تأخير كه كم دانش اند و هوي برايشان چيره شده غنا را رخصت داده اند. فقيهان حنبلي گواهي مطرب و رقاص را نمي پذيرند.

 


--------------------------------------------------------------------------------

[1] طبق آنچه مصحح كتاب، خير الدين علي، تذكر داده هر دو روايت ضعيف است، الا اينكه در صحيح بخاري و مسند احمد آمده است كه عروسي يكي از انصار بود، حضرت به عايشه فرمود: «با شما لهو نبود؟ انصار لهو را مي پسندند».- م.

[2] نوحه گران حرفه اي در مجالس عزا به جاي صاحب عزاها ناله و مويه مي كردند، عطار گويد:‌

گر بود در ماتمي صد نوحه گر        آه صاحب درد را باشد اثر.- م.

[3] در چاپ محمد منير الدمشقي، همه جا «تغيير و مغيره» است در چاپ خيرالدين علي هم جا «مغبره» آمده اما در مصدر فعل به صورت تغبير و يغبر و يغيرون ضبط شده است.- م.
در ذكر دلايل بر كراهيت و منع اواز و موسيقي و نوحه گري

از قرآن سه آيه در اين معنا داريم، يكي آية ﴿وَمِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْتَرِي لَهْوَ الْحَدِيثِ﴾[1] كه ابن مسعود (رضی الله عنه) گفته است: «لهو به خدا سوگند همانا غناء است». همچنين است قول ابن عباس و مجاهد و عكرمة و حسن (بصري) و سعيد بن جبير و ابراهيم نخعي، آية دوم اين است: ﴿وَأَنْتُمْ سَامِدُونَ﴾[2] كه از ابن عباس نقل كرده اند به زبان حميري سمدلنا = غني لنا، و مجاهد گويد: «يقول أهل اليمن: سمد فلان: إذا غني». آيه سوم اين است: ﴿وَاسْتَفْزِزْ مَنِ اسْتَطَعْتَ مِنْهُمْ بِصَوْتِكَ﴾[3] كه مجاهد صوت شيطان را در اين آيه به ساز و آواز تعبير كرده است.

اما در سنت، روايت از عبدالله بن عمر (رضی الله  عنهما) داريم كه همراه نافع مي رفت و صداي ني چوپاني شنيد، انگشت در گوش گذاشت و راه كج كرد و از نافع مي پرسيد كه مي شنوي؟ يا صدا مي آيد؟ و نافع مي گفت: آري، تا آن قدر دور شد كه نافع گفت: ديگر صدا نمي آيد آن وقت انگشت از گوش برداشت و گفت: رسول الله (صلى الله عليه وسلم) را ديدم كه صداي نَي چوپان را شنيد همين كار را كرد. رواياتي هم در منع خريد و فروش و آموزش كنيزان مطربه هست، و اينكه بهاي آنها حرام است. روايت ديگري داريم كه پيغمبر (صلى الله عليه وسلم) از دو صداي گناه آلود منع كرده است: آواز خواني و نوحه گري، موقعي كه ابراهيم پسر پيغمبر (صلى الله عليه وسلم) درگذشت حضرت مي گريست عبدالرحمن بن عوف پرسيد: مگر تو از گريه نهي نمي كردي؟ حضرت فرمود: «لا، ولكن نهيت عن صوتين أحمقين فاجرين: صوت عند نغمة وصوت عند مصيبة» در صورت ديگري از اين روايت توضيح داده شده كه «صوت عند نغمة» مربوط است به ساز و آوازهاي شيطاني و «صوت عند مصيبة» يعني به شيوة جاهليت بر سر و صورت زدن و پيراهن پاره كردن هنگام مصيبت. 

روايت ديگري داريم كه از قول پيغمبر (صلى الله عليه وسلم) آورده اند: «بُعِثت بهدم المزمار والطبل» (من براي نابود كردن طبل كردن طبل و ني مبعوث شده ام). رواياتي هم داريم كه شيوع ساز و آواز را از علايم آخر الزمان يا مقدمات نزول بلاهايي از قبيل باد سرخ و زلزله و فرورفتن زمين و مسخ و سنگ باريدن از آسمان... شمرده اند. روايت ديگري هست كه عمرو بن قرة‌ نامي نزد حضرت رسول (صلى الله عليه وسلم) مي آيد و مي گويد: كسب من از دف زني است، اجازه مي فرمايي كه به اين كار ادامه دهم طوري كه به زشتي نكشد؟ حضرت اجازه نمي دهد و بعلاوه به وي تهديد و پرخاش مي نمايد... و بعد از رفتن او مي فرمايد: «اين عاصيان هر كدام بي توبه بميرند عريان محشور ميشوند». از قول ابن مسعود آورده اند كه هر كس بي بسم الله سوار مركب شود، شيطان بر پشتش مي نشيند و مي گويد: ‌آواز بخوان! و اگر نتواند آواز بخوند مي گويد: دروغ بساز! 

عبدالله بن عمر (رضی الله عنهما) ديد دختر كوچكي آواز مي خواند، گفت: شيطان از اين هم دست بر نمي دارد. كسي از قاسم بن محمد (بن ابي بكر) راجع به غنا پرسيد. جواب داد: وقتي خدا حقها و باطلها را جدا سازد به نظرت غنا را جزء كدام مي گذارد!؟ شعبي گفته است: لعنت بر خنيناگر و بر آن كس كه برايش خنياگري مي كنند. عمر بن عبدالعزيز به معلم فرزندش نوشت «نخستين چيز كه به فرزندان من مي آموزي نفرت از لهو و لعب باشد كه شروعش از شيطان است و عاقبتش غضب رحمان». يزيد بن وليد به بني اميه توصيه مي كرد كه «از غنا برحذر باشيد كه بر شهوت مي افزايد و از مروت مي كاهد و جانشين خمر است و مستي آور؛ و اگر به هر حال به غنا خواهيد پرداخت باري زنان را از آن دور داريد كه غنا فراخوان زناست». مؤلف گويد: ما در كتاب ذم الهوي حكاياتي از پارسايان و عبادت پيشگان آورده ايم كه چگونه با شنيدن ساز و آواز از راه به در شده اند.

... خلاصه اينكه غنا انسان را از اعتدال خارج مي سازد و عقل آدم را كم مي كند، به طوري كه وقتي به طرب آمد كارها مي كند كه در حال عادي آن را زشت مي داند. مثلا سر مي چرخاند، دست ميزند، پاي مي كوبد و كارهاي سخيف ديگر؛ غنا و شراب در اين مورد اثر مشابه دارند و شايسته ايست كه غنا نيز منع شود. 

آورده اند كه از محمد بن منصور دربارة «اصحاب قصائد» يعني كساني كه اشعار زهديه مي خواندند سوال شد. گفت:‌ «اينان از خدا گريختگانند، اگر خلوص با خدا و رسول داشتند و صدق مي ورزيدند خدا در دلهايشان چيزي افاضه مي كرد كه از اين ديد و بازديد مردمان فارغ مي شدند». 

از قول ابوعبدالله بن بطة آورده اند كه كسي راجع به استماع غنا پرسيد، پاسخ داد:‌ تو را از آن نهي مي كنم، و چنين افزود: «اين كاري است كه علما خوش نمي دارند و سفها آن را خوش مي انگارند و جمعي كه در نام صوفي و به حقيقت جبري اند بدان مي پردازند. آن دون همتان بدعت آيين زاهد نماي تاريك بين كه دعوي شوق و محبت خدا داشته خوف و رجا به كناري گذاشته اند، با آواز پسران و زنان به طرب و اشتباق آمده از خود مي روند بلكه جان مي دهند و در واقع خود را به حال غش مي اندازند و تظاهر به مردن مي كنند با اين پندار كه اين از عشق خداست.

تعالي الله عما يقول الجاهلون علوا كبيرا.

 


--------------------------------------------------------------------------------

[1] سورة لقمان، آية 6. یعنی: «و بعضى از مردم سخنان بيهوده را مى‏خرند تا مردم را از روى نادانى، از راه خدا گمراه سازند». 

[2] سورة‌ نجم، آية 61. یعنی: «و پيوسته در غفلت و هوسرانى به سر مى‏بريد». 

[3] سورة اسراء، آية 64. یعنی: «هر كدام از آنها را مى‏توانى با صدايت تحريك كن‏».
در ذكر شبهه هاي قايلان به جواز غنا

از آن جمله است حديث عايشه (رضی الله عنها) و دو دختري كه نزد او دف مي زدند و ذكر آن گذشت؛ ديگر حديث عايشه (رضی الله عنها) درباره عروسي آن دختر و پسر انصارى كه ذكر آن گذشت؛ ديگر حديثي است از فضالة‌بن عبيد كه از قول پيغمبر (صلى الله عليه وسلم) روايت مي كند:‌ «لَلّهُ اشدّ اُذُناً إلي الرجل الحسن الصوت بالقرآن من صاحب القنية إلي قينته» (يعني خداوند به صداي خوش كسي كه قرآن مي خواند بيشتر و بهتر گوش مي دهد از گوش دادن مرد به صداي مطربه اش). ابن طاهر گويد: اين به طور ضمني حلال بودن استماع غنا را مي رساند زيرا تشبيه و مقايسة ‌توجه خدا به صوت قرآن خوان با امر حرام موج