شين وي در رهبري گروه محمد بن جندب گرديد.
-بعد از وي ابو محمد عبدالله ابن الجنان جنبلاني (235-287هـ) جانشين گرديد، وي از قريهء جنبلاي فارس بود، به نامهاي : عابد ، زاهد ،و فارسي ياد ميشد، به مصر سفر نموده آنجا دعوت خودرا به خصيبـي عرضه نمود .
-حسين بن علي بن حسين بن حمدان خصيبـي: متولد سال 260هـ،  وي با استاد خود از مصر به جنبلا آمده، و جانشين وي در رهبري گروه گرديد، و در حمايت دولت حمدانيه در حلب زندگي نمود، و براي نصيريه دو مركز ايجاد نمود كه اول آن در حلب بود به رياست محمد علي جلي و ديگرش در بغداد به رياست علي جسري.
-مركز  بغداد توسط حملهء هلاكو به بغداد نابود گرديد.
-مركز حلب به لاذقيه منتقل گرديده رئيس آن ابوسعيد ميمون سرور قاسم طبراني (358- 427هـ) تعيين گرديد.
-حملات كردها و تركها بالاي آنان شديد شد، و اين امر باعث گرديد كه امير حسن مكزون سنجاري( 583-638هـ) قيام نمايد،  وي دوبار بر منطقه حمله آورد كه در حملهء اول ناكام گرديده بار دوم به پيروزي رسيد، همين بود كه پايه هاي نصيريه را در كوه هاي لاذقيه مستحكم نمود.
-حوالي (700هـ/1300م) در ميان آنان دولت حاتم طوباني ظاهر گرديد، رسالهء  قبرصيه را نيز وي نوشته است.
-حسن عجرد از منطقهء اعنا ظاهر گرديد، ودر لاذقيه سال (836هـ/1432م) وفات كرد.
-بعد از آن، رهبران تجمعات نصيري ديگري نيز ميابيم، مثل شاعر قمري محمد بن يونس كلاذي ( 1011هـ/1602م) نزديك انطاكيه، علي ماخوس، ناصر ليصفي، و يوسف  عبيدي.
-سليمان افندي اذني: سال 1250هـ در انطاكيه تولد شد، تعاليم طائفهء نصيري را فراگرفت، ليكن توسط يكي از مبشرين، نصراني گرديد و به بيروت فرار نمود، در آنجا كتاب خود را ( الباكورة السليمانية ) به نشر رسانيد، و در اين كتاب رازهاي آن گروه را افشا نمود، بعد از آن نصيري ها وي را فريب نموده اطمينان دادند، وقتي به سوي شان بازگشت كرد، بر وي حمله نموده خفه اش كردند، و جسدش را در يكي از ميدان هاي لاذقيه سوختاندند.
-نام تاريخي شان كه به آن معروف اند نصيريه است، ولي فرانسه براي آنان دولتي برپا نموده بالاي آن نام ( دولة العلويين) را اطلاق كرد، اين دولت از سال 1920م تا سال 1936م ادامه يافت.
-محمد امين غالب طويل: وي شخصيت نصيري بوده در دوران اشغال سوريه توسط فرانسه، يكي از فرماندهان آن به شمار ميرفت، كتاب ( تاريخ العلويين) را تاليف نمود و در  آن از ريشه هاي دين فرقهء خويش صحبت مينمايد.
-سليمان احمد : در دولت علويين سال 1920م، منصب ديني را اشغال نمود.
-سليمان مرشد: وي گاو چران بود، ليكن فرانسوي ها وي را با خود گرفته در ادعاء خدائي كمكش كردند، وي براي خود پيامبري هم انتخاب نموده بود كه آن(سليمان ميده) چوپان بود، حكومت استقلال، وي را  سال 1946م اعدام نموده به دار آويخت.
-بعد از وي پسرش مجيب آمد و ادعاء خدائي نمود، ولي او نيز توسط رئيس مخابرات  آنوقت سوريه، سال 1951م كشته شد، ليكن فعلا هم گروه مواخسهء نصيريه، در وقت ذبح كردن نام وي را ياد ميكنند.
-ميگويند كه پسر دوم سليمان مرشد كه نامش مغيب است، خدائي خيالي را از پدر خود به ميراث گرفت.
افكار و معتقدات :
-نصيريه علي t را پروردگار ميدانند، و ميگويند: ظهور روحاني وي در جسد جسماني فاني مثل ظهور جبرئيل در صورت و شكل بعضي اشخاص است.
-ظهور (علي پروردگار) در صورت ناسوت تنها بخاطر انس و الفت دادن مخلوقات و بندگانش بود.
-عبد الرحمن بن ملجم قاتل حضرت علي را دوست دارند و از وي اظهار رضامندي مينمايند و لعنت كنندهء وي را نسبت به خطا ميكنند، البته به اين پندار كه وي  لاهوت  را از ناسوت نجات داده است.
بعضي از آنان ميپندارند كه علي بعد از جدا شدنش از جسدي كه وي را  محبوس ساخته بود، در مهتاب سكونت اختيار نمود، و ديگران شان معتقد اند كه سكونت وي در آفتاب ميباشد.
-معتـقد اند كه علي حضرت محمد r را آفريد، محمدr سلمان فارسي را آفريد، 
و سلمان فارسي يتيم هاي پنجگانه را آفريد كه آنان عبارت اند از:
1-ابوذر غفاري: وظيفه  دار و متصرف در دوران و چرخش ستاره ها.
2-مقداد بن اسود : وي را پروردگار وخالق مردم و متصرف رعد ها ميدانند.
3-عبد الله بن رواحه: متصرف در باد ها و وظيفه دار قبض ارواح بشر.
4-عثمان بن مظعون : وظيفه دار معده ، حرارت جسد و مريضي هاي انسان.
5-قنبر بن كادان : موظف نفخ ارواح در بدنها.
-پسر نصير به حلال بودن محارم و حلال بودن لواطت ميان مردان قول نمود.
-آنان مثل ديگر فرقه هاي باطنيه شبي دارند كه در آن شب زنان با مردان خلط ميشوند.
-شراب را احترام نموده آنرا مينوشند، و بخاطر آن درخت انگور را نيز احترام مينمايند، از كندن و قطع كردن آن خيلي ميهراسند، زيرا آن اصل شراب ميباشد، شرابي كه آنرا  "نور" مي نامند.
-در يك روز پنج وقت نماز ميگزارند، ولي نمازيكه در تعداد ركعات مخالف بوده سجده در آن وجود ندارد، احيانا ركوع وجود  ميداشته باشد.
-نماز جمعه نمي گزارند، قبل از اداء نماز طهارتي از قبيل وضو و دور ساختن جنابت نمي كنند.
-مساجد عمومي ندارند بلكه در خانه هاي  خويش نماز ميگزارند، و نمازشان با تلاوت خرافات همراه ميباشد.
-آنان قداساتي دارند شبيه به قداسات  نصارا، مثل : 
* ( قداس الطيب لكلي اخ حبيب).
* (قداس البخور في روح ما يدور في محل الفرح و السرور). 
* (قداس الأذان و بالله المستعان).
-به حج قائل نيستند و ميگويند : حج رفتن به مكه كفر و عبادت بتها است.
-به زكاتي كه معروف ميان ما مسلمانان است قائل نيستند، بلكه مقداري معين به شيوخ و بزرگان خويش ميپردازند، و مي پندارند كه مقدار آن پنجم حصهء درآمد ايشان است.
-روزه نزد آنان دوري از زنان درماه رمضان است.
- اصحاب كرام را شديدا بد مي بينند، و ابوبكر، عمر، و عثمان، y را لعنت مينمايند.
-مي پندارند كه عقيده هم ظاهر دارد و هم باطن ، و تنها آنان اند كه اسرار باطني را دانسته اند، كه از آنجمله است: 
* جنابت: عبارت است از دوستي با دشمنان و ندانستن علم باطني.
* طهارت: عبارت است از دشمني با دشمنان و دانستن علم باطني.
* روزه: آن حفظ رازي است كه تعلق به سي مرد و سي زن دارد.
* زكات: توسط آن اشاره به شخصيت سلمان شده است.
* جهاد: عبارت است از لعنت فرستادن به دشمنان و افشا كنندگان اسرار.
* ولايت: عبارت است از اخلاص به خاندان نصيري و بد ديدن دشمنان آن.
* شهادت: شهادت آن است كه اشاره شود به سوي صيغه (ع. م. س. ).
* قرآن : قرآن طريق تعليم اخلاص به علي است، سلمان تحت نام جبرئيل قرآن را به محمدe تعليم داد.
* نماز: عبارت است از پنج نام كه آنان عبارت اند از: علي، حسن، حسين، محسن، و فاطمه، و محسن همانا  (سر و راز مخفي) ميباشد، زيرا آنان مي پندارند كه محسن جنين بود كه فاطمه سقط نموده بود، ذكر اين اسماء از غسل، جنابت و وضوء كفايت مي كند  [6]. 
-علماء مسلمانان بر اين اجماع و اتفاق نمودند كه: مناكحه [زن دادن و زن گرفتن] با نصيري ها جائز نيست و خوردن گشت حيواني كه آنان ذبح كرده باشند حلال نميباشد، بالاي جنازهء شان نماز خوانده نشود، در قبرستان مسلمانان دفن نشوند، استخدام آنان در سرحدات و جبهات جائز نيس