 به شكل ديوان ميباشد.
12-كتاب كداوا كدفياتا: يعني كتاب تعويذات.
دوم : طبقات رجال دين :
شرط است كه بايد شخصيت ديني جسم سالم، حواس درست، متأهل، فرزنددار، وختنه ناشده باشد،سخن شخصيت ديني در امور ديني اين طائفه، مثل حالات ولادت، نام گذاري، تعميد، ازدواج، نماز، ذبح وجنازه، مقبول و نافذ بوده قرار ذيل طبقه بندي شده اند :
1 -حلالي : به نام « شماس » ياد ميشود، وظيفه اش اينست كه با جنازه ميرود و سنت ذبح را ميان مردم برپا مينمايد، اين شخص جز با دختر خانه با ديگر كسي ازدواج نمي كند، اگر با بيوه ازدواج نمايد از رتبه اش افتيده واز وظيفه اش سبكدوش ميگردد، مگر در صورتي از رتبه اش پايين نمي آيد كه خودش با همسرش(360 ) بار در آب نهر جاري غوته بخورند.
2-ترميده : وقتي حلالي هر دو كتاب مقدس را يعني «سدره ادنشماثا و نياني» را كه كتاب هاي تعميد و اذكار است ، دانست، وظيفهء تعميد را توسط غوته خوردن در آبي كه نزد «المندي » موجود است، انجام ميدهد، وتا هفت روز ديگر بخاطري كه احتلام نشود ،بيدار باقي ميماند، البته در آن هفت روز بايد لحظه اي هم چشمش بسته نشود ، بعد از آن همين حلالي به مرتبهء ترميده ارتقا نموده وظيفه اش در عقد ونكاح نمودن دختران خانه منحصر ميباشد.
3-ابيسق : ترميده اي كه مختص به عقد بيوه گان شود، وي به ابيسق تبديل شده از اين رتبه اش ديگر انتقال نمي كند.
4- كنزبرا: ترميدهء دانشمندي كه هرگز عقد بيوه گان را نبسه باشد ممكن است كه به كنزبرا تبديل شود، البته اين در صورتي ميشود كه كتاب كنزاربا را حفظ نمايد، در آن وقت وي مفسرآن گرديده چيزهائي كه به ديگران جائز نيست به وي جائز ميگردد، واگر كسي را از افراد اين طائفه قتل نمايد ازوي قصاص گرفته نمي شود، زيرا وي رئيس الهي بالاي طائفه ميباشد . 
5-ريش امه : يعني رئيس امت وصاحب كلام مقبول ونافذ در امت، در ميان صابئهء امروزي كسيكه به اين مرتبه رسيده باشد وجود ندارد، زيرا وي به علم زياد وقدرت كامل ضرورت دارد.
6-رباني : به اين درجه جز يحيى بن زكريا عليهما السلام ديگر هيچ كس نرسيده است، همچنان جائز نيست كه در يك وقت و زمان دو رباني وجود داشته باشد، شخص رباني بالا ميرود تا در عالم انوار سكونت كند، باز پايين ميايد تا به گروه خود تعاليم دين را برساند، و دوباره به عالم رباني و نوراني خود بالا ميرود.
سوم : إله و يا پروردگار:
-در اصل به وجود إله و پروردگار يكتا، خالق و ازلي كه حواس او را درك نمي كند و مخلوق به او نمي رسد، عقيده دارند.
-ليكن بعد از اين پروردگار، آنان عقيده دارند كه ( 360) شخص ديگر وجود دارد كه كارهاي پروردگار را انجام ميدهند، اين اشخاص خدايان و آلهه نيستند، ملك و فرشته نيز نيستند ولي همهء كارها را، از قبيل رعد، برق، باران، آفتاب، شب، روز، و … انجام ميدهند، آن اشخاص غيب را ميدانند و هر كدام شان در عالم انوار مملكتي دارند.
-اين ( 360) شخص مثل ديگر مخلوقات زنده خلق نشده اند، ليكن خداوند آنان را نام گرفته ندا نمود و آنان خلق شده به زناني از جنس خود شان ازدواج نمودند، طريق توالد و تناسل شان اينطور است كه فردي از آنان كلمه اي را تلفظ نموده در اثر آن زنش فورا حامل شده يكي از آنان را تولد ميكند.
-معتقد اند كه ستاره ها جاي سكونت ملائكه است، از همين جهت ستاره ها را تعظيم و تقديس مينمايند. 
چهارم: المندي :
-مندي عبارت از معبد صابئه ميباشد، كتب مقدس شان نيز آنجا ميباشد، مراسم تعميد شخصيات ديني نيز در آن انجام داده ميشود، كه حين تعميد به كنار راست نهر جاري ايستاده ميشوند، يك دروازه ميداشته باشد كه به طرف جنوب مي باشد به قسمي كه شخص داخل شونده رويش طرف ستارهء قطب شمال قرار گيرد، وجود يك جوي آب كه متصل به آب نهر باشد ضروري ميباشد، دخول زنان در آن جائز نيست، ودر اوقات كار وجود پرچم يحيى u در بالاي آن حتمي است.
پنجم : نماز :
-دريك روز سه بار ادا مي شود: پيش از آفتاب برآمد، وقت زوال و پيشتر از غروب، و در  روزهاي يكشنبه و عيدها مستحب است كه با جماعت ادا شود، و در نماز ايشان ايستاده شدن، ركوع، نشستن بر زمين بوده سجده ندارد، تقريبا يك ساعت و پانزده دقيقه را در بر ميگيرد، نماز گزار در وقت نماز متوجه بطرف برج جدي بوده  لباسش  پاك  و پاهايش  برهنه باشد، هفت بار قرائت نمايد كه در قرائت خود پروردگار را تمجيد نموده  از وي استمداد نمايد و در خواست سهولت  اتصال به جهان انوار را نمايد.
ششم : روزه :
-صابئهء امروزي روزه را حرام دانسته آنرا از جملهء تحريم نمودن چيزهاي حلال خداوند ميدانند.
-لاكن در طول سال به مدت سي و شش روز از خوردن گوشت هائيكه براي شان حلال است امتناع ميورزند، البته اين ايام ضروري نيست كه پي در پي باشد.
-ابن نديم متوفي سال 385هـ در فهرست خود و ابن عبري متوفي سال 685هـ در تاريخ  مختصر دول چنين ميگويند كه روزه در هرسال 30 روز بالاي شان فرض بود [ولي صابئهء امروزي آنرا تغيير داده اند].
 هفتم : طهارت :
-طهارت بالاي مرد و زن يكسان وبدون تفاوت فرض ميباشد.  
-طهارت در آبهاي جاري كه از مجراي طبيعي اش قطع نشده باشد انجام ميشود .
-جنابت به طهارت ضرورت دارد كه آن با غوطه خوردن سه بار در آب جاري بانيت غسل انجام مي شود، البته بدون قرائت. زيرا در آن حالت قرائت جائز نيست.
-بعد از غطه خوردن در آب وضو كردن واجب بوده، و وضو كردن براي هرنماز نيز واجب ميباشد .طريقهء وضو چنين است كه شخص در وقت وضوكردن متوجه به ستارهء قطب بوده به كيفيتي آنرا انجام ميدهد كه مشابه به وضوء مسلمان است. در وقت وضو دعاهاي خاصي را نيز مي خوانند.
-شكننده هاي وضو: بول، غائط، باد، دست زدن به زن حائضه ونفاس.
هشتم :تعميد واقسام آن :
-تعميد بزرگترين شعائر اين دين بشمار ميرود وآن انجام نميشود مگر در آب جاري وتكميل نمي شود مگر به غوطه خوردن در آب، برابر است كه تابستان باشد ويا زمستان، ولي دراين اواخر رجال دين براي شان اجازهء غسل كردن در حمام را نيز داده اند وهمچنان براي شان طهارت كردن در آب هاي چشمه را  اجازه داده اند .
-بايد تعميد توسط شخصيات ديني انجام شود .
-تعميد در حالت ولادت ،نكاح، و تعميد اجتماعي و عيدها، به شرح ذيل انجام ميشود:
الف- ولادت : طفل بعداز چهل وپنج روز تعميد كرده ميشود تا از پليدي هاي ولادت پاك شود، يعني طفل در آب جاري تازانوهايش در حالي داخل كرده مي شود كه رويش بطرف ستارهء قطب باشد و در دستش انگشتر سبزي از آس باشد.
ب -تعميد نكاح:اين تعميد در روز يكشنبه به حضور ترميده وكنز برا، با غوطه خوردن سه بار در آب، همراه با تلاوت كتاب فلستا، با لباس خاصي انجام مي شود، بعد از آن زن وشوهر از گيلاسي كه پر از آب شده باشد وآن آب از نهريكه بنام ممبوهه ياد مي شود گرفته شده باشد ، مي نوشند. بعد از آن هر دو (البهثه) را ميخورند وپيشاني خويش را بر روغن كنجد چرب مي كنند، اين عمليه به زن و شوهر به هر كدام جدا جدا انجام مي شود . بعد از آن بخاطر اينكه آندو پليد اند تا هفت روز كسي بطرفشان نزديك نمي شود.بعد از گذشت هفت روز هر دو شخص بار دي