ه است، معصوم ميباشد.
-به ضرورت تواضع وعدم تكبر اصرار ورزيده بر فرو رفتن در عيش و لذت وخوشگذراني شديدا انكار ميكرد، در راه نزديك سازي ميان طبقه هاي جامعه كار مينمود، وي درطول زندگي خود لباس بسيار ساده و پيوند شده ميپوشيد، پيروانش نيز هميطور ميكردند، ولي نواسه هايش بعد از وي درعيش و نعمت زندگي به سر ميبردند.
-در عروسي و وقت ختنه از محافلي كه در آن مصرف زياد و اسراف صورت گيرد منع نموده آنرا تحريم كرده بود.
-عروسي را توسط كم كردن مهر، ساده ساختن وليمه [طعامي كه در محفل عروسي خورده ميشود] و تحريم رقص، ساز، و دائره زدن آسان ساخته بود.
-گريه را بالاي ميت منع نموده بود، استفاده از رقيه [چيزي كه نزد مريض خوانده ميشود و بر آن دميده ميشود] و تعويذ را حرام ساخته بود، در مقابل تنباكو نوشي، كشت وتجارت آن شديدا مبارزه نموده آنرا جدا حرام ساخته بود.
-درپيروان خود حدود شريعت را، مثل قصاص، جداكردن پنجم حصهء غنيمت، مصادرهء دزدان و شراب خواران نافذ ساخته بود، از فروري 1885م جمادي الاولي 1302هـ بنام خود سكه زد.
-در منطقهء تحت نفوذش نظام اسلامي را پياده نموده امور مالي را تنظيم كرد و موظفين را براي جمع آوري زكات تعيين نمود.
-در دهم ربيع الاول  سال 1300هـ مهدي به اين فكرگرديد كه دعوتش جهاني گردد، بناء اعلان نمود كه پيامبر r به وي بشارت داده كه در ابيض نماز خواهد خواند بعد از آن در بربر، بعد از آن در مسجد الحرام در مكه، بعدا در مسجد مدينه، بعدا در مسجد قاهره، بيت المقدس، بغداد، ودر كوفه، ( منشورات المهدي دار الوثائق المركزيه -ص 425، 466-خرطوم  1969م).
بعضي انتقادات كه به اجتهادات مهدي وارد ميشود:
1-مهدي هر كسي را كه مخالفش بود و يا در مهديت وي شك نموده به وي ايمان نمي آورد كافر ميدانست.
2-زمان قبل از خود را زمان جاهليت و زمان فترت ميگفت.
3-كسي را كه در نماز تنبلي ميكرد مثل كسي ميدانست كه نماز را ترك نموده است و جزايش آن بود كه حدا كشته شود.
4-فتوي داد هر كسيكه تنباكو نوشي ميكند چنان تأديب و تعزير كرده شود كه يا توبه كند و يا بميرد.
5-مذاهب فقهي و طريقه هاي صوفيه را به مثابهء جوي هائي ميدانست كه در بحر عظيم وي فرو ميريزند.
6-احياء موات را [ آباد كردن زمين ويرانه وتصرف آن] منع نمود، زيرا آن در ملك كسي داخل نمي شود، بخاطر آنكه در تصرف بيت المال قرار دارد.
7-از ازدواج نمودن دختر بالغ بدون  ولي و بدون مهر منع نمود.
8-زنان را از پوشيدن زيورات طلائي منع نمود، در حاليكه شرعا براي شان پوشيدن آن جائز است.
ريشه هاي فكري و اعتقادي :
-مهدي در ادعاي مهديت خود كه زمين را پر از عدل وعدالت مينمايد بعد از آن كه پر از ظلم وستم شده بود، و در تاكيدش براهميت رسيدن نسبش به حسن بن علي رضي الله عنهما، و در مفكورهء عصمت و امام معصوم، از شيعه متأثر بود.
-از دعوت  امام محمد ابن عبد الوهاب نيز اشياء ذيل را اخذ نموده بود: ضرورت اخذ مستقيم از قرآن و سنت، باز كردن دروازهء اجتهاد ، و مبارزه در مقابل آبادي هاي قبرها.
-مفكورهء تصوف نقش مهمي در شخصيت و طريقهء مهدي داشت.
-از جمال الدين افغاني و از محمد عبده كه با افكار دعوتگرانه اش به سوي آزاد سازي كشورهاي اسلامي از استعمار اروپائي و وحدت آنان و ضرورت تطبيق
شريعت در زندگي مسلمانان، اتصال و ارتباط داشت، نيز اشيائي را اخذ نموده است.
-مهدي به حادثات و واقعات جاري در مصر نيز نزديك بود، خصوصا به حركت احمد عرابي كه به سوي آزادي و استقلال از سيطرهء انگليس دعوت مينمود.
انتشار و جاهاي نفوذ :
-مهدي دعوت خود را از جزيرهء (آبا) شروع نمود، جائيكه تاحال مركز قوي مهديه ميباشد، وي ارتباط خود را بااقوام مختلف در اطراف سودان محكم كرده بود.
-جنبهء مالي دولترا آنچه تشكيل ميداد كه از زكاة، محصولات تجارتي، ماليات بازار، غنايم جنگي، حاصلات زراعتي، حيوانات و مواشي، بدست ميامد.
-مهدي و جانشينش تعايشي آرزو داشتند كه مهديت خارج سودان نيز انتقال نمايد، ولي اين آرزو با سقوط طوكر ، سال 1891م از بين رفت.
-هميشه براي مهديت انصار  و پيروان زيادي بوده كه آنان را ( حزب الامة) جمع نموده است، حزبي كه در واقعات سياسي  فعلي سودان سهم ميگيرد، ايشان همچنان در امريكا و بريطانيا تجمعات و پيرواني دارند كه در راه نشر افكار و عقايد خويش، در ميان جوانان  مسلمان مسافر به طور عموم و در ميان سوداني ها به طور خصوص كار ميكنند.
مراجــع : 
1- محمد أحمد المهدي                  توفيق أحمد البكري- لجنة ترجمة دائرة 
                                         المعارف الإسلامية- داراحياء الكتب 
                                         العربية – 1944م.
2- المهدي و المهدوية                  د.أحمد أمين بك - إصدار دار المعارف بمصر.                                            
3-دراسات في تاريخ المهدية            مطبوعات قسم  التاريخ – جامعة 
                                         الخرطوم - أعده للنشر الدكتور عمر عبد
                                         الرازق النقر- 1982م.
4-سعادة المستهدي بسيرة الامام        إسماعيل عبد القادر الكردفاني – تحقيق 
    المهدي.                             الدكتور محمد إبراهيم أبو سليم- ط2 -
                                         دار الجيل- بيروت – 1402هـ/
                                         1986م.
5- الموسوعة الحركية «جزءان»        فتحي يكن- ط2- دار البشير- عمان-
                                         الأردن – 1403هـ/1983م.
6-الفكر الصوفي                       د. عبدالقادر محمود- ط1-مطبعة المعرفة – 
                                         القاهرة – 1968م.
7-الإسلام في القرن العشرين           عباس محمود العقاد.
8-السودان عبر القرون                 د. مكي شبيكة- دار الثقافة- بيروت-
                                         لبنان- بدون تاريخ.
9-تاريخ السودان و جغرافيته           تأليف نعوم شقير.
10-دائرة معارف القرن العشرين       محمد فريد وجدي .
11- منشورات المهدي                  موجودة في الإدارة المركزية في وزارة 
                                          الداخلية بالخرطوم بأصوله- وقد نشرتها
                                          الداخلية السودانية مصورة عن أصل 
                                          مطبوع بمطبعة الحجر في أم درمان سنة 
                                          1382هـ/1963م. في جزءين كبيرين
                                          بعنوان ( منشورات الإمام المهدي u ).
 
مورمون
THe MORMONS
تعريف :
مورمون يك گروه جديد انشعاب كردهء نصراني است كه لباس دعوت را به سوي دين عيسى (ع) دربر نموده به سوي پاك سازي اين دين، توسط بازگشت به سوي اصل يعني به سوي كتاب يهود دعوت مينمايد، دعوت شان به سوي كتاب يهود بخاطري است كه عيسى u - به نظر آنان - براي آن آمده بود كه يهود را از ظلم و ذلت نجات داده بالاي زمين مسلط سازد، اين گروه - طوري كه خودشان ميپندارند -گروه قديسين معاصر، براي كليساي يسوع المسيح متعلق قديسين ايام اخير، ميباشند، كه پيامبر و مؤسس آن يوسف سميث و كتاب مقدسش مورمون ميباشد.
تأسيس  و افراد برازنده :
-يوسف سميث در 23/12/1805م در شهر شارون مقاطعهء وندسور متعلق ولايت فرمونت تولد شد، وقتي به سن ده سالگي رسيد با پدر خود به شهر بالمايرا، در مقاطعهء اونتاريو ولايت نيوي