ند)) پس اين نيز كذب است، زيرا ابوبكر با بني حنيفه براي ايمانشان به مسيلمه و اعتقادشان به نبوت او قتال نمود. و اما مانع الزكات قوم ديگري غير از بني حنيفه بودند كه بعضي از اصحاب در قتال ايشان شبهه داشتند. ولي احدي در وجوب قتال با بني حنيفه شك نداشت. و اما قول او كه: ((حلال شمارندگان خون مسلمين و مقاتلين با امير المؤمنين را مرتد نناميدند با اينكه قول رسول خدا صلى الله عليه و سلم  را شنيده بودند كه فرمود: ((يا علي حربك حربي و سلمي سلمك)) و محارب رسول خدا صلى الله عليه و سلم  به اجماع مسلمين كافر است)). در جواب او گفته مي شود ادعاي شما كه، اصحاب رسول الله اين حديث را از رسول خدا صلى الله عليه و سلم  شنيده بودند، درست نيست اين حديث را چه كسي نقل كرده، در كتب معروف حديث چنين چيزي نيست و با سند معروفي روايت نشده، چه كسي نقل نموده كه اصحاب رسول چنين چيزي شنيده اند، بلكه اين خبر به اتفاق دانشمندان حديث دروغ و ساختگي بر رسول خدا صلى الله عليه و سلم  است. به اضافه قتال علي روز جمل و صفين به امر پيامبر صلى الله عليه و سلم  نبود بلكه به اجتهاد خود او بود چنانكه يونس از حسن از قيس بن عباد (كه از اصحاب علي و از راويان آن حضرت است) گويد: به علي گفتم ما را از اين سير به جنگ خبر ده آيا به عهد رسول خدا صلى الله عليه و سلم  بوده و يا براي خودت ميباشد؟ فرمود: براي خود من است. پس اگر محاربين با علي محارب با رسول الله و مرتد بودند بايد علي درباره ي ايشان حكم مرتدين را اجرا مي كرد ولي علي رضى الله عنه  درباره ي ايشان حكم مرتدين را اجرا نكرد و دستور داد كساني را كه پشت به جنگ كرده اند دنبال نكنند و بر مجروحين آنان آسيبي نرسانند، اموال ايشان غارت نشود، و اولادشان اسير نگردد، و همين باعث انكار خوارج شد كه گفتند اگر اينان مؤمن هستند پس چرا با ايشان قتال كردي، و اگر كفارند چرا زنان و اموالشان حرام است، پس امير المؤمنين ابن عباس را فرستاد تا با ايشان مناظره كند. ابن عباس به ايشان گفت عايشه همسر رسول خدا صلى الله عليه و سلم  در ميان ايشان است اگر بگوييد او مادر ما نيست تكذيب قرآن كرده ايد. و اگر بگوييد مادر ما مي باشد و اسيري و وطيء او حلال است كافر خواهيد شد، و آن امام در حق اهل جمل اين حديث را از رسول خدا صلى الله عليه و سلم  شنيده بودند، درست نيست اين حديث را چه كسي نقل كرده، در كتب معروف حديث چنين چيزي نيست و با سند معروفي روايت نشده، چه كسي نقل نموده كه اصحاب رسول چنين چيزي شنيده اند، بلكه اين خبر به اتفاق دانشمندان حديث دروغ و ساختگي بر رسول خدا صلى الله عليه و سلم  است. به اضافه قتال علي روز جمل و صفين به امر پيامبر صلى الله عليه و سلم  نبود بلكه به اجتهاد خود او بود چنانكه يونس از حسن از قيس بن عباد (كه از اصحاب علي و از راويان آن حضرت است) گويد: به علي گفتم ما را از اين سير به جنگ خبر ده آيا به عهد رسول خدا صلى الله عليه و سلم  بوده و يا براي خودت ميباشد؟ فرمود: براي خود من است. پس اگر محاربين با علي محارب با رسول الله و مرتد بودند بايد علي درباره ي ايشان حكم مرتدين را اجرا مي كرد ولي علي رضى الله عنه  درباره ي ايشان حكم مرتدين را اجرا نكرد و دستور داد كساني را كه پشت به جنگ كرده اند دنبال نكنند و بر مجروحين آنان آسيبي نرسانند، اموال ايشان غارت نشود، و اولادشان اسير نگردد، و همين باعث انكار خوارج شد كه گفتند اگر اينان مؤمن هستند پس چرا با ايشان قتال كردي، و اگر كفارند چرا زنان و اموالشان حرام است، پس امير المؤمنين ابن عباس را فرستاد تا با ايشان مناظره كند. ابن عباس به ايشان گفت عايشه همسر رسول خدا صلى الله عليه و سلم  در ميان ايشان است اگر بگوييد او مادر ما نيست تكذيب قرآن كرده ايد. و اگر بگوييد مادر ما مي باشد و اسيري و وطيء او حلال است كافر خواهيد شد، و آن امام در حق اهل جمل مي فرمود: برادران ما مي باشند و بر ما ياغي شده اند. و چنانكه نقل شده آن امام بر هر دو طايفه نماز خواند. به اضافه اگر اهل صفين مرتد باشند چگونه امام معصوم شما امام حسن خلافت را به مردتين واگذار نمود. از آن گذشته خداي تعالي در سوره ي حجرات آيه ي 9 ايشان را مؤمن خوانده و فرموده: (وَإِنْ طَائِفَتَانِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمَا) و رسول خدا صلى الله عليه و سلم  راجع به امام حسن فرمود: ((اين فرزندم حسن آقا است و بزودي خدا به واسطه او بين دو گروه بزرگ از مسلمين را اصلاح خواهد نمود)) عجب اين است كه خدا و رسول او اين گروهها را مسلمان و مؤمنين ناميده، ولي شيعه براي كينه ي خود آنان را كافر و مرتد مي شمرند (و بعلاوه اگر اصحاب علي مؤمن و اصحاب معاويه كافر و مرتد باشند لازم مي آيد همواره آن كفار و مرتدين بر مؤمنين غلبه و پيروزي يافته باشند در حاليكه خدا به عكس اين مطلب در قرآن ذكر نموده و فرموده: (إِنَّا لَنَنْصُرُ رُسُلَنَا وَالَّذِينَ آمَنُوا فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَيَوْمَ يَقُومُ الْأَشْهَادُ) و نيز فرموده: (وَإِنَّ جُنْدَنَا لَهُمُ الْغَالِبُونَ) و نيز ميفرمايد: (وَلِلَّهِ الْعِزَّةُ وَلِرَسُولِهِ وَلِلْمُؤْمِنِينَ). و ايشان ادعا مي كنند كه خود مؤمن و اصحاب معاويه كافر بودند ولي براي مؤمنين همواره ذلت و خواري مقرر گشته و گويا مشمول آيه ي 112 آل عمران مي باشند كه ميفرمايد: (ضُرِبَتْ عَلَيْهِمُ الذِّلَّةُ أَيْنَ مَا ثُقِفُوا إِلَّا بِحَبْلٍ مِنَ اللَّهِ وَحَبْلٍ مِنَ النَّاسِ) ولي اهل سنت اصحاب علي و اصحاب معاويه هر دو را مؤمن ميدانند. و بعلاوه پيامبر صلى الله عليه و سلم  به عمار فرمود: ((تو را طايفه باغي مي كشد)) و نفرمود طايفه ي كافر. چنانكه در زمان ما بين دو گروه ايراني و عراقي جنگ رخ داده و ايرانيان برادران ديني خود را كافر ومرتد مي خوانند.).
حال اگر نواصب كه خدا خوارشان كند به اين شيعيان بگويند علي خون مسلمين را حلال دانست و براي خود براي حفظ رياست خويش جنگ كرد در حاليكه پيغمبر صلى الله عليه و سلم  فرمود: دشنام دادن مسلمان فسق و جنگ با مسلمان كفر است)) و رسول خدا صلى الله عليه و سلم  فرمود: (پس از من به كفر بر نگرديد كه گردن يكديگر را بزنيد)) در جواب آنان چه چيزي خواهند گفت.بدان كه طايفه اي از فقهاي حنفي و شافعي و حنبلي قتال مانع الزكات و قتال با خوارج را در زمره ي قتال با باغيان قرار داده اند، و قتال جمل و صفين را از همين نوع قرار داده اند. و اين قول خطا و خلاف قول پيشوايان بزرگ و همچنين خلاف قول مالك و ابوحنيفه و احمد بن حنبل و غير ايشان از گذشتگان و همچنين مخالف سنت است. زيرا رسول خدا صلى الله عليه و سلم  به قتال خوارج امر نمود، و اين مورد اتفاق صحابه است. و اما قتال جمل و صفين قتال فتنه است و امري از خدا و رسول صلى الله عليه و سلم  و اجماعي از صحابه در اينمورد نبوده است. و اهل صفين در قتال با علي رضى الله عنه  ابتداي نكردند، و ابوحنيفه و بسياري از علماء قتال باغي را جايز نمي شمرند مگر آنكه آنان 