 خلل است جزو محرمات است، مانند: جنایت بر نفس؛ مثل زنا و یا جنایت بر مال؛ مثل سرقت و یا جنایت بر دین؛ مثل رده و کفر. برای هریک از این محرمات حریم‌هایی است که از نظر افراد بصیر به دور نیست و باید از حریم حرام دور شد، تا از افتادن در حرام پرهیز شود.
برای این که ممکن است کسی بگوید من چه کنم که در محرمات نیفتم؟ شارع مقدس اسلام راه چاره را در این امر نیز نشان داد و فرمود: (أَلاَ وَإِنَّ فِي الْجَسَدِ مُضْغَةً) آگاه باشید که در بدن یک پارچه گوشتی است که می‌توان آن را در دهن مضغ کرد و جوید، و لکن همین تکه گوشت ضعیف الجثه منزلت و قدرش به پایه ایست که (إِذَا صَلَحَتْ صَلَحَ الْجَسَدُ كُلُّهُ) هرگاه به صلاح آید و شایسته شود، همه بدن به صلاح می‌آید (صَلُحَ بفتح لازم و ضم آن و فتح آن معروف‌تر است) (وَإِذَا فَسَدَتْ فَسَدَ الْجَسَدُ كُلُّهُ) و هرگاه آن تکه گوشت فاسد و تباه شود، همه بدن به فساد و تباهی می‌روند (أَلاَ وهِيَ الْقَلْبُ) آگاه باشید که آن قلب است. پس برو قلب خود را اصلاح کن تا مورد تجلی خدا قرار گیرد که در این حال مانند پلیس مخفی در برابر هر شبهه و حرامی زنگ خطر را در گوشت به طنین می‌اندازد، مبادا که آن را آلوده کنی و به ندایش گوش ندهی که فاسدکردن آن مایه فاسدشدن همه بدن است. قلب که محل آن دو انگشت زیر پستان چپ است، بدون تردید منبع اصلی حیات است، و در این تردیدی نیست که ابتدای شروع حیات در آدمی از موقعی است که برای اولین بار قلب آدمی شروع به حرکت می‌کند، ولی باید یقین کرد که اگر قلب نجنبد و خون را به مغز نفرستد، مغز چگونه می‌تواند کار کند؟ الحق که فرمانده واقعی بدن قلب است، و آغاز و پایان حیات بسته به اولین و آخرین حرکت قلب دارد.
الحاصل که فرمانده بدن قلب و یا مغز باشد، هرکدام که خدا آن را برای فرماندهی بدن آماده کرده باشد، مقصود همان است و قلب به معنی مورد عقل در آیات قرآن وارد شده است: (‏ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَذِكْرَى لِمَن كَانَ لَهُ قَلْبٌ)[ق: 37] در این جا قصد از قلب را به عقل تفسیر کرده اند، (فَتَكُونَ لَهُمْ قُلُوبٌ يَعْقِلُونَ بِهَا).[الحج: 46] و هرکدام چه قلب و چه مغز، مضغه‌ای بیش نیستند و از شیرین‌ترین تمثیل در لازم و ملزوم‌بودن ملک و رعیت یکی این که در بدن آدمی شاه قلب است و چشم و گوش و پوست و زبان و بینی و اعصاب حس و حرکت همه دربان‌ها و مخبرین هستند، و دست و پا و دیگر اعضاء رعایا هستند، همانطور که سلامت قلب و صلاح آن و تحویل و تحول خون سالم به اعضاء باعث سلامت اعضاء و رشد آنها می‌شود، همانطور هم درست کارکردن مخبرین نامبرده در رسانیدن خبر صحیح و درست کارکردن دست و پا و اعضاء دگر همه در سلامت قلب تأثیر دارند، پس قلب هم مؤثر است و هم متأثر.
همانطور هم‌سران و زیردستان که صلاح سران، مایه صلاح زیردستان و صلاح زیردستان باعث صلاح سران است. (وكما تكونوا يولي عليكم) همانطور که هستید، سرانی در خور شما بر شما زمامداری می‌کنند، خود را اصلاح کنید تا آنها اصلاح شوند. در این حدیث چه منابعی از حکمت یاد شده است، آن که حلال است، روشن و آشکار است، دل روشنی بخشد و به صلاح آرد و از نزدیک‌شدن به شبهات باز دارد و حرام مایه تاریکی دل و به فسادآمدن آن است، اگر دل با شبهات تیره شد، با گناهان تاریک خواهد شد. اگر دل به گناهی سیاه شد، به آب توبه آن را بشویید، و مگذارید که سیاهی گناه همه دل را فرا گیرد و آنگاه نه موعظه اثر کند و نه توبه، چنانکه (‏ كَلَّا بَلْ رَانَ عَلَى قُلُوبِهِم مَّا كَانُوا يَكْسِبُونَ ‏)[المطففين: 14] هرگز به صلاح نیایند، زیرا بر دلهایشان گناه همیشگی‌شان چیره شد.
برای دانستن بیماری دل و علاج آن مطالعه کتابی مانند احیاء علوم الدین مناسب و مفید است، از جمله آنچه در صلاح قلب مؤثر دانسته اند، تأمل و فهم معانی قرآن، کم خوراکی، ایستادگی به عبادت در قسمتی از شب، تضرع در سحرگاه و همنشینی صالحان و سرآمد آنها خوراک حلال و دوری از شبهات است.
نعمان بن بشیر: ابوعبدالله نعمان بن بشیر بن سعد انصاری خزرجی، پدرش بشیر در بیعت عقبه دوم حاضر بود و در تمام مشاهد از بدر تا آخرین غزوه همراه پیغمبر ص حاضر بود.
همین بشیر از حضرت پرسید: (قد عرفنا السلام عليك الخ) ما دانسته ایم چگونه سلام بر تو بفرستیم، و خدا ما را امر فرمود به صلوات فرستادن بر تو. پس چگونه صلوات بر تو فرستیم؟ حضرت فرمود: (قولو اللهم صل علي محمد وعلي آل محمد كما صليت علي إبراهيم وعلي آل إبراهيم وبارك علي محمد وآل محمد كما باركت علي إبراهيم وآل إبراهيم).
بشیر اولین انصاری است که با ابی بکر بیعت نمود، وی که همراه خالد بن الولید بود، در موقع مراجعت از یمامه و کشتن «مسیلمه کذاب» در محلی که «عین التمر» نام دارد، در سال دوازدهم هجری شهید شد. کشتن مسیلمه به وسیله وحشی انجام گرفت، وحشی نامبرده است که در حال کفر حمزه سیدالشهداء را کشت، و در حال اسلام مسیلمه کذاب را به قتل رسانید.
مادر نعمان عمره بنت رواحه از زنان صحابه است: نعمان خودش و پدر و مادرش هرسه از صحابه پیغمبرند، و نعمان اولین فرزندی بود از انصار که بعد از هجرت به دنیا آمد. همانطور که عبدالله بن الزبیر اولین فرزند از مهاجرین بود که بعد از هجرت به دنیا آمد، نعمان در اول ماه چهاردهم از هجرت پیغمبر به مدینه به دنیا آمد، نعمان در سال شصت و چهار هجری در یکی از دهات حمص سوریه به قتل رسید.
جمله حدیث‌هایی که از پیغمبر ص روایت نموده است، یک صد و چهارده حدیث است، از این جمله بخاری و مسلم بر پنج حدیث اتفاق دارند و به تنهایی بخاری یک حدیث و مسلم چهار حدیث از او روایت کرده اند، بقیه در دیگر کتاب‌های حدیث روایت شده است، نعمان مردی کریم و بخشنده و شاعر بود. رضی الله عنه و عن ابویه.
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:24.txt">متن حديث وترجمه</a><a class="text" href="w:text:25.txt">شرح حديث</a></body></html>حدیث هفتم
عن أبي رُقَيَّةَ تَميمِ بنِ أوْسٍ الدَّاريِّ -رَضِي اللهُ عَنْهُ- أنَّ النَّبيَّ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ قالَ:
(الدِّينُ النَّصِيحَةُ).
قُلْنَا: لِمَنْ؟ قالَ:
(للهِ وَلِكِتَابِهِ وَلِرَسُولِهِ وَلأَِئِمَّةِ الْمُسْلِمِينَ وَعَامَّتِهِمْ).

ترجمه حديث:
از ابی رقیه، تمیم بن اوس داری، خدا از او خوشنود باد، روایت شده که پیغمبر فرمود: دین همه اش نصیحت است. گفتیم بری چه کسانی؟ فرمود: برای خدا و برای قرآن و برای پیغمبرش و پیشوایان مسلمانان، و برای عامه مسلمانان. این حدیث صحیح را مسلم روایت نموده است.
شرح حديث:
پیامبر در فرمایش بالا دین را نصیحت دانست، نصیحت و نصح هردو مصدرند و به معنی اخلاص و تصفیه می‌آیند. وقتی که می‌گویند: (نصحت له القول) یعنی: مخلصانه به او گفتم: (نصحت العسل) یعنی: عسل را از شمع آن تصفیه و پاک نمودم، این ماده به صورت متعدی و لازم می‌آید و گفته می‌شود: نصحته ونصحت له: او را نصیحت کردم و تعدیه آن به لام فصیحتر است، و از این قبیل افعال که لازم و متعدی می‌