لَقْنَا الإِنسَانَ مِن سُلالَةٍ مِّن طِينٍ. ثُمَّ جَعَلْنَاهُ نُطْفَةً فِي قَرَارٍ مَّكِينٍ» و نيز آيات 20 و 21 و 23 سورة مرسلات كه مي‌فرمايد: «أَلَمْ نَخْلُقكُّم مِّن مَّاء مَّهِينٍ. فَجَعَلْنَاهُ فِي قَرَارٍ مَّكِينٍ. إِلَى قَدَرٍ مَّعْلُومٍ».
12ـ و از علي (ع) رسيده كه فرمود: «شما را ـ اي بندگان خدا ـ به پرهيز (از نافرماني) خدا سفارش مي‌كنم كه (پرهيزكاري) زمامدار امور و ماية استواري كارها است. پس رشته‌هاي موثَّق آنرا محكم بگيريد و به حقايق آن چنگ در زنيد تا شما را به سر منزلهاي آرامش و جايگاه‌هاي فراخ و پناهگاه‌هاي مطمئن و منزلگاه‌هاي عزّت برساند، در روزيكه ديدگان خيره مانند و آفاق در نظر آدمي تيره گردد و رمه‌هاي شترانِ ده ماهه (كه از اموال نفيس عرب بشمار مي‌آيند) واگذاشته شوند و در صُور دميده شود........... و كوه‌هاي بلند و صخره‌هاي استوار فرو ريزند و سنگه‌اي سختِ آنها چون سرابي، نرم (و محو) گردد و بلندي‌هاي آنها با زمين هموار شود، در آنروز نه شفاعت كننده اي باشد كه به شفاعت پردازد، و نه دوستي كه سود بخشد و نه پوزشي كه دفع بلا سازد(116)».
نويسنده گويد: امام (ع) اين سخنانِ تكان دهنده را از چند آية قرآن بر گرفته است. يكي آية 42 از سورة ابراهيم كه مي‌فرمايد: «وَلاَ تَحْسَبَنَّ الله غَافِلاً عَمَّا يَعْمَلُ الظَّالِمُونَ إِنَّمَا يُؤَخِّرُهُمْ لِيَوْمٍ تَشْخَصُ فِيهِ الأَبْصَارُ». ديگر، آية 4 از سورة تكوير كه در آن آمده است: «وَإِذَا الْعِشَارُ عُطِّلَتْ».
و همچنين آية 18 از سورة نَبَأ يعني: «يَوْمَ يُنفَخُ فِي الصُّورِ فَتَأْتُونَ أَفْوَاجًا» و نيز آية 20 سورة نبأ يعني: «وَسُيِّرَتِ الْجِبَالُ فَكَانَتْ سَرَابًا» و همچنين آية 18 سورة غافر كه در آنجا مي‌خوانيم: «مَا لِلظَّالِمِينَ مِنْ حَمِيمٍ وَلا شَفِيعٍ يُطَاعُ» و آية 52 همان سوره كه مي‌فرمايد: «يَوْمَ لا يَنفَعُ الظَّالِمِينَ مَعْذِرَتُهُمْ».
13ـ و از علي (ع) رسيده كه فرمود: «پس چه حالي خواهيد داشت اگر كه عمر شما به سر آيد و گورها زير و رو شوند (مردگان قبور برخيزند)؟! آنجا است كه هر كس آنچه را پيش فرستاده مي‌آزمايد و به سوي خدا، مولاي حقيقي خويش بازگردانده مي‌شوند و آنچه را به دروغ  بر مي‌ساخته اند از دست مي‌دهند(117)».
نويسنده گويد: امام (ع) اين سخن را از دو آية قرآن برگرفته است يكي آية 4 سورة انفطار يعني: «وَإِذَا الْقُبُورُ بُعْثِرَتْ» و ديگر، آية 30 از سورة يونس كه مي‌فرمايد: «هُنالِكَ تَبْلُوا كُلُّ نَفْسٍ ما أَسْلَفَتْ وَرُدُّوا إِلَى الله مَوْلاهُمُ الحَقِّ وَضَلَّ عَنْهُمْ ما كانُوا يَفْتَرُونَ».
14ـ و از علي (ع) رسيده كه به معاويه نوشت: «............... جز اين نيست كه شوري، از آن مهاجران و انصار است، پس اگر آنان  بر (انتخاب) مردي گرد آمدند و او را امام ناميدند، اين كار ماية خشنودي خدا است. آنگاه چنانچه كسي با عيب جويي يا بدعت آوري از امر ايشان بيرون رفت، او را بدان باز مي‌گردانند، و اگر خودداري ورزيد (و با دولتِ مُنتخَب در اُفتاد) با وي مي‌جنگند زيرا كه راهي جز راه عموم مؤمنان را سپرده‌است و خداوند او را بدانچه روي كرده واگذارَد.......(118)».
نويسنده گويد: امام (ع) پايانِ اين نامه را از آية 115 سورة نساء اقتباس نموده كه مي‌فرمايد: «وَمَن يُشَاقِقِ الرَّسُولَ مِن بَعْدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُ الهُدَى وَيَتَّبِعْ غَيْرَ سَبِيلِ المُؤْمِنِينَ نُوَلِّهِ مَا تَوَلَّى..».
15ـ و از علي (ع) رسيده كه در دعاي خود گفت: «............. خداوند از اينكه پيامبرمان در ميان ما نيست و دشمنانِ ما فراوانند و خواسته هايمان پراكنده است، به سويِ تو شكايت مي‌آوريم. خدايا در ميان ما و قوممان (كه به دشمني با ما روي آورده اند) به حق داوري كن كه تو بهترين داوراني(119)».
نويسنده گويد: امام (ع) پايان دعاي خود را از آية 89 از سورة اعراف بر گرفته است كه از قول شُعَيْب (ع) مي‌گويد: رَبَّنَا افْتَحْ بَيْنَنَا وَبَيْنَ قَوْمِنَا بِالحَقِّ وَأَنتَ خَيْرُ الْفَاتِحِينَ.
16ـ از علي (ع) رسيده كه به معاويه نوشت: «............ سپس از آنچه ميان من و عثمان گذشت، ياد كردي، تو خود بايد به خاطر خويشاونديِ نزديكي كه با وي داري، پاسخگوي اين امر باشي! آيا كداميك از ما دشمنيِ بيشتري با او نشان داد و به كشته شدن وي رهنمون گشت؟ آيا كسي كه ياري خود را بدو عرضه داشت (و نپذيرفت) و خواست تا  بر سر جاي خود نشيند و دست از عمل باز دارد! يا كسي كه عثمان از وي ياري خواست و او دريغ ورزيد و با اين كار، اسباب مرگ را به سوي وي كشاند تا حكم تقديرش بر او فرود آمد؟ نه هرگز، سوگند به خدا كه: «خداوند بازدارندگان شما وكساني را كه به برادرانشان مي‌گفتند به سوي ما آييد و جز اندك زماني به جنگ نمي آيند، كاملاً مي‌شناسد!».
و من عذر نمي آورم كه به خاطر كارهاي تازه، بر عثمان عيب مي‌گرفتم و اگر ارشاد و راهنمايي من بدو گناه بشمار آيد، چه بسيارند كساني كه بدون گناه، ملامت شده اند! و گاهي خير خواهان، تهمت و بدگماني بدست مي‌آورند! و من جز اصلاح تا آنجا كه توان داشتم چيزي نخواستم و توفيق من جز به ياري خدا نيست  بر او توكّل كرده ام و به سوي او باز مي‌گردم(120).
نويسنده گويد: امام (ع) در اين بخش از نامة خود، از آية 18 سورة احزاب اقتباس نموده كه مي‌فرمايد: «قَدْ يَعْلَمُ الله المُعَوِّقِينَ مِنكُمْ وَالْقَائِلِينَ لإِخْوَانِهِمْ هَلُمَّ إِلَيْنَا وَلا يَأْتُونَ الْبَأْسَ إِلَّا قَلِيلاً». و نيز از آية 88 سورة هود كه مي‌فرمايد: «إِنْ أُرِيدُ إِلاَّ الإِصْلاَحَ مَا اسْتَطَعْتُ وَمَا تَوْفِيقِي إِلاَّ بِالله عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ أُنِيبُ».
17ـ و علي (ع) در وصيّت خود به فرزندش حسن (ع) نوشته است: «...... در بارة خدا چنانكه سزاوار اوست بكوش و از ملامت هيچ سرزنش كننده‌اي باك نداشته باش(121).
نويسنده گويد: امام (ع) سخن خود را از آية 78 سورة حج گرفته است كه مي‌فرمايد: «وَجَاهِدُوا فِي الله حَقَّ جِهَادِهِ» و نيز از آية 54 سورة مائده كه مي‌فرمايد: «يُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ الله وَلاَ يَخَافُونَ لَوْمَةَ لآئِمٍ».
18ـ و از علي (ع) رسيده كه به مالك اَشْتَر نخعي رضي الله عنه هنگامي كه او را به زمامداري مصر فرستاد، چنين نوشت(122): «....... خداي ـ كه نامش بلند است ـ اين امر را بر عهده گرفته تا هر كس را كه به ياري (دين) وي خيزد، نصرت دهد و هر كس را كه (دين) وي را عزيز دارد، عزّت بخشد».
نويسنده گويد: امام (ع) اين سخن را از آية 40 سورة حج بر گرفته كه مي‌فرمايد: «وَلَيَنصُرَنَّ الله مَن يَنصُرُهُ إِنَّ الله لَقَوِيٌّ عَزِيزٌ». باز علي (ع) نوشته است: و (خداوند) بدو فرمان داد تا نفس خود را بهنگام شهوات و خواهشها فرو نشاند و بهنگام سر كشي ها آنرا باز دارد زيرا كه «نفس، به بدي، بسياري فرمان مي‌دهد مگر كسي را كه خدا رحمت آوَرَد». نويسنده گويد: امام (ع) اين سخن را نيز از آية 53 سورة يوسف اقتباس نموده كه مي‌فرمايد: «إِ