ايت كند، قرآن نيز بايد حكايت كند، لكن ورود اين دو اسم در تورات و قرآن براي اثبات وجود تاريخي شان كفايت نميكند».
-بعد از آن ميگويد: «قريش در قرن نهم ميلادي خيلي مستعد و آماده براي پذيرش اين اسطوره بودند» همچنان وي از اينكه نسب پيامبر r به اشراف قريش برسد انكار ميورزد و آنرا نفي مينمايد.
-طه حسين تقريري كه در بارهء لغت وادب ايراد نموده بود آنرا اول به الحمد لله و درود به پيامبر u شروع كرد و بعد از آن گفت: «شايد حاضرين، از اينكه من تقرير خود را به الحمد لله و درود به پيامبرش شروع كردم بخندند، زيرا اينكار مخالف عادت عصر و زمانه است» ( مجلهء الهلال) شمارهء اكتوبر و نومبر 1911م).
-بعد از سيطرهء متحدين بر حكومت، در دولت عثماني ها و سقوط سلطان عبد الحميد سال 1908م حركت تغريب اوج گرفت و ترقي كرد.
- سال 1924م كه حكومت مصطفى كمال اتاترك خلافت  عثماني را لغو نمود راه را براي روان شدن تركيه در قافلهء علماني جديد هموار ساخت و غربگرايى را بالاي تركيه به صورت جدي و تند آن لازمي گردانيد.
-علي عبد الرزاق: سال 1925م كتاب خود را بنام «الإسلام و أصول الحكم» به نشر رسانيد، اين كتاب به زبان هاي انگليسي و اردو ترجمه گرديده است، مؤلف ميخواهد در اين كتاب خواننده را قناعت دهد كه اسلام دين است ولي دولت نيست، سميث باري بيان ميكرد كه: تحريريت و علمانيت عالمي در عالم اسلامي رواج نمي يابد مگر در صورتي كه به آن رنگ  وصبغهء اسلامي داد، در اين بيان خود همين كتاب را طور مثال ذكر نمود، به تاريخ 12/8/1925م همين كتاب و مؤلف آن از طرف هيئة علماء ازهر محكوم شد و ضدش حكمي صادر شد كه طبق آن وي را ازجملهء علماء و دانشمندان خارج كردند.
-شخص مذكور به حيث مدير مجلهء رابطهء شرق ايفاء وظيفه مينمود، وي به مناسبت تكريم از صدمين سال روز وفات لارنست رينان مستشرق، كه در تاخت وتاز در مقابل مسلمانان و عرب هيچ نوع كوششي را دريغ ننموده بود، محفلي در جامعهء مصريه برگذار نمود.
-محمود عزمي از بزرگترين داعيان به سوي فرعونيه در مصر  بود، درس نزد استاذش دوركايم خوانده بود، دور كايم كسي بود كه دروقت درسش براي وي ميگفت: ( وقتي اقتصاد را ذكر كردي نام از شريعت مبر و وقتيكه شريعت را  ذكر كردي نام از اقتصاد مبر).
-منصور فهمي ( 1886- 1959م) : وي در اولين كتابي كه بخاطر دكتوراه خود نوشت و آن را به استاد خود ليفي بريل تقديم نمود بر نظام ازدواج در اسلام تاخت و تاز كرده بود و موضوع كتابش ( حال زن در تقاليد اسلامي و مراحل آن) بود، در همين كتاب خود ميگويد: ( محمد براي همهء مردم قانون ميگذارد و خود را از آن قانون استثناء مينمايد) و ميگويد( وي خود را از قانون مهر و شاهدان هم رها نموده) لكن همين منصور فهمي بعدا سال 1915م بالاي حركت تغريب انتقاد كرد، و نظر خود را در مورد غلطي هايى كه طه حسين و مدرسه اش مرتكب شده بود اظهار نمود.
-اسماعيل مظهر نيز از پيشوايان مدرسهء تغريب بود ( مجلة العصور) ولي ديري نگذشت كه در اوائل زمان نهضت جديد از اين مفكوره تحول نمود.
- زكي مبارك : از پيش آهنگان شاگردان طه حسين بود، نزد مستشرقين  درس خوانده بود، وي رسالهء دكتوراه خود را در بارهء غزالي و مأمون نوشت و در آن بالاي غزالي خيلي شديد تاخت و تاز كرده بود، ليكن بعدها از اين نوشتهء خود رجوع نمود و اين مقالهء معروف خود را نوشته كرد ( اليك اعتذر ايها الغزالي)، يعني « اي غزالي به پيشگاه تو عذر خواهي مينمايم».
-محمد حسين هيكل (1888-1956م) رئيس تحرير جريدهء سياست، وي از جملهء بارزترين غرب زدگان است، بخاطر پيروي از عقل، معراج را با روح و جسد انكار ورزيده، (حياة محمد) ولي بعدا خيلي معتدل شد، و مفكورهء جديد خودرا در مقدمهء كتاب خود( في منزل الوحي) نوشته است.
-امين خولي : وي از جملهء مدرسين مضمون تفسير و بلاغت در جامعهء مصر بود، افكار طه حسين را مبني بر تدريس فني قرآن به قطع نظر از منزلهء ديني آن ، ترويج ميداد وي به كوشش خود در اين باره در  سال 1947م ادامه داد  تا آنكه شيخ محمود شلتوت رازش را افشاء نمود.
-شبلي شميل ( 1860-1917م)  وي دعوت به سوي علمانيت وتاخت وتاز عليه ارزشهاي ديني و اخلاقي را رهبري ميكرد.


افكار و معتقدات:
 اول: افكار تغريبـي:
-پيامبر e از دوستي با كفار، امت خود را  برحذر داشته و گفته است: «لتتبعن سنن من قبلكم شبرا بشبر و ذراعا بذراع حتى لو دخولوا جحر ضب لدخلتموه» يعني: «روش كساني را كه قبل از شما بودند[يهود و نصارا را] وجب به وجب، گز به گز پيروي خواهيد نمود، حتى اگر آنان در غار سوسماري داخل شوند شما نيز داخل خواهيد شد».
-ابن خلدون موقف مغلوب را در برابر غالب شرح نموده ميگويد: «مغلوب هميشه دوست دارد كه غالب را در تمام احوال و رفتارش پيروي نمايد، حتى در شعارش، در لباسش و سائر امورش».
-مستشرق انگليسي جب كتابي دارد بنام « الى اين يتجه الإسلام» وي درين كتاب خود ميگويد: از جملهء مهم ترين مظاهر سياست تغريب در عالم اسلامي بالا بردن سطح كوشش در راستاي زنده ساختن تمدن هاي قديمي است، وي در همين بحث خود به صراحت بيان ميدارد كه هدف بحث و تحقيق آنست كه دانسته شود  حركت تغريب شرق تا كدام اندازه رسيده، و نيز دانسته شود : عواملي كه در مقابل اين حركت و تحقق آن مانع ايجاد ميكنند چه چيزها اند.
-وقتيكه لورد لنبي به تاريخ 1918م داخل قدس گرديد اعلان نمود: « حالا ديگر جنگ هاي صليبـي خاتمه يافت».
-لورنس براون ميگويد: خطر حقيقي  همانا در نظام اسلام و قدرت آن بر توسع و سيطره و در زنده بودن آن نهفته است، و يگانه ديوار مستحكم در مقابل استعمار غربي نظام اسلامي  ميباشد».
-دعوت  به سوي اينكه عالم  اسلامي لباس تمدن غربي را بر تن نمايد.
-كوشش بخاطر ايجاد نمودن يك نوع فكر اسلامي پيشرفته، چنان فكري كه مخالفت هاي فكر غربي را با فكر اسلامي ناديده گرفته بدين وسيله مميزات شخصيت اسلامي را از بين ببرد، اين همه بخاطر ايجاد نمودن روابط ثابت و پابرجا ميان غرب و عالم اسلام است تا مصالح و منافع غرب تأمين گردد.
-دعوت به سوي وطن پرستي ، تدريس تاريخ قديم، دعوت به سوي آزادي [يعني به شيوه غرب]، و قرار دادن آن به حيث اساس نهضت امت، عرضه نمودن نظام هاي اقتصادي غربي همراه با اعجاب  و خوب جلوه دادن آنها، تكرار نمودن جملاتي پيرامون تعدد همسران در اسلام، محدود بودن طلاق و اختلاط جنس ذكور و اناث.
- نشر مفكورهء عالميت و انسانيت،  پيروان اين مفكوره ميپندارندكه اين يگانه راهي است براي جمع كردن همهء مردم بريك دين و مذهب و بدين وسيله تمام اختلافات ديني و مذهبي از بين خواهد رفت كه در نتيجه همهء زمين وطن واحد گردد، داراي يك دين باشد، به يك لسان تكلم كنند و ثقافت مشترك داشته باشند، و اين در صورتي ميشود كه مفكورهء اسلامي ذوب شده در قالب زورمندان و سيطره داران انداخته شود، يعني در قالب مفكورهء كساني كه بر همهء عالم نفوذ دارند.
-نشر مفكورهء قوم پرستي قدمي بود به سوي تغريب در قرن نوزدهم كه از اروپا نشأت نمود و به مناطق عربي ، ايرانيان، ترك، اندونوزيا و هند