ت دیگر. ثانیاً تلخ و شور بودن آبها دارای حکمت‌های بسیاری است و اگر شیرین می‌شد برخلاف حکمت و بی‌فائده بود مثلاً آب چشمه باید شور باشد تا متعفّن نشود و ماهی‌‌ها را نگنداند، باضافه شوری آنها بواسطة املاح و عرضی است و اصلاً چنین روایت نامعقول است و ساختة کذّابین و جعّالین و اسرائیلیات است.
س- آیا آیة 74 سورة توبه که فرموده : 
(وَمَا نَقَمُواْ إِلاَّ أَنْ أَغْنَاهُمُ اللّهُ وَرَسُولُهُ مِن فَضْلِهِ )	(توبه / 74)
دلالت بر ولایت و عدم ولایت تکوینی رسول خدا دارد؟ 
ج- خیر زیرا این آیه راجع ردّ منافقین است که سخنان عداوت‌آمیزی می‌گفتند و قصد سوئی نسبت به رسول خدا داشتند و مربوط به جهان نیست، خدا می‌فرماید انکار و کینة ایشان بی‌مورد است و در عوض تشکر کینه‌ورزی می‌کنند و کینة ایشان نیست مگر برای اینکه خدا و رسول ایشان را غنی ساخته‌اند، امّا خدا به اینکه ایشانرا غرق نعمت نموده و امّا رسول خدا ایشان را هدایت کرده و از غنائم به ایشان بهره داده، اگر چه ارشاد رسول(ص) و اباحة غنائم نیز از فضل خدا می‌باشد و لذا فرموده: «من فضله» یعنی«من فضل الله»، پس این آیه راجع به منافقین است به دلالت ضمیر جمع أغناهم، مربوط به تکوین و عدم تکوین نیست و همچنین آیة 36 سورة احزاب که راجعه به زیدبن حارثه می‌باشد و مربوط بما نحن فیه نیست.
س- بعضی از اهل علم می‌گویند مطالب کتابهای شما اشکالی ندارد جز اینکه مقداری تند رفته‌اید. 
ج- تند رفتن در راه حقّ عیب نیست باید به آنان گفت شما چرا کند میروید، باید عرض کنم اینان نمی‌دانم چه اشکالی دارند که ما را تکفیر و تفسیق و لعن می‌کنند و به ما سوء ظنّ دارند در حالیکه این صفات مورد نهی خدا و قرآن است و در سورة حجرات آیة 12 فرموده : 
(يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا کَثِيرًا مِّنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ)	(حجرات / 12)
«ای اهل عالم ایمان از بسیاری از گمانها اجتناب کنید که بعضی از گمانها گناه و حرام است».
س- در سورة نمل آیة 17 فرموده : 
(وَحُشِرَ لِسُلَيْمَانَ جُنُودُهُ مِنَ الْجِنِّ وَالْإِنسِ وَالطَّيْرِ فَهُمْ يُوزَعُونَ)	(نمل / 17)
و در سوره ص فرموده : {فَسَخَّرْنَا لَهُ الرِّيحَ تَجْرِي بِأَمْرِهِ} سورة ص(36) آیا از آیات که حضرت سلیمان ریاست داشته بر جنّ و إنس و طیور و حتی بر بادها استفادة ولایت تکوینی برای سلیمان نمی‌شود؟
ج- ریاست سلیمان همان حقّ امر و نهی بر آنها است، آنها از او اطاعت می‌کردند و این عبارتست از ولایت قانونی و حکومت شرعی، ولی حضرت سلیمان مکوّن و موجد و رازق و قیّم تکوینی آنها نبود، پس ولایت تکوینی بر آنها نداشت چه برسد به اینکه بر تمام جهان و نگهدارندة آن فقط حقّ خدای سبحان است و صفات خالق در مخلوق نباشد چنانکه حضرت رضا(ع) در خطبة توحیدیة خود فرموده:«کلّ مافی الخلق لا یوجد فی خالقه و کلّ ما یمکن فیه یمتنع من صانعه». قیاس غلط و تشبیه بیجا به شیطان

شیخیّه و غلات و بلکه روضه‌خوانهای زمان ما می‌گویند چون خورشید و ملائکه آلت خلق بوده و فاعل حقیقی خدا است همانطور آل محمد(ص) نیز آلت و مجرای خلقت می‌باشند و در ادارة جهان مانند اسبابند؟ جواب ایشان آنستکه آلت به چیزی گویند که از خود اراده و شعور نداشته باشد، ولی آل محمّد(ص) دارای علم و اراده و اختیارند و نباید ایشان را آلت خلقت دانست زیرا توهین و تحقیر ایشان است، از این سخن زشت‌تر و قبیح‌تر تشبیه بعضی از گویندگان است که رسول و امام را به شیطان تشبیه می‌کنند و می‌گویند چگونه شیطان در همه جا و همه کس و در رگ و پوست همه اغوا می‌کند و حاضر و ناظر است، پس رسول و امام نیز همه جا حاضر و ناظر باشند؟ جواب این است که شیطان یکفرد نیست بلکه به قدر افراد بشر جنود الشّیاطین و لشکریان دارد، پس یک شیطان همه جا حاضر نیست، ولی رسول خدا یکنفر است و ممکن نیست همه جا حاضر باشد امّا شیاطین بسیار و میلیاردها وجود دارند و در همه جا. ثانیاً شیاطین موکّل بر بنی‌آدم و نزد بنی‌آدم می‌آیند و همه جا نیستند و مدّعای شما این است که امام همه جا و مدیر آنست. ثالثاً مقصود شما از شیطان چیست؟ بر میکروب شیطان اطلاق شده و بر قوّة شهویّه و غضبیّه نیز شیطان گفته شده و بر مردم کافر و فاسق و موذی و منافق نیز شیطان گفته شده و بر جنّ و ابلیس نیز شیطان گفته شده، حال باید معلوم شود مقصود غالیان و گویندگان چیست آیا می‌خواهند بگویند یک میکروب و یا یک مرد کافر و یا یک نفر جنّ همه جا حاضر است که این سخن باطل و خنده‌آوری است.دلیل دوم غالیان تشبیه و جواب آن

شیخیّه و غالیان تشبیه می‌کنند خدا را بسلطان، و رسول و امام را به وزیر و فرمانداران، و می‌گویند چنانکه فرماندار می‌تواند کار سلطان کند و کار او کار آن سلطان است، رسول و امام نیز باید بتواند کار خدائی کند و کار ایشان کار خدا باشد؟ جواب این است که اولاً سلطان همه جا حاضر و ناظر نیست و محتاج به وزیر و امیر و ناچار است که کار او را فرماندار انجام دهد، أمّا خدا خود همه جا  با علمش حاضر و ناظر و قادر و فعّال مایشاء است، این بیچارگان خدا را مانند بشر دانسته و فهم ایشان بیشتر از این نیست. ثانیاً سلطان و فرماندار هر دو از یک جنس و کارشان مانند یکدیگر است و هر دو عاجز و محتاج و محدودند 
امّا خدا از جنس رسول و امام نیست، خدا غنّی بالذّات و آنان محتاج بالذّاتند. ثالثاً سلطان بتوسّط وزیر و امیر اقتدار خود را نشان می‌دهد و لذا فرماندارخود را با خدم و حشم و نیرو می‌فرستد تا مردم به ناچار اطاعت او کنند. امّا خدا چنین نیست و لذا یکنفر فقیر یتیمی را برسالت می‌فرستد تا ایمان مردم روی جبر نباشد. مختصر آنکه سلطان با وزیر خود در اوصاف و افعال شباهت دارند، ولی خدا منزّه است از اوصاف بشری، شما می‌خواهید رسول و امام را بالا برید چرا خدا را تحقیر می‌کنید!. رابعاً اسلام می‌گوید تشبیه خدا به خلق نوعی از شرکست و خدا فرموده : {لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ }سورة الشورى(11)
و در آیة دیگر فرموده:{فَلاَ تَضْرِبُواْ لِلّهِ الأَمْثَالَ إِنَّ اللّهَ يَعْلَمُ وَأَنتُمْ لاَ تَعْلَمُونَ}  سورة النحل(74) خدا تشبیه نکنید برای خدا مثل نیاورید، امام رضا(ع) فرموده: «من شبّه الخالق بالمخلوق فهو مشرک» یعنی هر کس خالق را به مخلوق تشبیه کند مشرکست، حال غالیان مانند شاعرانند که خدا را به آهو و لیلی و شاه تشبیه کرده و صفات رکیک و ألفاظ زشت آنها را بر خدا اطلاق می‌کنند، و با اینهمه‌ نادانی خود را عارف می‌نامند. خامساً اگر رسول خدا مانند وزیر است چرا در دعای مشلول می‌خوانند «و لا کان معه وزیر و لا احتاج الی ظهیر» و همچنین در دعای یستشیر و در دعای جوشن کبیر: «یا من هو رب بلا وزیر».
این روحانی نمایان هیچ‌کدام از قرآن اطّلاعی ندارند و همه مغرور و خود را عالم می‌خوانند و فقط همّت خود را منحصر کرده‌اند به تعریف و مدّاحی از امامان و بدگوئی از گذشتگان و سایر فرق مسلمین، باید از ایشان پرسید شما