فصیل سخن گفته خواهد شد. 
--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) الاستیعاب 3/11
2) علی بن ابی طالب، دکتر علی شرفی ص 46
3) الولایة علی البلدان 2/153-163
4) الولایة علی البلدان 2/98، النظریات المالیة فی الاسلام ص 155
5) التراتیب الاداریة کتانی 1/393
6) الولایة علی البلدان 2/98
7) النظم المالیة فی الاسلام ص 157، الوالایة علی البلدان 2/99
8) اصول الفکر السیاسی الاسلامی، فتحی عثمان ص 43
9) السیاسة المالیة عثمان بن عفان، قطب ص 99
10) کتاب مذکور توسط برادر عزیز و گرامی‌مولانا عبدالله ریگی احمدی به فارسی ترجمه شده، و در انتشارات حرمین به چاپ رسیده‌است.
11) تاریخ العرب فیلیپ حتی 1/228
12) الولایة علی البلدان 2/100
13) الخراج و النظم المالیة للدولة الاسلامیة ص 131- 136<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:309.txt">مقدمه</a><a class="text" href="w:text:310.txt">اوّل :خط مشی قضائی و قانونگذاری در عهد خلفای راشدین و منابعی که صحابه در آن وقت بدان استفاده می‌کردند</a><a class="text" href="w:text:311.txt">دوّم : ویژگی‌های قضاوت در دوران خلفای راشدین</a><a class="text" href="w:text:312.txt">سوّم: مشهورترین قاضی‌های علی بن ابی طالب(رض)</a><a class="folder" href="w:html:313.xml">چهارم: اسلوب قضائی علی (رض) و دیدگاه‌ او درباره‌احکام صادره قبل از او و قاضی‌های شایسته‌ی قضاوت و محل قضاوت و مجانی بودن صدور حکم</a><a class="folder" href="w:html:320.xml">پنجم: وظایف و مسئولیّت‌های قاضی</a></body></html>امیرالمؤمنین علی (رض) زمانی زمام حکومت را به دست گرفت که عثمان شهید شد و به دنبال آن حوادثی به وقوع پیوست که در صف مسلمین شکاف ایجاد کرد، رویارویی با این حوادث برای جبران و پیوند شکافی که میان امّت پدید آمده بود، مهمترین دغدغه خاطر امیرالمؤمنین به شمار می‌رفت، این کشمکش خونین در دوران علی(رض) مانع اهتمام او به دستگاه قضایی نشد و نامه‌ی(1)  ایشان به اشتر نخعی که‌از سوی علی(رض) فرماندار عصر بود نشانگر این واقعیت است. او در این نامه می‌گوید: بهترین فرد رعیت خویش را برای قضاوت انتخاب کن که نزد تو از همه برتر و بهتر است و در حل امور در مانده نمی‌شود و شاکیان و خصوم با او دعوا نمی‌کنند و پیوسته ‌اشتباه نمی‌کند و هرگاه حق را بداند از روی آوردن به آن دریغ نمی‌ورزد، طمع نمی‌ورزد و از درک بالایی بر خوردار است، از شبهات بیش از دیگران دوری می‌نماید و بیش از همه به دلیل و برهان استناد می‌نماید و کمتر از مراجعه دعواگران خسته می‌شود و تا روشن شدن امور از همه بردبارتر و صبورتر است، در حکم از همه قاطع‌تر است و نیز باید فردی باشد که تعریف و تمجید او را فریب ندهد و گول زدن او را منحرف نکند. همواره قضاوت او را زیر نظر داشته باش و به او آنقدر حقوق بده که نیازی به مردم نداشته باشد و باید نزد تو چنان جایگاه و مقامی ‌داشته باشد که دیگر خاصان تو نداشته باشند تا اینگونه‌ از مردان پیش تو ایمن باشد.(2) 
 همچنین در این نامه ‌آمده‌ است: (با رعایت فرامین الهی انصاف را پیشه کن و با مردم منصفانه و عادلانه رفتار کن و نیز خانواده‌ات باید با مردم رفتاری عادلانه داشته باشند و هر فردی از رعیت تو که با او دوست هستی باید با مردم منصفانه رفتار نماید، اگر چنین نکنی ستم کرده‌ای و هر کسی بر بندگان خدا ستم نماید، خداوند دشمن و طرف دعوای او خواهد بود و هر کسی که خدا طرف دعوایش باشد دلیل و جهت او را در هم می‌شکند و دشمن خدا خواهد بود مگر آن که‌از ستم دست بکشد یا توبه نماید. آنچه بیش از هر چیزی سبب نابودی و از دست رفتن نعمت الهی و عذاب سریع الهی می‌شود، ظلم و ستم است، چون خداوند دعای ستمدیدگان را می‌شنود و در کمین ستمگران است (3). 
می‌بینیم که در این نامه به صفات قاضی و نیز حقوق و وظایف او اشاره شده‌ است و هر کس در مطالبی که‌ امیرالمؤمنین علی(رض) به کارگزار خود در سال(40 هجری) در مصر نوشت تأمّل کند، از آن تعهدات شگفت زده می‌شود که تا آن زمان عرب‌ها هیچ ارتباطی با تمدن‌های دیگر نداشتند و هر کس در این نامه تأمل کند تعجب می‌کند که چگونه عقل و خرد مسلمان که در پرتو نور خدا نگاه می‌کند، مفاهیم را می‌شکافد و امور حکومتی را در جای خود قرار می‌دهد به گونه‌ای که بسیار بهتر از دستورها و قوانینی است که‌ امروزه مشاهده می‌کنیم.(4) 
این دیدگاه‌امیرالمؤمنین در خصوص رفتار عادلانه با رعیت و ستم نکردن به مردم، بعدها اساس تنظیم دادرسی در دادسراها قرار گرفت.(5) 
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) وقائع ندوة النظم الاسلامیة 1/379
2) شرح نهج البلاغه به نقل از نظام الحم قاسمی‌2/103
3) منبع سابق 2/559
4) نظام الحکمة قاسمی‌2/104
5) منبع سابق 2/560أبان بن تغلب از عکرمه و او از ابن عباس روایت می‌کند که علی گفت: وقتی به رسول‎الله (ص) دستور داده شد که قبایل عرب را به اسلام دعوت کند، من و ابوبکر با پیامبر (ص) به یکی از مجالس عرب رفتیم، ابوبکر (رض) که همیشه در کارهای خیر پیش قدم بود، جلو رفت و سلام کرد، علی می‌گوید: ابوبکر نسب شناس بود.... تا جایی که گفت: به کنار گروهی رفتیم که با آرامش و وقار نشسته بودند، ابوبکر جلو رفت و سلام کرد و گفت: شما از کدام قبیله هستید؟ گفتند: شیبان بن ثعلبه، ابوبکر رو به پیامبر (ص) کرد وگفت: من و پدر و مادرم فدایت گردیم اینها مردمی‌ نیکوکارند. از مفروق که نسبت به همه‌آنها از چهره‌ای زیبا و گیسوانی بلند که‌از دو طرف روی شانه‌هایش آویزان بود و از بیانی گویا برخوردار بود پرسید: تعداد شما چند نفر است؟ مفروق گفت: از هزار نفر بیشتریم و هر گروهی که ‌از هزار نفر بیشتر باشد هرگز از کمی‌ عدد مغلوب نخواهد شد. پرسید: پایداریتان چگونه‌است؟
گفت: با قویترین و شدیدترین حالت خشم بر دشمن حمله می‌کنیم و از نظر ما اسبها از فرزندانمان بیشتر ارزش دارند و اسلحه را بر جام شراب ترجیح می‌دهیم و توفیق و یاری از جانب خداست که گاهی غالب و گاهی مغلوب می‌شویم. خطاب به ابوبکر گفت: شاید تو همان برادر قریشی هستی که ‌ادّعای نبوّت می‌کند؟
ابوبکر (رض) گفت: اگر خبر رسول خدا به شما رسیده، آن رسول خدا – با اشاره به پیامبر – همین است. مفروق پرسید: برادر قریش! ما را به چه فرا می‌خوانی؟
پیامبر فرمود:« أدعوكم إلى شهادة أن لا إله‌الا الله وحده لا شريك له، وأني عبد الله ورسوله، وإلى أن تؤووني وتنصروني، فإن قريشًا قد تظاهرت على الله، وكذبت رسوله، واستغنت بالباطل عن الحق، والله هو الغني الحميد » یعنی: از شما می‌خواهم گواهی دهید که معبود بر حقی جز الله نیست و یکتا و بی نظیر و بی شریک است و من بنده و رسول او هستم و مرا پناه و یاری دهید؛ چون قریش علیه خداوند به مبارزه بر خاسته‌اند و رسولش را تکذیب کردند و به باطل خود را از قبول حق بی نیاز دانسته‌اند و خداوند بی نیاز ستوده‌است. مفروق گفت: غیر از این به چه چیز دعوت می‌دهی؟ بخدا سوگند سخنی زیباتر از این نشنیده‌ام.
گوید: پیامبر آیات زیر را تلاوت کرد:
(قُلْ تَعَالَوْاْ أَتْلُ مَا حَ