شنی است بر رفتار متناقض و شگفت‌انگیزی که به آن گرفتار شده بودند، چون در حالی که ‌او را تکذیب می‌کردند و متّهم به جادوگری و دیوانگی می‌کردند و او را کذّاب قلمداد می‌نمودند، باز هم در اطراف خود کسی را نمی‌یافتند که در امانتداری و صداقت مثل او باشد، لذا چیزهای نفیس و گران بهاء و اموالی را که بیم نابودیشان را داشتند نزد کسی جز رسول‎ الله (ص) نمی‌گذاشتند و این امر نشانگر آن است که کفر ورزیدن ایشان به سبب شک و شبهه داشتن آنها در صداقت و راستگویی او نبود، بلکه در برابر حق خودخواه و متکبّر بودند از بیم اینکه رهبری و طغیان و تجاوزگری را از دست بدهند(8) ، خداوند متعال می‌فرماید :
(قَدْ نَعْلَمُ إِنَّهُ لَيَحْزُنُکَ الَّذِي يَقُولُونَ فَإِنَّهُمْ لاَ يُکَذِّبُونَکَ وَلَکِنَّ الظَّالِمِينَ بِآيَاتِ اللّهِ يَجْحَدُونَ) (انعام/33)
یعنی: (اي پيغمبر! ) ما مي‌دانيم كه آنچه (كفّار مكّه) مي‌گويند تو را غمگين مي‌سازد. (ناراحت مباش) چرا كه ‌آنان (از ته دل به صدق تو ايمان دارند و در حقيقت) تو را تكذيب نمي‌كنند. بلكه ستمكاران (چون ايشان، از روي عناد) آيات خدا را انكار مي‌نمايند.
4- پیامبر در آن شرایط سخت که به ظاهر باید دچار هراس و اضطراب شود و جز به موفقیّت هجرتش به چیز دیگری فکر نکند، باز هم به علی دستور داد که ‌امانتهای مردم را فراموش نکند که ‌انسان در آن چنان شرایطی خودش را فراموش می‌کند چه رسد به دیگران(9) .
 آری! پیامبر (ص) خیانت به مردم را تحت هیچ شرایطی جایز نمی‌داند حتّی اگر خیانت به دشمنی باشد که با او در حال جنگ و درگیری است و قصد کشتن او را دارد و از هیچ گونه‌اذیّت و آزاری نسبت به او دریغ نمی‌کند، دلیل این امر آن است که خیانت در امانت از صفات منافقان است و مؤمنان از آن بری هستند(10). 
5- این روایت دلیل قاطعی بر میزان شجاعت علی است، چون خودش می‌دانست که در حال انجام کاری است که‌او را در معرض خطری بزرگ قرار می‌دهد و چه بسا که وارد خانه می‌شدند و بدون شناسایی کسی که در رختخواب بود او را می‌کشتند و حتی احتمال داشت صبح، هنگام بیرون شدن از خانه بدون توجّه به این که ‌این فرد محمّد یا کسی دیگر است به او یورش می‌بردند و او را می‌کشتند چون تمام شب را با دقّت و حساسیّت به انتظارش سپری کرده بودند و چنانچه بدون توجه حمله می‌کردند، امری بدور از انتظار نبود. شکّی نیست که علی (رض) با در نظر گرفتن همه‌ی اینها باز هم با افتخار به اجرای دستور پیامبر (ص) مبادرت ورزید، چون اوّلاً به حدی خدا و رسول خدا را آنقدر دوست داشت که قلب خویش را به آن محبّت بخشیده بود و بالاترین آرمان و هدف او سلامتی پیامبر خدا (ص) بود اگر با فدای جان عزیز هم باشد فدا می‌کرد. دوّم اینکه: این عملیّاتی بود که جهت سلامتی جان رسول ‎الله (ص) و نجات ایشان از نیرنگ و دسیسه‌ی دشمنان، به خاطر نشر و گسترش اسلام چاره‌ای از انجام آن نبود، بنابراین حفظ وجود آن بزرگوار تحت هر شرایطی اوّلین و آخرین مصلحت بود و علی با بیش بینی تمام احتمالات مذکور در بستر خواب پیامبر (ص) خوابید و این نشانه‌ی عُمق ایمان او به قضا و قدر الهی است، لذا او به این فرموده‌ی خداوند ایمان داشت که می‌فرماید:
(قُل لَّن يُصِيبَنَا إِلاَّ مَا کَتَبَ اللّهُ لَنَا هُوَ مَوْلاَنَا وَعَلَى اللّهِ فَلْيَتَوَکَّلِ الْمُؤْمِنُونَ) (توبه/51).
یعنی: بگو: هرگز چيزي (از خير و شر) به ما نمي‌رسد، مگر چيزي كه خدا براي ما مقدّر كرده باشد. (اين است كه نه در برابر خير مغرور مي‌شويم و نه در برابر شر به جزع و فزع مي‌پردازيم، بلكه كاروبار خود را به خدا حواله مي‌سازيم، و) او مولي و سرپرست ما است و مؤمنان بايد تنها بر خدا توكّل كنند و بس.
 از طرفی پیامبر به دلیل این که به علی اعتماد کامل داشت، او را برای این مأموریّت مهم و خطیر انتخاب نمود و توانیهایی در علی دیده بود که در کسی دیگر نمی‌دید و علی نیز با آگاهی از این که‌ اگر در این راه فدا شود مقام و سعادتی نصیب او می‌شود که به هیچ قیمتی نمی‌توان به دست آورد، بنابراین با ایمان به خدا و توکّل به او پذیرفت که در بستر پیامبر بخوابد.(11) 
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) الحکمة فی الدعوة إلی الله، قحطانی/235.
2) الطبقات الکبری 22/3، تاریخ الخلفاء سیوطی/166.
3) السیرة، ابن هشام 91/2، فتح الباری236/7.
4) فتح الباری 236/7.
5) فضایل الصحابه ش/1168، إسناد آن حسن است.
6) خلفاء الرسول /36، والعشرة المبشرون بالجنة، محمد صالح
7) السیرة النبویة، سباعی /345.
8) فقه‌السيرة بويطي /153
9) الهجرة فی القرآن /364.
10) جولة تاریخیّة فی عصر الخلفاء /423.
11) جولة تاریخیة فی عصر الخلفا/426.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:321.txt">1- آگاهانه قضایای عرضه شده را مورد بررسی قرار دهد</a><a class="text" href="w:text:322.txt">2- برابری و عدم تبعیض در میان دو طرف دعوی</a><a class="text" href="w:text:323.txt">3- فریاد نزدن بر طرفین دعوا</a><a class="text" href="w:text:324.txt">4- مبارزه با انگیزه‌های نفسانی و پرهیز از تبعیض</a><a class="text" href="w:text:325.txt">5- مشاوره و رایزنی با اهل علم و نظر</a></body></html>برای آن که قاضی در احکام عدالت را تحقّق بخشد باید امور ذیل را رعایت کند:

1- آگاهانه قضایای عرضه شده را مورد بررسی قرار دهد
قضیه‌ی عرضه شده را نباید قبل از پایان تحقیق و بررسی شتابزده مورد داوری قرار دهد، از این رو علی به شُریح گفت: زبانت تا وقتی سخن نگفته‌ای برده‌ی تو است، اما وقتی سخن گفتی دیگر تو بنده و برده‌ی زبانت هستی، پس نگاه کن که چه قضاوت می‌نمایی و در چه موردی قضاوت می‌کنی و چگونه قضاوت می‌کنی؟(1) .
------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) کنز العمال 14433شخصی چند روزی میهمان علی (رض)شد سپس دعوایی را مطرح کرد، علی (رض) به او گفت: آیا تو طرف دعوا هستی؟ گفت: بله، گفت: از پیش ما برو، چون ما از این نهی شده‌ایم که طرفی را بدون حضور طرف دعوایش بپذیریم.(1)
---------------------------------------------------------------------------------------------------
1) کنز العمال ش 14429، مصنف عبدالرزاق 8/300علی بن ابی طالب (رض)ابوالاسود دوئلی را به عنوان قاضی منصوب کرد، سپس او را عزل نمود، او گفت: چرا مرا عزل کردی در حالیکه من نه خیانت کرده‌ام و نه جنایت؟ فرمود: تو را دیدم که بر طرفین دعوا فریاد می‌زنی.(1)
----------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) المغنی 9/104.قاضی باید به هیچکدام از عوامل و انگیزه‌های ترجیح یکی از طرفین بر دیگری پاسخ ندهد، خواه عامل ترجیح خویشاوندی باشد یا مال یا نفرت و... باشد، جعده بن هبیره نزد علی بن ابی طالب (رض) آمد و گفت: ای امیر المؤمنین دو نفر نزد تو می‌آیند که‌یکی شما را از خودش بیشتر دوست دارد و دیگری چنان با شما دشمنی دارد که‌ اگر می‌توانست شما را نابود می‌کرد، آیا شما به نفع دوست قضاوت می‌کنید؟ علی گفت: قضاوت چیزی است که ‌اگر در اختیار خودم می‌بود، چنین می‌کردم امّا قضاوت از آنِ خدا و برای اوست.(1