ينمود كه چگونه است، دوستدار خواندن ، تحقيق نمودن، آموختن،آموزانيدن ، معرفت و آداب بود.
-در پي منصب سياسي تلاش مينمود، البته بخاطر تطبيق نمودن اصول ومبادي سياسي واخلاقي اش و تحقق بخشيدن ( مدينهء فاضله) [يعني : شهر ممتاز ] كه به سوي آن دعوت ميكرد.
-خطيب و سخنران ممتازي بود ولي كلام زياد را دوست نداشت، عبارات و جملاتش خيلي كوتاه ميبود كه به منزلهء ضرب المثل هاي كوتاه و پندهاي بليغ به شمار ميرفت.
-نزد وي احساس ديني وجود داشت، پروردگاري را كه در زمانش پرستش ميشد احترام داشت و بر اداء كردن مراسم ديني مداومت ميكرد، در عبادات خود به طرف پروردگار بزرگ و يا پروردگار  آسمان متوجه ميشد، خاموشانه نماز ميخواند، اين را ناپسند ميدانست كه از پروردگار اميد اعطاء نعمت  ويا  مغفرت گناهان شود،  زيرا نماز نزد وي فقط بخاطر انتظام روش و سلوك افراد است و دين به نظر وي تنها ايجاد الفت ميان مردم ميباشد.
-شعر ميخواند، سرود مينمود  از موسيقي استفاده ميكرد  وخود كتابي هم بجاگذاشت بنام ( كتاب الاغانيBook of songs  همچنان به محافل ومراسم ديني علاقهء زياد داشت، به تير اندازي، كشتي راني، خواندن، علوم رياضي، وبررسي تاريخ توجه مينمود0
سوم : اشخاص برازنده :
-بعد از وي كونفوشيوسيه به دو بخش تقسيم شد:
1-مذهب متشدد حرفي كه آنرا «منسيوس » رهبري ميكرد، اين مذهب به حفظ حرف به حرف نظريات وافكار كونفوشيوس وتطبيق آن باكمال دقت، دعوت مينمايد، منسيوس شاگرد روحي كونفوشيوس ميباشد، زيرا وي علوم خود را از خود كونفوشيوس، بلا واسطه نگرفته، بلكه از نواسهء وي اخذ كرده بود، نواسهء وي Tsesze نام داشت وي كسي بود كه كتاب انسجام مركزي Central Harmony را تأليف نموده است0
2-مذهب تحليلي كه آنرا هزنتسي Hsuntse ويانجتسي Yangtse رهبري مينمودند، مذهب آندو براساس تفسير وتحليل افكار معلم واستنباط نظريات توسط الهام گرفتن از روح ومعنويت نصوص كونفوشيوسي استوار بود0
-تسي كنج Tsekung سال 520م تولد گرديده، واز بزرگترين شخصيات سياسي چين گرديد0
-تسي هسياTsehsia سال 507م تولد گرديده، واز جملهء فقيهان بزرگ در دين كونفوشيوسي گرديد0
-تسينكتز Tsengtse وي استاذ نواسهء كونفوشيوس بود، ودر مرتبه واهميت دوم منسيوس بود0
-تشي هزيوان Chi-Husan وي در دوران خاندان هان زندگي ميكرد، يعني (127-200م )0
-تشو هزي Cho-Hsi (1130-1200م ) وي كتاب هاي چهارگانه اي را كه در مدارس اوليه وابتدائيه چين تدريس ميشد به نشر رسانيد، وي يگانه كسيست كه در آراء و نظريات كونفوشيوسي حجت و دليل پنداشته ميشود، زيرا درست ساختن امتحانات ديني كه توسط آنها اهليت اشخاص براي اشغال وظيفه حكومتي دانسته ميشود، به وي تعلق ميگيرد0
چهارم : تطور و ترقي تاريخي مفكورهء كونفوشيوسي :
1-كونفوشيوس به نقل آراء، وافكار، ومعتقدات متقدمين اقدام نموده آن را به زبان عصر خويش نوشته، وبه سه هزار شاگرد تلقين وتعليم مينمود0
2-عبادت در زمان وي درقدم اول براي پروردگار آسمان ويا به عبارت ديگر پروردگار اعظم بود و در قدم دوم براي پروردگار زمين، تقديس وتعظيم ملائكه و عبادت ارواح اجداد نيز وجود داشت0
3-وقتي كونفوشيوس وفات نمود در نزديكي نهر استس در شمال شهر دفن گرديد، بعدا مردم به تدريج در اطراف قبرش زياد شد وقريهء كونج را تشكيل دادند0
4-بعدا در اطراف قبرش مجالس علمي را تشكيل ميدادند0
5-نزديك قبرش معبدي بناكردند، بعد از آن به الهام گرفتن از افكارش شروع نموده بعد از آن به تقديس و تعظيمش پرداختند.
6-تا زمان امپرا طور اول خاندان هان 206 ق0م همينطور به تقديس وتعظيمش ادامه ميدادند، ولي در زمان وي مردم به عبادتش پرداختند، نذرها برايش تقديم مينمودند، و بالاي وزيران، كارمندان بزرگ ورجال دولت لازم بود كه قبل از اشغال وظيفهء جديد بايد قبر ومعبد وي را زيارت ميگردند0
7-در زمان « تشي إن شهوانج » امپراطور، صاحب ديوار بزرگ چين، كونفوشيوسيه دچار مغلوبيت ومظلوميت شدند، اين مغلوبيت از سال 212 ق0م تا سال 207ق. م. ادامه يافت، كه دراين دوران كتب شان را مي سوختاند، دانشمندان شان را بعضا اعدام وبعضا زنده به گور ميكرد، تعداد دانشمنداني كه آنان را زنده به گور كرده بود به 460 فيلسوف ميرسيد0
8-سال207 ق0م مردم به انقلابي اقدام نمودند كه تعظيم واحترام را دوباره به اتباع كونفوشيوس اعاده نموده مجد آن، توسط درست نمودن بار دوم كتابهايش اعاده گرديد0
9-وقتي امپراطور دوتي(140-87 ق0م ) آمد كونفوشيوسيه را دين رسمي دولت چين اعلان نمود، وكونفوشيوسيه درهمين مقام عالي خود تاسال 1912م باقي ماند0
10-فيلسوف موتزي Motze (470-381 ق0م ) مفكورهء جديدي را اضافه نمود و آن اينكه براي پروردگار آسمان مجسمهء بزرگي كه مشابه به انسان بود، درست نمود0
11-درسال 422 م معبدي براي كونفوشيوس در Chufu، آنجا كه قبرش است، بناگرديد0
12-درسال 505 م معبد ديگري در پايتخت اعمار گرديد، كتابهايش در مدارس به حيث كتب مقدس تدريش ميشد0
13-درسال 630 م يكي از بزرگان امر نمود كه در تمام اطراف امپراطوري معابدي بناء شود كه در آنها تمثال هاي كونفوشيوس وجود داشته باشد، همچنان امرنمود كه دانشگاه هائي ايجاد گردد كه در آنها نظريات و آراء كونفوشيوس، كه رمز وحدت سياسي وديني بود، تدريس وتعليم گردد0
14-درسال 735 م براي كونفوشيوس لقب ( ملك ) داده شد0
15-سال 1013م لقب « القديس الاعظم » براي وي اعطاء گرديد0
16-درسال 1330 م براي افرادي كه از نسل وي بود رتبهء شرف اعطاء گرديد، بعد از آن ايشان طبقهء شريف ونبيل به شمار ميرفتند0
17-درسال 1530 م تماثيلي كه درمعابد وجود داشت به تصويرها ولوحه ها تبديل گرديد، تاكه كونفوشيوسيه به دين بت پرستان خلط نشود0
18-درسال 1905م ستارهء كونفوشيوسيه روي به افول نهاد وامتحان ديني كه در تعيين وظايف ضروري بود لغو كرده شد0
19-درسال 1910 م شهاب هالي Halley درآسمان چين ظهور نمود و آن غضبي از جانب آلهة بالاي خاندان مانتشو شمرده شد، خانداني كه فساد در دورانش به اوج خود رسيده بود، بالآخره به انقلاب عمومي مفضي گرديد وانقلاب توسط استعفاي امپراطور از تختش درسال 1912 م به پايان رسيد، چين به نظام جمهوري تبديل گرديده كونفوشيوسيه از ساحهء سياسي و ديني پنهان و ناپديد گرديد، لكن بازهم در اخلاق و تقاليد چين وجود خود را حفظ نموده بود.
20-در سال 1928م به تحريم تقديم نمودن نذرانه به كونفوشيوس و منع برپا كردن مراسم ديني براي وي، فرمان صادر شد.
21- وقتي جاپانيها بر منشوريا غلبه نمودند روح بازگشت به سوي كونفوشيوسيه در چين دوباره تازه گرديده مردم در سالهاي (1930-1934م) بار ديگر به تقديم نذرانه ها پرداختند، همچنان تدريس كونفوشيوسيه درهمه جا شروع گرديد، زيرا آنان معتقد بودند كه بدبختي هاي شان بخاطر آنست كه تعاليم معلم بزرگ را ترك كرده اند، و حركت احياء جديد ، به رهبري تشانج كاي شيك شروع گرديد و تا بعد از جنگ جهاني دوم ادامه يافت.
22- در سال 1949م كمونيزم بالاي چين تسلط يافت، ولي به تدريج ميان چين و اتحاد شوروي مخالفت ها به ظهور رسيد كه سبب جدائي و دوري ميان هر دو كشور گرديد ، 