری دارد که ما فقط به مجموعه‌ احکامی‌در این کتاب به شرح ذیل اشاره می‌کنیم: 
-------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) صحیح سنن ابی داود آلبانی 1/751- ادرار دختر بچه شسته شده و بر ادرار پسر بچه‌ آب پاشیده می‌شود
 امیر المؤمنین علی (رض) گفت: ادرار دختر بچه باید شسته شود، ولی ادرار پسر بچه تا وقتی که غذا خوردن را شروع نکرده با آب پاشیدن بر محل ادرار پاک می‌گردد، به دلیل اینکه وقتی حسین بن علی (رض) در آغوش پیامبر (ص) ادرار کرد، لبابه بنت حارث گفت: ای پیامبر خدا، لباست را بده تا بشویم و لباس دیگر بپوش، فرمود: برای پاک شدن ادرار پسر بچه فقط پاشیدن آب کافی است و ارار دختر بچه باید شسته شود.(1) 
2- آیا شخص خوابیده در حالت نشسته وضویش باطل می‌شود؟
عبدالرّزاق در مصنّف خود روایت می‌کند که علی و ابن مسعود و شعبی در مورد کسی که نشسته به خواب می‌رود، می‌گویند: وضو گرفتن برای او لازم نیست، (2)  حدیث پیامبر (ص) بر همین رأی دلالت می‌نماید که می‌فرماید: بند بستن مقعد چشمها هستند، بنابراین هر کس خوابید باید وضو بگیرد(3) .
3- شستن منی و وضو گرفتن از آن
 امیر المؤمنین علی (رض) گفت: من مدتی دارای منی زیاد بودم، فردی (4)  را مأمور پرسیدن دراین باره ‌از پیامبر (ص) نمودم، به خاطر اینکه دختر پیامبر (ص) همسرم بود شرم داشتم خود بپرسم، رسول خدا در جواب فرموده بود: (وضو بگیر و محل آلوده با منی را بشوی)(5) .
4- خواندن قرآن بدون لمس آن جز با جنابت در همه حال جایز است
علی بن ابی طالب (رض) می‌گوید: پیامبر(ص) در همه حالات به ما قرآن می‌آموخت و برای ما می‌خواند جز وقتی که در حال جنابت و از عامر شعبی روایت است که گفت: از ابا الغریف همدانی شنیدم که می‌گفت: علی بن ابی طالب بعد از قضای حاجت گفت: قرآن بخوانید مگر زمانی که جنابت داشته باشید، اگر در جنابت بودید حتی یک کلمه‌ از قرآن را نخوانید.(6) 
5- همبستر شدن با زن حائض
 عمر (رض) از علی پرسید: در مورد کسی که با زن خود در حالت حیض همبستر شده چه می‌گویی؟ گفت: کفاره‌ای بر او نیست جز اینکه باید او توبه کند، (7)  و امّت به اجماع آمیزش با زن حائض را حرام می‌دانند(8)  زیرا خداوند متعال می‌فرماید: 
(وَيَسْأَلُونَکَ عَنِ الْمَحِيضِ قُلْ هُوَ أَذًى فَاعْتَزِلُواْ النِّسَاء فِي الْمَحِيضِ وَلاَ تَقْرَبُوهُنَّ حَتَّىَ يَطْهُرْنَ فَإِذَا تَطَهَّرْنَ فَأْتُوهُنَّ مِنْ حَيْثُ أَمَرَکُمُ اللّهُ) (بقره/222) 
و از تو درباره (آميزش با زنان به هنگام) حيض مي‌پرسند. بگو: زيان و ضرر است (و علاوه‌از نافرماني، بيماريهائي به دنبال دارد). پس در حالت قاعدگي از (همبستري با) زنان كناره‌گيري نمائيد و با ايشان نزديكي نكنيد تا آن گاه كه پاك مي‌شوند. هنگامی‌كه پاك شوند، از مكاني كه خدا به شما فرمان داده ‌است (و راه طبيعي زناشوئي و وسيله حفظ نسل است) با آنان نزديكي كنيد.
6- مباشرت با زن حائض
از علی (رض) پرسیدند: وقتی زن در دوران قاعدگی (حیض) باشد چه بهره‌ای می‌توان از او گرفت؟ فرمود: بالای لباس می‌توان از او کام گرفت، (9)  و دلیلش این است که عایشه رضی الله عنها می‌گوید: هرگاه هر یک از ما در ایام قاعدگی می‌بود پیامبر (رض) به فرمان می‌داد که ‌ازار بپوشد و سپس با او مباشرت می‌کرد.(10) 
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) صحیح سنن ابن ماجه، آلبانی 1/85
2) المصنّف 1/131
3) صحیح سنن ابی داود آلبانی 1/203
4) آن فرد مقداد بود چنان که در روایت بخاری آمده‌است.
5) مسلم، کتاب الحیض 1/247
6) مصنف عبدالرزاق 1/336
7) مصنف ابن ابی شیبه 1/59
8) بدایة المجتهد 1/57، المجموع 26/359
9) فقه‌الامام علی بن ابی طالب 1/155
10) مسلم 1/166هنگام صبح علی (رض) از ازبستر خواب رسول خدا (ص) بر خواست، وقتی که مشرکین او را دیدند یقین کردند که رسول خدا (ص) نجات یافته ‌است، لذا از علی پرسیدند: رفیقت کجاست؟ گفت: نمی‌دانم، مگر من مراقب و نگهبان او بودم که ‌از من سؤال می‌کنید؟ شما به او دستور دادید بیرون رود، او هم رفته‌ است.قتی این پاسخ شجاعانه را شنیدند، ناراحت و شدند و به خشم آمدند و علی را زدند و به مسجد الحرام بردند و چند ساعتی نگهداشتند و سپس رها کردند.(1) 
علی (رض) در حالی که مشکلات را به خاطر خدا تحمّل می‌کرد از نجات رسول‎ الله (ص) آن قدر خوشحال بود که تحمّل آزار و اذیّت دشمنان برایش گوارا بود. به همین دلیل سُست نشد و به کسی از محل رسول‎ الله (ص) چیزی نگفت و بعد از این طبق دستور پیامبر(ص) در خیابانهای مکّه به دنبال صاحبان امانتها می‌گشت و امانتهایشان را تحویل می‌داد و بعد از سه شب که در مکّه گذراند و برگرداندن امانتها به مالکان، آماده‌ی هجرت شد و حرکت کرد تا به رسول خدا (ص) ملحق شد(2) .
 در مسیر هجرت به دلیل گرمای شدید علی (رض) روزها خود را پنهان می‌کرد و استراحت می‌کرد و شب حرکت می‌کرد و با توجّه به تاریکی شب و ترس از تنهایی و پیاده بودن، در حالی به مدینه رسید که پاهایش ورم کرده بود.(3) 
آری! علی ب