 عقلي براي سياه پوستان امريكا  چيز ديگري نبود.
-به ختم رسالت و خاتم النبيين بودن محمد  ايمان نداشت، و اعلان مي نمود كه خود وي خاتم پيامبران است، زيرا هر پيامبر به زبان قوم خود ميباشد، وي – يعني اليجا محمد – نيز به زبان قومي خود ، يعني سياه پوستان، فرستاده شده و از طرف فارد براي وي وحي فرستاده ميشود.
-به كتاب هاي آسماني ايمان دارد، ولي ميپندارد كه كتابي به زبان قومش كه سياه پوستان است نيز نازل خواهد شد، كتابي كه آخرين كتاب آسماني براي بشريت خواهد بود.
-نماز در دوران وي عبارت بود از : خواندن فاتحه (الحمد الله ) و يا چند ايت ديگر، و دعاء مأثور، باروي نمودن به طرف مكهء مكرمه و حاضر ساختن چهره فارد  در ذهن، روزي پنج بار.
-روزه هر سال در ماه دسمبر به عوض ماه رمضان بود.
-هر عضو دهم حصهء درآمد خودرا به حركت ميداد.
-كتابهايى تأليف نمود كه از خلال آنها افكارش ظاهر ميگردد،  و از آنجمله است:
1-رساله اي به سوي مرد سياه در امريكا .Message totheblack Man
2-نجات دهنده ما فرا رسيد Our saviour hasa rrived.
3-كتاب حكمت عليا S upreme Wisdom.
4-سقوط امريكا  The fall of America.
5-چگونه بايد خورد و چگونه بايد زيست .How to eat to live
6-روزنامه اي كه از طرف آنان سخن ميگفت ايجاد نمود بنام ( محمد حرف ميزند       Muhammad speaks) .
سوم : دوران وارث الدين محمد:
-در 24 نومبر 1975م وارث الدين اسم جديدي براي حركت خود اختيار نمود كه آن عبارت است از ( بلاليون)، منسوب به سوي بلال حبشي مؤذن پيامبر e.
-در 19 يونيو 1975م وارث الدين قانون عدم شمول سفيد پوستان را در تنظيم ملغا اعلان كرد و در 25 فبراير 1976م تعدادي از سفيد پوستان جذب شده در تنظيم در پهلوي سياه پوستان در مركز كنفرانس ها به نظر ميامد.
-پرچم امريكا در پهلوي پرچم تنظيم گذاشته مي شد، در حاليكه سابق پرچم امريكا ممثل و نشان شخص سفيد پوست ، چشم سبز و شيطان، قوقازي بود.
-در 29 اغسطس 1975م فرمان صادر كرد كه بايد رمضان روزه گرفته شود، و از عيد رمضان چشن گرفته شود.
-در 14 نومبر 1975م نام روزنامه از ( محمد حرف ميزند) به ( بلاليان نيوز) تبديل گرديد.
-اعلان كرد كه لقـبش در عوض رئيـس وزراء «امام بزرگ» اسـت، همچنان
 كه كلمهء «وزراء معابد» را به كلمهء «امام » تبديل نمود، وخودش امور ديني را بدوش گرفت، و ديگر امور را به ديگر افراد برازنده حركت سپرد.
-معابد را آمادهء برگذاري نمازها نمود.
-در 3 اكتوبر 1975م فرمان صادر كرد كه بايد نمازها همانطور اداء شود كه ديگر مسلمانان مينمايند، هر روز پنچ وقت  به شكل درست آن.
-تأكيد بر اخلاق و روش اسلامي، ذوق و حسن شكل و قواره، پوشيدن لباس مناسب به زن .
-داعيان حركت به زندان ها ميرفتند و در ميان زنداني ها دعوت خويش را نشر مينمودند، مأمورين امنيت مشاهده ميكردند كه شخص سياه پوستي كه خيلي متمرد و سركش در داخل زندان بود به مجرد داخل شدنش در اسلام خيلي انسان درست و با انضباط ميگردد، به همين وجه مأمورين و صاحبان سلطه به دعوت داعيان خيلي خوش بودند.
-درست ساختن مفاهيم اسلامي كه در دوران فارد و اليجا محمد حركت به طرز نادرست آنرا پذيرفته بود، واقدام به تصويب آن.
-اموريكه سابقا ذكر كرديم دلالت برين ندارد كه حركت صد در صد اسلامي شده ، ولي دال بر آنست كه قدري اصلاحات و خوبي در افكار و معتقدات حركت، نسبت به سابقه آمده است ، ولي هنوزهم به اصلاحاتي در عقيده و عمل محتاج است، تا در جادهء مستقيم اسلام قرار گيرد.
-امور ميان رهبران حركت خيلي مضـطرب و پراگنده گرديد، كه در نتيجهء آن در 25 مايو 1985م وارث الدين حركت را منحل اعلان كرد، و گذاشت كه هر بخشـش بـه طور مستقل كاركند، و هر روز امور جديدي رخ  ميدهد و حركت 
تغيير ميكند.
-مداخلاتي از قذافي و مداخلاتي هم از ايران وجود دارد كه هركدام ميخواهند حركت را به وفق خواهش و نظر خود بچرخانند، همچنان در ميان حركت شخصياتي جديد به ظهور ميرسند، اشخاصي هم پنهان ميشوند، و تغييراتي صورت ميگيرد كه آن تهديد به همه است.
ريشه هاي فكري و اعتقادي:
-اين حركت براي در شكستن دو حركت قومي ديگر كه در ميان سياه پوستان ظهور كرده بود، برخاست ، كه آن دو حركت عبارتند از:
1-حركت (الموريه) كه مؤسس و داعي آن سياه پوست امريكايى تيموثي نوبل دروعلي(Drew  Timothy Ali)(1886-1929م)بود،وحركت خودرا سال1913م تأسيس نموده بود، و آن يك دعوتي است مأخوذ ازمبادي اجتماعي وعقايد ديني آسيويي مختلط، ولي خودرا مسلمان ميشمردند، و بعد از وفات رهبر شان حركت به جانب ضعف گراييد.
2-تنظيم ماركوس جارفي ( Marcus Garvey) (1887 -1940م) كه وي تنظيم سياسي خودرا  براي سياه پوستان، سال 1916م تحت اسم (  Associtation Universal Negro improvement)  تأسيس نمود، اين حركت به نصراني بودن موصوف است، ولي عيسى u و مادرش را سياه پوست ميدانند، در سال 1925م رهبر اين تنظيم از امريكا تبعيد كرده شد، و اين امر منجر به از بين رفتن حركت گرديد.
-بنـابر آن ميـتوان گفت كه اين حركت به طرف اسلام به اين نظر ميبيند كه آن
 يك ميراث روحي است كه ميتواند سياه پوستان را از سيطره و سلطهء سفيدپوستان نجات دهد و آنان را قادر به تشكيل ملتي خاص و متميز، داراي حقوق،كسب و عزت، سازد.
انتشار و جاهاي نفوذ:
-شمارهء سياه پوستان در امريكا به 35 مليون انسان ميرسد، كه از آنجمله تقريبا يك مليون آن مسلمان است.
-مساجد خودرا بنام معابد (Temples) ياد ميكنند، و آنان فعلا 80 شعبه و شاخه در شهرهاي مختلف امريكا دارند، و مدارس شان نيز بالغ بر زياده از 60 معهد، در اماكن مختلف امريكا ميگردد،كه ساعت اول درس شان همه روزه  به تعليم دين اسلام  تخصيص داده شده است.
-مراكز مسلمانان سياه پوست در ديترويت شيكاغو و واشنطن قرار دارد، و به فكر برپا شدن دولت مستقل هستند، در مسائلي كه به سياه پوستان تعلق ميگيرد به طور عموم كمك ميكنند.
مراجــع:
1-المسلمون الزنوج في امريكا         تأليف دكتور ج. اريك لنكولن-ترجمه عمر ديراوي - دار
                                             العلم للملايين - ط1- بيروت -1964م.                                          
2-الإسلام في امريكا                    محمديوسف شواربي –لجنة البيان العربي-  قاهره- 
ٍ                                            1379هـ/ 1960م.
3-منظمة الايجا محمد الامريكية         تأليف د. عبد الوهاب ابراهيم أبو سليمان-ط1 –دار 
                                             الشروق – جده – 1399هـ/1979م.                                        
4-الوجود الإسلامي في الولايات     عبد الله أحمد داري-ط1 – مطبعة الجمعية العربية السعودية
    المتحده الامريكية              للثقافة و الفنون- جده – 1403هـ/1983م.                                          5-الفرق الباطنية المعاصرة في          بلال فيليبس-رسالهء ماستري-در داشنكدهء تعليم و تربيه 
    الولايات المتحدة                    دانشگاه ملك سعود- رياض- 1405هـ/1984م.
6-المسلمون تحت السيطرة             محمود احمد شاكر- المكتب الإسلامي- ط1 - بيروت
    الرأسمالية                              1397هـ.
7-المسلمون في اوروبا و امريكا      د. على منتصر الكتاني –دار ادريس -ط1- الرباط  – 
                                            1396هـ.   
8-مجلة المسلمون                       20/9/1405هـ – 8/6/1985م.
9-مجلة المستقبل       