دي، نصراني، و دهريت.
* شيعه، و فرهنگ فارس قبل از اسلام.
-در عقب حركت در تمام حركاتش اينها قرار داشتند:
1-يهود.                        2-استعمار روس.               3-استعمار انگليس.
انتشار و جاهاي نفوذ:
-اكثريت بزرگ بهايى ها در ايران جايگزين اند، و تعداد كمي از آنها در عراق، سوريه، لبنان و فلسطين اشغالي نيزميباشند.
مراجع:
1-المذاهب المعاصرة                            د. عبد الرحمن عميره.
2-البهائية اضواء و حقائق.                   احسان الهي ظهير.
3- هذه هي البهائية                            اصدار رابطه عالم اسلامي.
4-البابيون و البهائيون،                      عبد الرزاق حسين.
ماضيهم و حاضرهم.
5-البابية و البهائية                            محمود الملاح.
6-البهائية تاريخها و عقيدتها                 عبد الرحمن وكيل.
7-البهائية في الميزان                           محمد كاظمي قزويني.
8-البهائية في نظر الشريعة                    علي علي منصور.
و القانون.
9-البهائية                                       محب الدين خطيب.
10-البهائيون و قاديانيون                    د. محمد حسن اعظمي
11-البيانات                                    أبو الأعلى مودودي.
12-تاريخ الجمعيات السرية و               محمد عبد الله عنان.
الحركات الهدامة.
13-حقيقة البابية و البهائية                  د. محسن عبد الحميد.


 
بريلويت
تعريف:
بريلويت يك فرقه صوفي مشرب است كه در دور استعمار بريطانيا در هند پيدا شد، اين فرقه در دوستي و تقديس پيامبران و اولياء ، خصوصا پيامبر آخر زمان  صلى الله عليه و سلم افراط و بالا روي مينمايند، و به آنان صفاتي را نسبت ميدهند كه ايشان را از بشر بودن بالا ميبرد.
تأسيس و افراد برازنده:
-مؤسس اين گروه أحمد رضاخان پسر تقي علي خان (1272-1340هـ) (1865-1921م) ميباشد، كه خود را عبد المصطفى نامگذاري كرده بود، در قريهء بريلي ، ولايت اتراپرديش تولد شده، نزد ميرزا غلام قادر بيك برادر بزرگ ميرزا غلام أحمد قادياني، شاگردي نموده و درس خوانده است.
-سال 1295هـ به زيارت مكهء مكرمه رفت و آنجا نزد بعضي شيوخ درس خواند، وي خيلي لاغر، تند مزاج، تيز قهر، بدزبان و مصاب به امراض مزمنه بود، از جملهء كتاب هاي مشهورش: (أنباء المصطفى)، ( خالص الاعتقاد)، ( دوام العيش)،  (الأمن و العلى لناعتى المصطفى)، ( مرجع الغيب)، (الملفوظات) و ديوان شعري بنام (حدايق بخشش) است.
-در وصيتش آمده كه اگر به نزد يكان و خويشاوندان همراه با فاتحه هرهفته دوبار يا سه بار روان كردن اين اشياء ميسر شد، روان كنند: شير خشك، گل رياني
كـباب شامي، نـان با روغـن، قيماق، فريني، نسك، برنج با زنجبيل، آب سيب،
 آب انار، وايسكريم، اين وصيت در ميان پيروانش تا امروز عملي ميشود.
-ديدار علي بريلوي: سال 1270هـ در نواب پور ولايت الور بدنيا آمد، و در اكتوبر 1935م وفات نمود، از جملهء تأليفاتش: ( تفسير ميزان الاديان) و( علامات الوهابية ) است.
-نعيم الدين مراد آبادي (1300-1367هـ) = ( 1883-1948م)، وي مدرسه اي داشت به نام ( الجامعة النعيمية) لقبش صدر الافاضل است، از جملهء كتابهايش: (الكلمة العليا) و ( في عقيدة علم الغيب ) است.
-أمجد علي پسر  جمال الدين پسر خدا بخش: در كهوسي تولد شد، و از مدرسه الحنفيه جونبور 1320هـ فارغ گرديد، سال ( 1368هـ) مطابق به ( 1948م) در گذشت، وي كتابي دارد بنام ( بهار شريعت).
-حشمت علي خان : در لكهنو به دنيا آمد، از دروس خويش سال 1340هـ فارغ گرديد، و خودرا« سگ احمد رضاخان» ميناميد و به اين نام افتخار ميكرد ، همچنان ملقب به ( غيظ المنافقين) بود ، و كتابي دارد بنام ( تجانب اهل السنة)، سال ( 1380هـ) درگذشت.
-أحمد يار خان )1906-1971م)، خيلي متعصب بود، از جملهء مؤلفاتش: ( جاء الحق و زهق الباطل) و ( سلطنت مصطفى) است.
افكار و معتقدات:
-افراد اين طايفه معتقداند كه پيامبر  قدرتي دارد كه توسط آن بر كاينات
حكم فرمايى ميكند.
-امجد علي ميگويد: پيامبر  نائب مطلق الله سبحانه و تعالى است، همه عالم تحت تصرفات وي ميباشد، هرچه بخواهد ميكند، هرچيز به هركس بخواهد ميدهد، و هرچه بخواهد ميگيرد، و هيچ يكي در عالم وجود ندارد كه حكم و فيصله اش را تغيير دهد، سردار انسانهاست، كسيكه وي را مالك خود نمي داند از حلاوت سنت محروم است.
-براي محمد  و أولياء بعد از وي قدرت تصرف و تغييرات در كاينات موجود است، أحمد رضاخان ميگويد: « ياغوث( يعني يا عبد القادر جيلاني) قدرت«كن» براي محمد  از جانب پروردگارش حاصل است، براي تو از جانب محمد  حاصل است، و همهء آنچه از تو ظاهر ميشود دلالت به قدرت و توانايى تو بر تصرف ميكند، و دلالت براين مينمايد كه فاعل حقيقي در عقب حجاب تو هستي».
-نظريهء شان در بارهء پيامبر  خيلي غلو و افراط آميز است، حتى به مرتبه اي نزديك به مرتبه خدايى- العياذ بالله- وي را رسانيده اند، احمد رضاخان در حدائق بخشش 2/104 ميگويد: «يا محمد  گفته نمي توانم كه تو الله هستي، و نمي توانم كه ميان شما دو فرق بگذارم، امرت را به خدا ميسپارم، وي به حقيقت تو داناتر است.
-همچنان در توصيف نمودن پيامبر  به اوصافي كه از حقيقت به دور است مبالغه نموده اند، حتى كه وي را عالم الغيب ميدانند، احمد رضاخان در كتاب خالص الاعتقاد ص33 ميگويد: « الله تبارك و تعالى براي صاحب قرآن سيدنا و مولانا محمد  همهء آنچه  در لوح محفوظ است داده بود». 
-مي پندارند كه پيامبر  و اولياء آنچه را خداوند علمش را به خود تخصيص داده است ميدانند، احمد رضاخان در خالص الاعتقاد ص 53-54 ميگويد: «براي پيامبر  هيچ چيزي از امور پنجگانه كه خداوند  در ايت شريفه ذكر نموده پوشيده و پنهان نيست، چگونه بر وي پوشيده بماند در حاليكه قطب هاي هفتگانه امت شريف وي آن اشياء را ميدانند، در حاليكه قطب ها پايين تر از غوث اند، چه برسد به سيد اولين و آخرين كه وي سبب وجود همه چيز و از وي همه چيز است».
-نزد شان عقيده اي وجود دارد بنام ( عقيدة الشهود) يعني به عقيدهء آنان پيامبر  در هر زمان و مكان حاظر است  و بر افعال و كردار مخلوق ناظر ميباشد، احمد يارخان در كتاب (جاء الحق) 1/160 ميگويد: « معنى شرعي حاظر و ناظر آنست  كه صاحب قوه قدسيه ميتواند از همانجا كه است تمام عالم را همانند كف دست خود ببيند، و آوازها را از دور و نزديك بشنود، و در يك لحظه در اطراف عالم چرخ بزند، بيچارگان را كمك كند، دعاء كنندگان را اجابت نمايد».
-احمد سعيد مؤلف كتاب (تسكين الخواطر) ص85 ميگويد:«هيچ مكاني نيست كه رسول الله  در آنجا موجود نباشد [بلكه در هر زمان و هر مكان موجود است]».
-صفت حاظر و ناظر را به اشخاص ديگري نيز ثابت مينمايند، طور مثال به  خود أحمد رضاخان، در كتاب خود  (انوار رضا) ص 246 ميگويد: احمد بريـلوي زنده 
و موجود بوده در ميان ما ميباشد، براي ما كمك ميكند، و به فرياد ما  ميرسد».
-بشر بودن پيامبر  را منكر اند و اورا نوري از انوار خداوند عزوجل ميشمارند.
-احمد يارخان در كتاب خود( مواعظ نعيميه) ص 14 ميگويد: رسول  نوري از نور خداوند  است، و ديگر همه مخلوقات از نور وي اند، احمد رضاخان  در اشعار خود ميگويد: (وقتيكه نور الهي حلول كرده در صورت بشر نباشد اين گل و آب چه ارزش دارد).
-پيروان خويش را به