ه، در آمدن ملخ در وقت وبي وقت، خروج برده ها از اطاعت مولاهايشان وكشتن آنها، نداي آسماني كه همه اهل زمين آن را مي شنوند، اهل هر سرزميني به زبان خودشان، زنده شدن مردگـان وخروج آنها را از گـورها وبه دنيا برگـشتن وبه همديگـر آشنا شده وهمديگـر را ملاقات ميكنند.
مفيد نقل مي كند كه جبرائيل نازل مي شود وبا حضرت مهدي بيعت مي كند. طوسي مي گـويد: اصحاب مهدي از خانه هايشان به ستاد مهدي وبشكل اعجازي مانند چشم به هم زدن منتقل مي شوند.
مفيد از علائم كوني كه موقع ظهور مهدي قائم بوجود مي آيد صحبت مي كند، مانند طولاني شدن روز به ده برابر مثلاً 240 ساعت مي شود.
طوسي روايتي مي آورد مشابه به روايت مفيد مي گـويد: اگـر قائم قيام كند خداوند متعال به افلاك دستور كُند شدن مي دهد حتي اينكه يك روز تبديل به ده روز ويك ماه تبديل به ده ماه ويك سال تبديل به ده سال مي شود.
كليني از امام باقر نقل مي كند وتلفون وتلويزيون را پيش بيني مي كند: امكان تحدث ومشاهده حضرتش از دور واز كشور هاي مختلف دنيا داد، وآن موقع ظهور مهدي است. بعضي از روايتها مي گـويد: اگـر قائم قيام كرد زمين بنور خدا روشن خواهد شد ومردم بي نياز بنور آفتاب مي شوند، تاريكي كاملاً از بين مي رود وهر شخصي آنقدر زنده مي ماند تا اينكه صاحب هزار پسر ذكر بدون دختر مي شود.
در پايان روايتها صحبت از مدت حكومتش مي كنند مي گـويند: مدت حكومتش 7 سال مي باشد كه مقابل هفتاد سال عادي است. روايت ديگـري مي گـويد: قائم 309 سال حكومت مي كند، بمقدار ماندن اهل الكهف در كهف، اما روايت ديگـري مي گـويد: حكومتش تنها 19 سال مي باشد[1].
 

--------------------------------------------------------------------------------

[1]- الكليني: الكافي، الروضة، ص 251، الصدوق: اكمال الدين ص 268 وعيون اخبار الرضا ج1 ص 63، المفيد: الارشاد ص 35 و362، الطوسسي: الغيبة ص 274 و285 والعياشي: التفسير ج2 ص 326.
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="folder" href="w:html:92.xml">مبحث اول- آيا (امام محمد بن الحسن العسكري) حقيقتي است تاريخي؟ يا فرضيه فلسفي؟</a><a class="text" href="w:text:110.txt">مبحث دوم عوامل فلسفي براي بوجود آمدن نظريه مهدويت</a><a class="folder" href="w:html:111.xml">مبحث سوّم نقد دليل نقلي (روائي)</a><a class="folder" href="w:html:116.xml">مبحث چهارم نقد دليل تاريخي</a><a class="text" href="w:text:121.txt">مبحث پنجم حقيقت داستانهاي معاجز چه مي باشد؟</a><a class="text" href="w:text:122.txt">مبحث ششم فروريختن دعواي اجماع</a></body></html><?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:93.txt">آيا (امام محمد بن الحسن العسكري) حقيقتي است تاريخي؟ يا فرضيه فلسفي؟</a><a class="text" href="w:text:94.txt">اميد مهدويت به حضرت كاظم منتقل مي شود</a><a class="text" href="w:text:95.txt">حضرت رضا مهدويت خودش را نفي مي كند</a><a class="text" href="w:text:96.txt">جايگـاه مهدويت در تاريخ اسلامي</a><a class="text" href="w:text:97.txt">مهدويت حضرت علي</a><a class="text" href="w:text:98.txt">مهدويت محمد ابن الحنفيه</a><a class="text" href="w:text:99.txt">مهدويت ابي هاشم</a><a class="text" href="w:text:100.txt">مهدويت طيّار</a><a class="text" href="w:text:101.txt">انحصار مهدويت در بيت فاطمي</a><a class="text" href="w:text:102.txt">مهدويت ذي النفس الزكيه</a><a class="text" href="w:text:103.txt">مهدويت امام باقر ومهدويت امام صادق</a><a class="text" href="w:text:104.txt">مهدويت اسماعيل بن جعفر</a><a class="text" href="w:text:105.txt">مهدويت محمد بن جعفر الديباج ومهدويت محمد بن عبد الله الافطح</a><a class="text" href="w:text:106.txt">مهدويت امام كاظم</a><a class="text" href="w:text:107.txt">مهدويت محمد بن القاسم</a><a class="text" href="w:text:108.txt">مهدويت محمد بن علي الهادي وحسن العسكري</a><a class="text" href="w:text:109.txt">مهدويت قائم مجهول</a></body></html>مبحث اول- آيا (امام محمد بن الحسن العسكري) حقيقتي است تاريخي؟ يا فرضيه فلسفي؟
نظريه مهدويت امام دوازدهم نظريه اي است بر دو اساس تركيب شده است: ايمان بوجود امام دوازدهم (محمد بن الحسن العسكري) واينكه ايشان مهدي موعود ومنتظر است. اين نظريه اعتراف مي كند كه حضرت عسكري بحسب الظاهر فرزندي نداشته بود، اما در عين حال ادعا مي كرد كه حسن عسكري در واقع فرزندي داشته بود، و آن را از ترس خلفاي عباسي مخفي كرد، واينكه عباسيان قبلاً مي دانستند كه مهدي قائم شخصي است كه عرش خلافت را متزلزل خواهد ساخت، روي اين حساب عباسيان تلاش وجستجو مي كردند تا او را بدست بياورند واز بين ببرند و آن هم از لحظه تولدش.
بحثهاي تاريخي معمق درباره بوجود آمدن اين نظريه نشان مي دهند كه فاصله زماني درازي بين دو جزو نظريه وجود دارد. در بدو امر نظريه مبني بر وجود فرزندي براي حضرت عسكري كه وارث امامت از پدرش باشد بود، و بعد از اين نظريه عوض شد وشكل ديگـري بخود گـرفت وتأكيد بر مهدي منتظر غائب كرد. با غيبت كردن مهدي اين نظريه توانست مخفي كردن وي از پدرش حضرت عسكري را تفسير كند.
اين نظريه نقش مهمي در تاريخ اسلامي بازي كرد وهمچنين نقشي مهمي در به شكل گـرفتن فكر سياسي شيعي امامي اثناعشري داشت.
براي اينكه اين نظريه را بررسي كنيم، بايد دو جزء اين نظريه را از يكديگـر جدا سازيم، وبحث علمي، دقيق وبدون پيش داوري انجام دهيم.
مي بايستي بدانيم اولاً، آيا نظريه شيعي اثنا عشريه قبل از نيمه قرن سوّم هجري وجود حقيقي در آن زمان داشته؟ اگـر جواب مثبت باشد مي پرسيم آيا به اين حد واضح ومشخص بود كه بگـوييم (الامام الثاني عشر محمد بن الحسن العسكري)؟ يا اينكه نظريه اي است نا معلوم وبدون چهارچوب؟ يا اينكه نظريه مهدي نظريه اي است مجرد ونا مشخص نزد اهل البيت؟
تاريخ اهل البيت وروايات كه فرهنگ شيعي امامي آن را حفظ كرده تأكيد بر نا معلومي شخص مهدي نزد آنها مي كند، روايتها هيچ وقت اسمش را ذكر نكرده اند يا حتي زمان خروجش را، نه بسبب خوف بر او بلكه بعلت عدم تعيين هويت مهدي بنام است، اين مفهوم مفهومي عام واميدي است كه در سر هريك از افراد اهل البيت پرواز مي كرد، اين اميد براي اوّلين بار خودش را نشان داد وقتي كه حضرت علي به خلافت رسيد، اين اميد وقتي بيشتر شد امام حسين در كربلاء به شهادت رسيد، آنموقعه بود كه هر فرد شيعي خودش را آماده مي كرد تا انتقام خون حسين را بگـيرد، وبراي براندازي نظام حكومت اموي دقيقه شماري مي كردند، شيعيان آماده بودند كه قيام مسلحانه كنند، مردم پيرامون اين و آن امام جمع مي شدند ونام مهدي بر او مي نهادند، بعضيها قيام مسلحانه كردند وپيروز شدند، بعد از آن مردند، عده اي از شيعيانش مي گـفتند: خير، نمرده بلكه مخفي وغايب مي باشد، ودر آينده ظاهر خواهد شد.
اگـر مهدي از زمان پيغمبر (صلى الله عليه وسلم) تعيين شده بود، وشيعيان بر اين اجماع داشتند، هيچ وقت چپ وراست نمي رفتند وسردرگـم نمي شدند واز ائمه سؤال نمي كردند كه هويت مهدي براي آنان تعيين كند.
امام باقر به عده اي از شيعيان مي گـويد: هنوز شما گـردن براي ما دراز مي كنيد تا برايتان مهدي از اهل البيت آشنا شود، وبه هر شخصي از ما مي گـوئيد اين مي باشد، اما او بعد از مدتي به رحمت خدا مي رود، تا اينكه خداوند براي اين امر كسي را مهيا مي سازد وشما نمي دانيد بدنيا آمده يا خير؟ آيا 