 رسول و امام را برای چه می‌خواهید جز برای اینکه مصارف حقّه و خداشناسی را از آنان اخذ کنید، پس رسول و یا امام هادی و«طریق إلی معرفة الله» می‌باشند نه اینکه محلّ توجّه به استقلال باشند، شما تمام عمر خود را مصرف کرده‌اید به شناختن طریق، ولی مقصد و هدف را به کلّی فراموش کرده‌اید، گویا هیچ هدف و مقصدی جز نان خوردن ندارید. مثلاً کسیکه می‌خواهد برود قم باید راه قم را بداند برای رسیدن به قم، امّا اگر تمام نیرو و عمر خود را مصرف کند که بفهمد اسفالت راه چقدر و عرض و طول آن چه مقدار و پیچ و خم آن چگونه است و آنقدر برای شناختن راه خود را معطّل کند که عمرش تمام شود و به قم نرسد آیا این کار جهالت نیست؟ همچنین شما تمام فکر و ذکر و مجالس و محافل و کتب خود را مصرف کرده‌اید که امام چگونه است ولایت او چه قدر و علم او چگونه است؟ ولایت بر جمادات دارد و حیوانات مطیع اویند فضائل او چقدر است مبادا تقصیر در تعریف و تمجید او شده باشد، مبادا انکار بعث بر جمادات کفر باشد مبادا از خدا کمتر نباشد مبادا از پیغمبران کمتر و یا مساوی باشند و و و امّا هنوز نمی‌دانید که تشبیه خدا به خلق شرکست و امام هم مانند شما مکلّف و تابع دین اسلام است و از مدّاحی شما خشنود نیست. سادساً شما خدا را به شاه ستمگری تشبیه می‌کنید که شاه حکومتی به فرماندارش عطا می‌کند أمّا نمی‌دانید که شاه حکومت قانونی دارد و حکومت قانونی را می‌تواند به وزیر عطا کند و او حکومت تکوینی ندارد و حکومت دینی همان حکومت قانونی تشریعی است نه تکوینی، پس این تشبیه شما تأیید ما می‌باشد. متأسّفانه کتابهای غالیان مانند دیوانهای شعرا و مدّاحان پر است از تشبیه خالق به خلق و تشبیه مخلوق به خالق و تا توانسته‌اند صفات خدا را به ستمگران و شاهان خائن داده‌اند مانند وفائی که تمام صفات خدا را به علی(ع) داده و برای خدا چیزی نگذاشته، یکجا می‌گوید : 
گر خداوند جلالش عزم خلّاقی کند
		خلق سازد عالم و آدم هزاراند و هزار

و یکجا می‌گوید 
کمتر سخای او بجهان رزق ممکنات 
		کمتر عطای او بجزا حوض کوثرا

و یکجا می‌گوید : 
علیست فرد بی‌بدل علیست فرد بی‌مثل
		علیست مصدر دوم علیست صادر اول

علیست خالی از خلل علیست عاری از زلل
		علیست شاهد ازل علیست نور لم یزل

چو این جهان فنا شود علی فناش می‌کند
		قیامت اگر بپا شود علی بپاش می‌کند

شیطان و شیعیان ساده‌دل از این اشعار کفرآمیز چقدر خوششان می‌آید ولی خود امام دشمن ایشان و از این کفریّات بیزار است «سبحان الله عمّا یصفون»، اینان گاهی صفات خدا به شاه و وزیر می‌دهند برای پول مثلاً حافظ برای شاه شجاع که یکی از سلاطین ستمگر نادان بوده می‌گوید : 
بعاشقان نظری کن بشکر این نعمت
		که من غلام مطیع و تو پادشاه مطاع

جبین و چهرة حافظ خدا جدا نکند
		زخاک بارگه کبریای شاه شجاع

و برای شاه ایلخانی که در بغداد سلطنت داشته از دور می‌نویسد : 
شان بن شاه و شهنشاه شهنشاه نژاد
		آنکه میزیبد اگر جان جهانش خوانی

گر چه دوریم بیاد تو قدح می‌نویشیم 
		بعد منزل نبود در سفر روحانی

سر عاشق که به خاک در معشوق بود
		کی خلاصش بود از محنت سرگردانی


و در مدح شاه شجاع می‌گوید : 
سحر زهاتف غیبم رسیده مژده بگوش
		که دور شاه شجاع است می دلیر بنوش

محلّ نور الهی است رأی انور شاه
		چو قرب او طلبی در صفای نیت گوش

و در جای دیگر جبرئیل را حلقه بگوش شاه شجاع قرار داده و گوید : 
داور دین شاه شجاع آنکه کرد 
		روح القدس حلقة امرض بگوش

دیوان شاعران پر است از این تملّقات و شرکیّات، کتاب شعر و موسیقی 
ما را بخوانید تا بطلان اشعار 
		شاعران را بدانید، این قدّاحان

خود را مدّاح امام می‌دانند و یک چیز طلبکارند و هر یک مدّعی ولایتند.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:3.txt">شناسنامه</a><a class="folder" href="w:html:4.xml">1- درسی از ولایت</a><a class="folder" href="w:html:38.xml">2- حدیث الثّقلین</a><a class="text" href="w:text:80.txt">بعضی از اغلاط کتاب</a></body></html>دلیل سوم غالیان قطب جهان و جواب آن 

می‌گویند امام قطب جهانست چنانکه قطب آسیا را می‌گرداند امام نیز عالم را اداره می‌کند؟ جواب آنست که : اأولاً قطب آسیا آسیا را نمی‌گرداند بلکه نیروی برق و یا آب و یا نیروی دیگری آسیا را می‌گرداند. ثانیاً قطب بودن امام مدرکی ندارد، رسول خدا ادّعا نکرد که من قطب جهانم بلکه فرمود : «أنا بشر مثلکم» من بشری مانند شمایم، اگر شما قطب جهانید رسول خدا نیز قطب جهان خواهد بود. ثالثاً قطب آسیا عقل و شعور و اراده ندارد و نباید امام و رسول را که دارای عقل و اختیارند به آن تشبیه کرد. رابعاً آیات قرآن صریحاً این قطب را ردّ می‌کند در سورة فاطر آیه 41 فرموده : 
(إِنَّ اللَّهَ يُمْسِکُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ أَن تَزُولَا وَلَئِن زَالَتَا إِنْ أَمْسَکَهُمَا مِنْ أَحَدٍ مِّن بَعْدِهِ)(فاطر / 41)
«خدای تعالی نگه می‌دارد آسمانها و زمین را از اینکه زائل و یا از مسیر خود خارج شوند و اگر زائل شوند احدی پس از خدا آنها را نگه ندارد».
پس مدیر آسمانها و زمین جز خدا کسی نیست. سورة یس فرموده:{وَالشَّمْسُ تَجْرِي لِمُسْتَقَرٍّ لَّهَا ذَلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ}سورة يــس (38) یعنی و خورشید جریان دارد برای قرارگاه خود و این جریان به اندازه‌گیری دانا و توانائی است. پس جریان و سیر جهان و بقاء آن به امرخدای منان است نه از قطب و نه از غیر قطبی. خامساً آنوقت که خدا جهانرا به وجود آورد قطبی نبود جهان چگونه بود حال نیز چنین است و درنفخة صور که تمام جهانیان می‌میرند و کسی جز خدا نمی‌ماند زمین در آن زمان به آسمان چگونه بی‌قطب برپا است. سادساً این قطب‌سازی از یک عدّه مردم نادان خرافی است به نام عرفا و صوفیان، در آنزمان که خدا بفرماید: {لِّمَنِ الْمُلْكُ الْيَوْمَ}خود پروردگار بفرماید{ لِلَّهِ الْوَاحِدِ الْقَهَّارِ} سورة غافر(16) و آیا جهان در آن زمان چگونه بدون قطب برپا ماند و این قطب‌ها کجایند؟ سابعاً این قطب‌سازی که کار یک‌عدّه مردم خرافی می‌باشد شخص عاقل و دانشمند به این خرافات استدلال نمی‌کند، سابعاً خود امیرالمؤمنین فرموده من خلافت مداوم نه جهان مدارا قطب شریعتم نه خلقت یعنی لیاقت دارم برای زمامداری مسلمین چنانکه در نهج‌البلاغه خطبة شقشقیّه اگر سندی داشته باشد فرموده: « و هو یعلم انّ محلّی منها محلّ القطب من الرّحی» یعنی او میداند که من مدار خلافتم و محلّ من از خلافت محلّ قطب است از آسیا، و اگر آنحضرت قطب جهان بود لازم بود بیان کند و در همان نهج‌البلاغه به عمر(رض) نیز فرموده : «فکن قطباً و استدر الرّحمن» و نیز به او فرموده : «لیس بعدک مرجع یرجعون الیه». به اضافه کسیکه قطب جهان باشد برای از دست دادن خلافت و زمامداری گوشه‌ای از زمین ناله نمی‌کند، غالیان از هر چه خوششان آمده نام آنرا روی امام گذاشته‌اند، از قطب آسیا خوششان آمده گفتند امام قطب است، از لنگر ساعت خوششان آمده گفتند امام لنگر زمین و آسمان است، دی