ي كرده، همچنين وقتيكه خبر مرگ حضرت عسكري به مادرش كه در مدينه زندگـي مي كرد، رسيد، از مدينه حركت كرده وبه (سر من رأي) آمده و ادعاي ارث فرزندش حضرت عسكري را كرده واين داستان نزد قاضي شرع آن وقت (ابن ابي الشوارب) ثبت رسيده[1].
كنيز حضرت عسكري كه (صقيل) نام داشت، ادعاي حاملگـي از حضرت عسكري را كرده، خليفه عباسي (المعتمد بالله) وادار به متوقف كردن عمل تقسيم ميراث، وكنيز (صقيل) را به خانه خود منتقل ساخته، ودستور داد به زنهاي خود وزنهاي وليعهد (الواثق) وزنهاي قاضي (ابن ابي الشوارب) تا از كنيز مواظبت كامل بعمل آيد، واز حامله بودنش يا عدم آن (استبراء) بعمل آيد تاهمه مطمئن شدند، وآن مجموعه از خانمها كه ذكر كرديم با (صقيل) بودند، تا وقتيكه مطمئن شدند كه او حامله نميباشد، آنگـاه خليفه دستور تقسيم ميراث حضرت عسكري بين مادرش وبرادرش را دادند[2].
 

--------------------------------------------------------------------------------

[1]- الطبري: دلائل الامامة ص 224، الصدوق: اكمال الدين ص 44.

[2]- الصدوق: اكمال الدين ص 44، الطبري دلائل الامامة ص 244.
ادعاي امامت جعفر بن علي
معمولا امامت بنابه توصيه امام قبلي امام بعدي صورت مي گـيرد، برادر حضرت عسكري، از عدم وجود چنين وصيتي بود كه استفاده كرده، وخودش را جانشين امام عسكري منصوب ساخته، خصوصا حضرت عسكري فرزندي از خود باقي نگـذاشته بود وجعفر بن علي به شيعيان گـفت: «برادرم امام حسن عسكري به رحمت پروردگـار رفته وفرزندي اعم از پسر يا دختر از خود باقي نگـذاشته، من وصي او مي باشم». وبه شيعيان قم كه مركز تشيع آنزمان نامه اي نوشتند وآنها را به امامت وقيمومت خود دعوت كرده، وادعاي علم حلال وحرام وما يحتاج مردم از همه علوم را كرده[1].
الصدوق در (كتاب اكمال الدين)[2]  از ابو الأديان البصري[3] نقل مي كند: «بعد از مرگ حضرت عسكري عموم شيعيان پيرامون جعفر بن علي جمع شدند وبه او تبريك وتسليت گـفتند، بين آنها نائب أول عثمان بن سعيد العمري بوده.
نوبختي، اشعري قمي، والمفيد نقل مي كنند كه اكثر شيعه هاي حضرت عسكري وضع ظاهري – او نبودن فرزندي براي حضرت عسكري – را پذيرفته وآنرا مسلّم دانسته وامامت جعفر را قبول كرده، واشكالي از بودن دو برادر امام بعد از يكديگـر نگـرفته اند وآنها مانند فرقه (فطحيه) كه اشكالي نميديدند وميتوان امامت را از برادر به برادر انتقال داد.
مثلاً فرقه فطحيه بين امامت عبدالله افطح وبرادرش موسي فرزندان امام جعفر صادق جمع كردند، وتسلسل وراثي وعمودي در امامت معمول نداشتند. لازم مي بينم كه مفهوم (امامت وراثي عمودي) را توضيح دهم: معناي آن اينست كه امامت از پدر به پسر مي رسد وبه برادر منتقل نمي شود بجز حضرت امام حسن وامام حسين.
شيعيانيكه نزد جعفر بن علي جمع شده بودند عده كثيري از اهل كوفه بودند ومهمترين آنها (علي بن الطاحي الخزاز وعلماي بني فضال وخواهر الفارس بن خاتم بن ماهويه القزويني) بودند[4].
اهل قم نزديك بود امامت جعفر بن علي را بپذيرند، براي اينكه آنها كسي ديگـر براي مقام امامت نميشناختند، اهل قم پيرامون بزرگـشان احمد بن اسحاق جمع شدند ونامه اي براي جعفر بن علي فرستادند واز ايشان خواستند به مسائلشان پاسخ داده شود. نامه اي به اين مضمون نگـاشتند: «پدران ما مسائلي را از امامان سابق پرسيده بودند وجواب گـرفتند، ما هم به نوبه خود از شما سؤال مي كنيم وجواب مسائل را مانند جواب پدرانتان بدهيد تا مطمئن شويم، تا حقوق أموالمان را براي شما بفرستيم». مردم قم عده اي را براي گـفتگـو با (جعفر بن علي) فرستادند ونامه را به ايشان تسليم كردند واز ايشان پرسيدند: به چه صورت امامت منتقل گـرديده؟ با اينكه گـفته شده بعدم جواز امامت در برادران بجز امامت حسن وامامت حسين؟ جعفر بن علي آنرا به (بداء) از طرف خداوند وبه (عدم وجود فرزندي براي برادرش حضرت عسكري) تفسير كردند[5].
 هيئت قمي مدتي نزد جعفر بن علي ماندند تا جواب نامه را بگـيرند، اما جعفر هيچيك از آنها را جواب ندادند[6].
شيخ صدوق وشيخ طوسي والصدر از اين مشكل ساده اي كه براي شخصي مانند (جعفر بن علي) كه مدعي امامت مي باشد صحبتي به ميان نياوردند، اما مي گـويند: هيئتِ فرستاده شده از قم از جعفر خواسته بودند از مسائل غيبي صحبت كند، از جمله از او خواسته بودند از مقدار امواليكه با خود از قم آورده بودند بگـويد، وادعا كردند كه حضرت عسكري همواره به آنها بشكل غيبي از مقدار اموال آورده شده وجزئيات ديگـر خبر اطلاع ميدادند. جعفر بن علي صحبت از غيب را نپذيرفتند وهمچنين اين نسبت را از برادرش (حسن عسكري) دفع كردند؟؟؟؟
الخصيبي همچنين ادامه مي دهد كه جماعتي از اهل قم كه عبارتند از (ابوالحسن بن ثوابه وابو عبد الله الجمال وابو علي الصائغ القزويني) اموال شيعيان را بنام جعفر بن علي مي گـرفتند ومي خوردند وبه جعفر نمي رساندند وايشان را كذاب مي ناميدند. واين مسئله نشان ميدهد كه قسمتي از شيعيان قم به امامت جعفر بن علي ايمان داشتند، چون براي او پول مي فرسادند[7].
 

--------------------------------------------------------------------------------

[1]- الطبري: الاحتجاج، ج2 ص 79، الصدوق: اكمال الدين ص 475، الخصيبي: البداية والنهاية الكبري، ص 391، الصدر: الغيبة الصغري، ص 307.

[2]- ص 475.

[3]- لازم به ياد آوريست كه ابو الأديان خادم حضرت عسكري بود وفرستاده حضرتش براي شيعيان در شهرهاي مختلف بوده.

[4]- الاشعري: المقالات ص 115، النوبختي: فرق الشيعة ص 98-99، المفيد: الفصول المختاره ص 259.

[5][7]  - الخصيبي: الهداية الكبري ص 383 و391

[6][8]  - الخصيبي: الهداية الكبري، ص 383 و391

[7][9]  - الخصيبي: الهداية الكبري ص 392
قائلين بانقطاع امامت
چنانچه نوبختي واشعري قمي وكليني ومفيد وطوسي وصدوق والحر العاملي مي گـويند: بعضي از شيعه هاي امامية قائل به توقف وانقطاع امامت وبوجود آمدن فترت (يعني فاصله زماني) مانند فترت ميان پيامبران بودند، واحاديثي از حضرت باقر وحضرت صادق به اين مضمون (فترت) نقل كردند، واين وقتي اتفاق مي افتد كه خداوند غضب كرده باشد واين درست همان زمان غضب خداوند مي باشد.عقب نشينان
دو مؤرخ شيعه معاصر آن زمان: النوبختي والاشعري القمي مي گـويند: مرگ حضرت عسكري بدون اينكه فرزندي از خودش باقي بگـذارد كه نسل امامت در او جاري باشد گـرديد، عده أي از شيعيان از قول به امامت حضرت عسكري بر گـردند. همچنانكه قبلاً عده أي از شيعيان (موسوي) صد سال پيش از آن از امامت (عبد الله الافطح) فرزند امام (صادق) برگـشته بودند و(عبدالله الأفطح) بعد از مرگ پدرش (امام صادق) به امامت رسيد، اما نبودن فرزندي بعد از خود سبب برگـشت عده اي از امامتش شده.
عده أي كه از امامت حضرت عسكري برگـشتند گـفتند: اساساً قول به امامت حسن عسكري يك اشتباه بوده، وامامت نزد جعفر بن علي مي باشد، چون عسكري فوت كردند وفرزندي نداشتند كه امامت استمرار يابد، بنا بر اين ادعاي حضرت عسكري به امامت باطل است، بنا بر اجماع شيعيان: (امام نمي ميرد مگـر اينكه فرزند مشخص ومعروفي داشته باشد كه ب