‌ و آنچه‌ را كه‌ ببينند، به‌ مثابه‌ي‌ وحي‌ مي‌باشد.
حضرت‌ عايشه ـ رضي‌الله عنهاـ نيز طبق‌ گفته‌ي‌ خويش‌ انتظار داشت‌ كه‌ برائتش‌ در خواب‌ و رؤياي‌ رسول‌الله‌ ـ (ص) ـ نمايان‌ گردد و اصلاً انتظار نزول‌ آيات‌ قرآن‌ را در شأن‌ خويش‌ نداشت‌.
اما پروردگار چيز ديگري‌ اراده‌ كرده‌ بود. او مي‌خواست‌ نام‌ عايشه ‌ي‌ صديقه‌ ـ رضي‌الله عنهاـ را تا قيامت‌ زنده‌ نگه‌ دارد، و در هر عصر و زماني‌، پاكي‌ و صداقت‌ و ايمان‌ او را براي‌ نسل‌هاي‌ آينده‌ بازگو كند. تا ديگران‌ از ذكر نامش‌ فيض‌ ببرند، ثواب‌ حاصل‌ كنند و با يادش‌ به‌ اين‌ مادر مهربان‌، عشق‌ بورزند.
از طرف‌ ديگر اگر برائت‌ عايشه ـ رضي‌الله عنهاـ در خواب‌ و رؤيا براي‌ رسول‌الله ـ (ص) ـ ظاهر مي‌شد، ممكن‌ بود عده‌اي‌ ضعيف‌الايمان‌ تحت‌ تأثير تبليغات‌ منفي‌ منافقان‌ قرار گيرند، مبني‌ بر اينكه‌ اين‌ داستان‌ را (برائت‌ عايشه –رضی الله عنها-‌) محمد ـ (ص) ـ از خود درآورده‌ است‌. و به‌ شكلي‌ جاي‌ شك‌ و شبهه‌ باقي‌ مي‌ماند، اما با نزول‌ آيات‌ قرآن‌ و ثبت‌ آن‌ در سوره‌ي‌ نور، كسي‌ نمي‌تواند آن‌ را انكار كند. بلكه‌ هر دشمن‌ متعصبي‌ نيز از قبول‌ آن‌ چاره‌ايي‌ ندارد؛ چراكه‌ عدم‌ قبول‌ برائت‌ عايشه ‌ـ رضي‌الله عنهاـ يعني‌ قبول‌ نكردن‌ آيات‌ قرآن‌ و اين‌ به‌ معناي‌ كفر و الحاد است‌.
امام‌ طبري‌ مي‌فرمايد: 
«خداوند سبحان‌ پاكي‌ و برائت‌ چهار نفر از دوستان‌ خويش‌ را به‌ چهار وسيله‌ ثابت‌ كرده‌ است‌:
1) حضرت‌ يوسف‌ ـ ع ـ را به‌ وسيله‌ي‌ شاهدي‌ از اهل‌ زليخا، تبرئه‌ نموده‌، آنجا كه‌ مي‌فرمايد: (وَ شَهدَ شَاهد من‌ اَهلهَا).
2) حضرت‌ موسی‌ ـ ع ـ را از عيب‌جويي‌ يهود تبرئه‌ كرد كه‌ مي‌گفتند: در بدن‌ موسی‌ عيب‌هايي‌ وجود دارد كه‌ در موقع‌ غسل‌ خود را مي‌پوشاند، ولي‌ خداوند سنگي‌ را كه‌ لباس‌هاي‌ موسی‌ در وقت‌ غسل‌ كردن‌ بر روي‌ آن‌ قرار داشت‌، به‌ حركت‌ درآورد تا يهوديان‌ بدن‌ موسی‌ را ببينند و او را از عيب‌ مبری يافتند.
3) حضرت‌ مريم‌ ـ عليهاالسلام‌ ـ را با نطق‌ آوردن‌ عيسی ع‌ كه‌ طفل‌ شيرخواري‌ بود، تبرئه‌ نمود كه‌ عيسی‌ ع گفت‌: «من‌ بنده‌ي‌ خدا هستم‌».
4) حضرت‌ عايشه ـ رضي‌الله عنهاـ را با آيات‌ صريح‌ و غيرقابل‌ انكار كه‌ ذكر شده‌ است‌ و تا دنيا باقي‌ است‌، مردم‌ آن‌ آيات‌ را در قرآن‌ خواهند خواند، برائت‌ نمود» (1).
---------------------------------------
1) تفسير جامع‌ البيان‌، امام‌ طبري‌، ذيل‌ آيات‌ سوره‌ نور.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:35.txt">مقدمه</a><a class="text" href="w:text:36.txt">واقعه‌ي‌ افك‌ را ناگوار ندانيد</a><a class="text" href="w:text:37.txt">چرا زود قضاوت‌ مي‌كنيد؟</a><a class="text" href="w:text:38.txt">چرا براي‌ ادعايتان‌ شاهد نمي‌آوريد؟</a><a class="text" href="w:text:39.txt">لطف‌ و رحمت‌ پروردگار هميشه‌ با مؤمنان‌ است‌</a><a class="text" href="w:text:40.txt">تهمت‌ به‌ ديگران‌ را كوچك‌ نشماريد!</a><a class="text" href="w:text:41.txt">مؤمنان‌ بايد پندهاي‌ قرآني‌ را گوش‌ دهند</a><a class="text" href="w:text:42.txt">عذاب‌ دردناك‌ براي‌ نشر كنندگان‌ توهين‌ به‌ عايشه (رض)</a><a class="text" href="w:text:43.txt">توهين‌ كنندگان‌ به‌ عايشه (رض)، پيروان‌ و رهروان‌ شيطان‌ هستند.</a><a class="text" href="w:text:44.txt">اي‌ ابوبكر بزرگوار! زود قسم‌ مخور!</a><a class="text" href="w:text:45.txt">لعنت‌ خدا بر آنان‌ كه‌ به‌ پاكدامناني‌ همچون‌ عايشه (رض) تهمت‌ مي‌زنند</a><a class="text" href="w:text:46.txt">تهمت‌ زنندگان‌ در روز قيامت‌ رسوا مي‌شوند.</a><a class="text" href="w:text:47.txt">عايشه (رض) شايسته‌ي‌ رسول‌الله (ص)</a></body></html>رسول‌ اكرم‌ ـ (ص) ـ بعد از مژده‌دادن‌ به‌ عايشه ‌ي‌ صديقه‌ ـ رضي‌الله عنها ـ آيات‌ ابتدايي‌ سوره‌ي‌ مباركه‌ي‌ نور را كه‌ در آن‌ پاكي‌ و برائت‌ ام‌المؤمنين‌ عايشه صديقه‌ ـ رضي‌الله عنهاـ نازل‌ شده‌ است‌، تلاوت‌ فرمود (1).
براي‌ نام‌گذاري‌ اين‌ سوره‌ به‌ «نور» مي‌توان‌ به‌ چند علت‌ اشاره‌ كرد:
1) وجود آيه‌اي‌ در اين‌ سوره‌ كه‌ خداوند را نور و نوردهنده‌ي‌ آسمان‌ها و زمين‌ و قلوب‌ و درون‌ معرفي‌ كرده‌ است‌ ﴿اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ).
2) احكام‌ نوراني‌ كه‌ در اين‌ سوره‌ ذكر شده‌ از قبيل‌: آداب‌ ازدواج‌، طلاق‌، ورود و خروج‌ از منزل‌، حجاب‌ و ارتباط‌ با ديگران‌ و... كه‌ رعايت‌ اينها سبب‌ نورانيّت‌ زندگاني‌ فردي‌ و اجتماعي‌ مي‌گردد (2).
3) رفع‌ تاريكي‌ و ظلمتي‌ كه‌ بر اثر اين‌ تهمت‌ بزرگ‌ به‌ عايشه ‌ي‌ صديقه‌ ـ رضي‌الله عنهاـ در مدينه‌ و در قلوب‌ بعضي‌ها حاكم‌ شده‌ بود، اين‌ آيات‌ مانند نوري‌ آن‌ تاريكي‌ها را در هم‌ شكست‌ و از لابه‌لاي‌ تاريكي‌ بدگماني‌ها، پاكي‌ و بي‌گناهي‌ عايشه –رضی الله عنها-‌ نمايان‌ گشت‌.
هر چند بسياري‌ از مفسّران‌ اعتقاد دارند از آيه‌ي‌ 11 اين‌ سوره‌ مستقيماً به‌ قضيه‌ي‌ افك‌ اشاره‌ دارد، اما رأي‌ برخي‌ نيز بر اين‌ است‌ كه‌ از ابتداي‌ سوره‌ تا آيه‌ي‌ 26 در شأن‌ عايشه ي‌ صديقه‌ ـ رضي‌الله عنهاـ مي‌باشد و خداوند به‌ خاطر همين‌ ماجرا آن‌ احكام‌ را در ابتداي‌ سوره‌ بيان‌ نموده‌ است‌.
به‌ هر حال‌ از آيه‌ي‌ 11 تا آيه‌ي‌ 26 مستقيماً و صراحتاً به‌ پاكي‌ و برائت‌ عايشهـ رضي‌الله عنهاـ اشاره‌ دارد كه‌ ترجمه‌ي‌ مختصري‌ از اين‌ آيات‌ تقديم‌ مي‌گردد.
---------------------------------------------
1) آيات‌ 11 الي‌ 26 سوره‌ نور.
2) روائع‌ البيان‌، ج‌2، ص‌ 4.﴿إِنَّ الَّذِينَ جَاؤُوا بِالْإِفْکِ عُصْبَةٌ مِّنکُمْ لَا تَحْسَبُوهُ شَرًّا لَّکُم بَلْ هُوَ خَيْرٌ لَّکُمْ لِکُلِّ امْرِئٍ مِّنْهُم مَّا اکْتَسَبَ مِنَ الْإِثْمِ وَالَّذِي تَوَلَّى کِبْرَهُ مِنْهُمْ لَهُ عَذَابٌ عَظِيمٌ﴾ (نور: آيه‌ 11)
«كساني‌ كه‌ اين‌ تهمت‌ بزرگ‌ را (درباره‌ي‌ عايشه –رضی الله عنها-‌، ام‌المؤمنين‌) پرداخته‌ و سر هم‌ كرده‌اند، گروهي‌ از خود شما هستند، اما گمان‌ مبريد كه‌ اين‌ حادثه‌ برايتان‌ بد است‌، بلكه‌ اين‌ مسئله‌ برايتان‌ خوب‌ است‌ (و خير شما در آن‌ است‌؛ چراكه‌ منافقان‌ كوردل‌ از مؤمنان‌ مخلص‌ جدا، و كرامت‌ بيگناهان‌ را پيدا، و عظمت‌ رنجيدگان‌ را هويدا مي‌كند. برخي‌ از مسلمانان‌ ساده‌لوح‌ را به‌ خود مي‌آورد. آناني‌ كه‌ دست‌ به‌ چنين‌ گناهي‌ زده‌اند، هر يك‌ به‌ اندازه‌ي‌ شركت‌ در اين‌ اتهام‌، سهم‌ خود را از مسئوليت‌ و مجازات‌ آن‌ خواهند داشت‌ و) هر كدام‌ از آنان‌ به‌ گناه‌ كاري‌ كه‌ كرده‌ است‌، گرفتار مي‌آيد، و كسي‌ كه‌ (سر دسته‌ي‌ آنان‌ در اين‌ توطئه‌ بود، و) بخش‌ عظيمي‌ از آن‌ را به‌ عهده‌ داشته‌ است‌، عذاب‌ بزرگ‌ و مجازات‌ سنگيني‌ دارد...».
خداوند سبحان‌ در اولين‌ آيه‌اي‌ كه‌ در مورد