جمه احمد فهمي ابوالخير .
3- على حافة العالم الأثيري                 ترجمه احمد فهمي ابوالخير.
4-حافة المجهول                             آرثر كونان دويل.
5- الروحية الحديثة دعوة هدامة             د. محمد محمد حسين.

                          
زيديه
تعريف:
زيديه نزديكترين گروه هاي شيعه به اهل سنت و جماعت ميباشد، متصف به ميانه روي واعتدال بوده از افراط و غلو بدور ميباشند، اين گروه به مؤسس آن زيد بن علي زين العابدين منسوب است، وي كسي بود كه نظريهء شيعي خاصي در سياست و حكومت داشت كه در راه آن جهاد كرد و در راه آن كشته شد.
تأسيس و افراد برازنده:
-زيديه منسوب به زيد بن علي زين العابدين بن الحسين بن علي رضي الله عنه ( 80-122هـ ) ميباشد، وي كسي بود كه يك انقلاب شيعي را بر ضد اموي ها، در ايام هشام بن عبد الملك رهبري نمود، او را مردم كوفه بر اين قيام بر انگيختند، ولي وقتي كه دانستند وي از شيخين [يعني از أبوبكر و عمر] رضي الله عنهما اظهار برائت نمي كند و بر آنان لعنت نمي گويد، بلكه از آنها اظهار رضايت ميكند، فورا از وي دور شده  او را ترك كردند، آنگاه مجبور شد كه با لشكر اموي ها در حالي مقابله كند كه جز 500 نفر سوار ديگر كسي همراهش نبود، در اين جنگ تيري به پيشاني اش اصايت نموده به قتل رسيد.
-براي طلب علم در قدم اول و بخاطر طلب حق اهل بيت در امامت در قدم دوم، به طرف بلاد شام و عراق سفر نمود، وي شخص متقي،  پرهيزگار، عالم، دانشمند، مخلص، شجاع، باوقار و مهيب بود، و به قرآن كريم و سنت رسول الله (ص) دسترس داشت.
-علوم را از برادر بزرگش محمد باقر آموخت، كه وي يكي از امامان دوازده گانه، نزد شيعهء اماميه به شمار ميرود.
-با واصل بن عطاء رئيس معتزله يكجا شده با وي علوم را مدارسه و تكرار مينمودند، بنابرآن از افكار وي متأثر شد و بعضي از آن افكار را به افكار فرقهء زيدي انتقال داد.
-نزد وي ابوحنيفه نعمان بن ثابت [رحمه الله] شاگردي نموده از وي علم آموخته است.
-از مؤلفات وي اين كتابها اند: كتاب ( المجموع) در حديث و كتاب  ( المجموع) در فقه، كه آندو به حيث كتاب واحد بنام  ( المجموع الكبير) ميباشد، اين دو كتاب را شاگرد وي ابو خالد عمرو بن خالد واسطى ( و به اعتبار ولاء ) هاشمي، از وي روايت كرده ، وي در ربع سوم قرن دوم هجري وفات  نموده است.
-پسرش يحيى بن زيد نيز با پدر خود  در جنگ ها شركت نموده، ولي وي توانست كه به سوي خراسان فرار نمايد، لكن در آنجا هم از شمشير اموي ها نجات نيافت و سال 125هـ به قتل رسيد.
-بعد از يحيى امر به محمد و ابراهيم سپرده شد.
-محمد در مدينه قيام نموده توسط والي آن عيسى بن ماهان به قتل رسيد.
-و ابراهيم در بصره قيام كرد وبه امر منصور كشته شد.
-احمد بن عيسى بن زيد – نواسهء مؤسس زيديه- در عراق اقامت داشت، از شاگردان امام ابوحنيفه علم آموخت و مذهب خويش را ترقي داده غني ساخت [كمبودي هاي علمي و عقيدوي آنرا پركرد].
-از جملهء  علماء زيديه قاسم بن ابراهيم مرسي بن عبدالله بن الحسين بن علي  بن ابي طالب ( 170-242هـ )به شمار ميرود، براي وي يك طائفه ديگر از زيديه تشكيل گرديده كه بنام ( القاسمية ) شناخته ميشود.
-بعد از وي نواسه اش، الهادي الى الحق  يحيى بن الحسين بن القاسم (245-298هـ ) قرار دارد كه برايش در يمن امامت [امارت] برپا گرديد، و در آنجا با قرامطه جنگ نمود، براي وي نيز فرقه اي از زيدي ها تشكيل شد كه بنام هاديه معروف گرديد و در يمن و حجار و اطراف آن نشر شد.
-از ميان زيديه در بلاد ديلم و جيلان يك امام حسيني ظاهر شد كه وي عبارت است از ابو محمد حسن بن علي  بن حسن بن زيد بن عمر بن الحسين بن علي t (230-304هـ ) كه ملقب به «الناصر الكبير» و مشهور به «الاطروش» بود، اين  امام به آن مناطق هجرت نموده مردم را به سوي اسلام مطابق مذهب زيدي دعوت ميكرد كه به اثر دعوت وي مردم زيادي به دين اسلام مشرف شده از ابتداء زيديه گرديدند.
-و از جملهء آنان است داعي ديگر صاحب طبرستان، الحسن بن  زيد بن محمد بن اسماعيل بن الحسن بن زيد بن الحسن بن علي ، كه به سرپرستي وي  در جنوب بحر خزر سال 250هـ دولت زيديه تشكيل شد.
-از جملهء امامان شان محمد بن ابراهيم بن طباطبا نيز معروف است، كه وي دعوتگران خودرا به سوي حجاز، مصر، يمن و بصره روان كرده بود. و از اشخاص مشهور و بارز شان: مقاتل بن سليمان، محمد بن نصر، ابوالفضل ابن العميد، الصاحب بن عباد، و بعضي اميران بني بويه به شمار ميروند.
-از زيديه سه فرقه جدا شد كه بعضي آنها در شيخين [درابوبكر و عمر رضي الله عنهما] طعن وارد ميكنند، و بعضي شان از نظريهء امامت مفضول روگردانيده اند، كه آن فرقه ها قرار ذيل ميباشند:
1-جارودية:  ياران ابوالجارود زياد بن ابي زياد.
2-سليمانية : ياران سليمان بن جرير.
3-صالحية :  ياران حسن بن صالح بن حي.
4-بترية:     ياران كثير النوي الابتر.
-هر دو فرقهء صالحيه و بتريه در آراء و افكار مشابه و موافق اند.
-اين فرقه ها هيچ كدامش در نزد زيديهء معاصر كه طريق امام زيد بن علي را در ميانه روي و اعتدال پيروي ميكنند، مقام و مكان بارزي ندارند. 
افكار و معتقدات :
- امامت را در تمام اولاد  فاطمه رضي الله عنها  جائز ميدانند ، برابر است كه از نسل  امام  حسن باشد و يا از نسل امام حسين رضي الله عنهما . 
- امامت نزد آنان منصوصي نيست، و اين شرط نمي باشد كه امام سابق بايد امام  آينده را تعيين نمايد، يعني امامت ميراثي نبوده بلكه به اساس بيعت استوار ميباشد، بنابرآن هركسي از اولاد فاطمه رضي الله عنها كه دروي شروط امامت موجود باشد اهل آن به شمار ميرود0
-نزد ايشان اين جائز نيست كه امام مستور ومخفي باشد، زيرا تعيين وي توسط اهل حل وعقد ميباشد ، وتعيين وي بدين طريق درصورتي ميشود كه خودش خود را ظاهر نموده اظهار بدارد كه وي مستحق امامت است.
-وجود چند امام دراقطار مختلف و در زمان واحد به نزدشان جائز ميباشد0
-زيديه به امامت مفضول با وجود بودن شخص فاضلتر از آن، قائل اند، زيرا به نزد آنان شرط نيست كه امام بايد بهترين همه مردم باشد ، بلكه جائز است مسلمانان امام فاضلي داشته باشند وديگر شخصي هم وجود داشته باشد كه  از امام بهتر وافضل باشد، ولي بشرط آنكه امام دراحكام به وي رجوع كند و مطابق فيصله هاي وي، دراموري كه تعلق به راي دارد، فيصله نمايد 0
-اكثر زيدي ها به خلافت ابوبكر وعمر رضي الله عنهما اقرار دارند ، ومثل ديگر فرقه هاي شيعه آندو را لعنت نمي كنند ، بلكه اظهار رضايت مينمايند ، وبه صحيح بودن خلافت عثمان رضي الله عنه نيز قائل اند گرچه دربعضي امور انتقاد هايى بالايش دارند0
-در مسائلي كه به ذات خداوند تعلق دارد وهمچنان مسائل جبر واختيار به سوي معتزله ميلان دارند، مرتكب گناه كبيره را مثل معتزله در ( منزله بين المنزلتين ) ميدانند، ولي وي را مخلد وجاويدان در آتش نمي گويند، بلكه ميگويند: به اندازه اي ميسوزد كه از گناهان پاك شود بعد از آن به جنت برده ميشود0
    -تصوف را به كلي رد مينمايند.
-در نكاح متعه باشيعه ها مخالف اند و آنرا  بد ميبينند0
-در زكاة خمس وجواز تقيه ، درصورت لزوم ، با